حفصه کردیه

                                                             حفصه کردیه

   حفصه دختر عمرو البصریه از زنان پارسا در قرن دوم قمری، نخستین عارف و صوفی است که پای در طریقت و سلوک نهاده. زنی سالک در خدمت شعوانه(1)و مرید وی بوده است. شعوانه بانویی از زنان پارسا و اهل عرفان که در قرن دوم می زیسته ،  عجم بود و بر طریقه مبارکه علویه کمیلیه بود.  بزرگانی چون ابوعلی فضیل بن عیاض بر علو مقام وی در زهد و عرفان گواهی دادند. حفصه عُمری را در ملازمت و خدمتگزاری شعوانه ـ عارفه قرن دوم ـ سپری کرده و از برکت صحبت وی از مراحل فنای نفس و پشت پا زدن به علایق دنیوی گذشته،  به صفای قلب و حضور دایم نایل گشته، در زهد و تقوی شهرت به سزایی داشت.

   جامی در نفحات الانس می نویسد: « کردیه حفصه ازبصره یا اهواز بود خدمت شعوانه می کرده است وی گفته که شبی پیش شعوانه بودم  در خواب شدم پای خود بر من زد و گفت بر خیز ای کردیه که این جا جای خواب نیست . جای خواب گور است. وی را گفتند که از برکات صحبت شعوانه چه رسید ترا؟ گفت: از آن وقت باز که به خدمت وی رسیدم دنیا را دوست نداشتم و غم روزی نخوردم و هیچکس از اهل دنیا در چشم من بزرگ ننمود از جهت طمع و هیچ یک از مسلمانان را خوار نشمردم.»

 وی به احتمال قوی از اکراد خوزستان یا همان لرها ، بود زیرا  جامی به صراحت وی را از بصره یا اهواز می داند. درآن زمان چنانکه قبلاً گفته شد الوار ، کرد اطلاق می شدند و نزدیکترین اکراد به بصره ، کردهای بودند که در مناطق کوهستانی خوزستان سکونت داشتند. به نقل از جامی ، شعوانه عجم و شیعه بود زیرا  بر طریقت فرقه کمیلیه بود که خود را منسوب به کمیل ابن زیاد نخعی صحابه معروف حضرت علی (ع)  می دانستند. گروهی از پیروان فرقه کمیلیه در قرون پنجم و ششم در مناطق لرستان زندگی می کردند. دو تن از رهبران آنها به نامهای داود بن محمد معروف به خادم الفقرا و محمد ابن مانکیل در لرستان زندگی کردند و وفات یافتند. کرد بودن و تشیع حفصه دلالت بر آن دارد که موطن اصلی وی سرزمین لرستان بود

توضیحات
1- شعوانه زني عياش و فاسد در بصره بود. در بدنامي شهره‌ي شهر بود. اسم پرآوازه «شعوانه» برسر زبان‌ها افتاده بود. روزي به اتفاق كنيزان خود با كبر و ناز خاصي از در يكي از منازل كوفه مي‌گذشت. ناگاه صداي ضجّه‌ي اهل خانه او را درجا ميخكوب كرد. شعوانه از آن صدا متأثر شد و به فكر فرو رفت: اي خدا! اين چه شيوني دردناك و خروشي خوفناك است؟ مي‌خواهم بدانم درون اين خانه چه مي‌گذرد و چه بلايي به سرشان آمده كه اينطور گريه مي‌كنند؟
به يكي از كنيزان دستور داد: «به اين خانه برو و خبر بياور ببينم اين‌جا چه رخ داده است.» كنيز به داخل خانه رفت، ولي بازگشت او به طول انجاميد، به طوري كه شعوانه كنيز دوم را براي اين كار به خانه فرستاد ولي برخلاف انتظار او هم رفت و بيرون نيامد، كنيز سوم را طلبيد و به او دستور اكيد داد كه زود برگردد و به من خبر بده كه اينجا چه مي‌گذرد.
او به درون خانه رفت و پس از لحظه‌اي بازگشت و به شعوانه گفت: «اين‌جا محل توبه، گريه و ناله از خوف خداست! جمعي گنهكار را ديدم كه از جرم و عصيان خود پشيمان شده، سيلاب اشك از ديدگان آنها فرو مي‌ريزد. آنان گوش جان به سخنان مردي پاكدل سپرده‌اند كه ايشان را از عذاب الهي بيم مي‌دهد.شعوانه بي‌اختيار پاي در درون آن توبه‌خانه نهاد، وقتي به آن مجلس وارد شد، واعظي را ديد كه برمنبر وعظ تكيه زده، مشغول تفسير اين آيات كريمه است:
« بَلْ كَذَّبُوا بِالسّاعَةِ وأعْتَدْنا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسّاعَةِ سَعير* إذا رَأتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعيدٍ سَمِعُوا لها تَغَيظاً وَزَفِير* وإذا ألْقُوا مِنها مكاناً ضيِّقاً مُقَرّنينَ دَعَوْا هُنالِكَ ثُبُور* لا تَدْعُوا الْيوْمَ ثُبُوراً واحداً وادْعُوا ثُبُوراً كَثير»(سوره فرقان آیه 11 تا 14)
  «بلكه [آنها] رستاخيز را دروغ خواندند، و براي هركس كه رستاخيز را دروغ خواند، آتش سوزان آماده كرده‌ايم؛ چون [دوزخ] از فاصله‌اي دور، آنان را ببيند، خشم و خروشي از آن مي‌شنوند؛ و چون آنان را در تنگانايي از آن زنجير كشيده بيندازند، آنجاست كه مرگ [خود] را مي‌خواهند؛ امروز يك بار هلاك [خود] را مخواهيد و بسيار هلاك [خود] را بخواهيد.»

اين آيات ناگهان چنان روح و روان هوسباز آن زن را دگرگون ساخت كه همه‌ي خوشي‌هاي كاذب او را از ميان برد، پس با حالي افسرده و پريشان نزد واعظ آمد و پرسيد: «آيا من هم مي‌توانم توبه كنم؟ آيا خدا گناهان مرا نيز مي‌بخشد؟» واعظ او را نمي‌شناخت گفت: «آري اي زن! خدا گناهان تو را مي‌بخشد هرچند گناهانت به اندازه‌ي گناهان شعوانه باشد!» زن با حال بيم و اميد گفت: «شعوانه منم!!»
واعظ باز هم او را به سمت توبه تشويق كرد و به لطف و كرم بي‌منتهاي خداي سبحان اميدوارش ساخت. هنگامي كه شعوانه از آن خانه بيرون آمد تمام كنيزان خود را آزاد ساخت و خود به دنبال عبادت و بندگي رفت. از بندگي هوی رست و به بندگي خدا پيوست. در اين طريق تا آنجا پيش رفت كه خود بركرسي وعظ و خطابه نشست. او كه از خودسازي بدنش ضعيف و لاغر گشته بود، روزي به بدن نحيف خود نگاهي كرد و آهي از نهادش برآورد: «اين دنياي من است كه اينطور بدنم آب شد، پس سرنوشت قيامتم چه خواهد بود؟». روزي از سر دلسوزي به او گفتند: «چرا اين قدر گريه مي‌كني؟ مي‌ترسيم عاقبت كور شوي!» گفت: « كو ري در دنيا بهتر از كوري آخرت است»
او ديگر شعوانه سابق نبود. ديگر صدايش را براي نامحرمان به سوغات نمي‌برد، بلكه در مجالس مذهبي با آهنگ پند و اندرزش قلوب پاك را به حكمت و علم زينت بخشيده، اشك چشم شنوندگان را از خوف خدا برگونه‌هايشان جاري مي‌كرد. ( معراج السّعادة مرحوم نراقي؛ كيفر گناه آقاي رسولي محلاتي با اندكي تصرف)

دیدگاه‌ها   

 
0 # سیدمحمد م ث 1393-10-17 14:33
این واژه را درست بنویسید: گردیه اسم ایشونه نه کردیه...اسم ایشون در دوره قدیم که تلاش بر عربیزاسیون زبان بود، با کاف تلفظ می شد..گردیه نام خواهر شجاع بهرام چوبینه
پاسخ دادن
 

نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: