|
میل به خدمت
در قلب من عشق به ایران نهفته است خشم و غرور مردم ایران نهفته است
قلب مرا جزیره خشکی گمان مبر دریای بیکران و خروشان نهفته است
گشتم در این دیار و در بین مردمان یافتم چه غم ها و دردها که در ایشان نهفته است
آزاد نیستم هرگز از غم و درد آن یتیم که در ورای چهره ی او غمی جاودان نهفته است
هر که را بینی در این جهان کم و بیش در پس چهره خندان او رازهای فراوان نهفته است
آنچه گردانده ما را استوار به تحمل غم عشقی است به خدا و خلق او که در دل نهفته است
دل رنگین کمان از آن خون است به جهان که اشک و خون عزیزان در کیمیای جان نهفته است
خالی دل مرا تو ز تاب و توان مدان پویایی و میل به خدمت در آن نهفته است
در تنگنای سینه ی حسرت کشیده ام گهواره غیرت و همت شیران نهفته است
هرگز مپندار که ریشه پیوند من گسست در سینه ام عشق و محبت یاران نهفته است ارسال یادداشت (0یادداشت) |