|
نویسنده آزاد مردان
|
|
1389/02/08 ساعت 21:20:56 |
|
تشیع در بختیاری
سالها پيش، هنگام تحصيل در دوره كارشناسي ارشد، به تحقيق و پژوهش در باره بختياري ها علاقه مند شدم. پس از بررسي به اين نتيجه رسيدم كه درباره موضوعاتي تحقيق كنم كه تا به حال كسي به آنها نپرداخته يا مطالعه آن موضوع محدود و ناكافي باشد، در اين ميان زبان و مذهب كمتر مورد توجه قرار گرفته بود. به همين خاطر ((بررسي گويش بختياري)) موضوع پايان نامه ام شد، بعد از آن از هر فرصتي استفاده كردم و به مطالعه مذهب بختياري ها مبادرت نمودم، دريافتم بيشتر نويسندگان بختياري اطلاعات جامع و دقيقي درباره سير مذهب بختياري ها و تحولات مربوط به آن ارائه نكرده اند و حتي برخي از آنان در صدد هستند هويت شيعي بختياري ها را نفي و انكار كنند و عقايد و باورهاي آنان را به اديان و مذاهب ديگر نسبت دهند و تشيع آنان را محدود به چهارصد سال اخير نمايند. علاقه و وابستگي تاريخي آنان را به مذهب شيعه كم رنگ جلوه دهند و گذشته بعد از اسلام آنان را بيگانه با مذهب شيعه معرفي كنند و بيشتر با بزرگ جلوه دادن برخي باورها و روحيات ملي و قومي، قوميت آنان را جداي از مذهب بدانند. شواهد بسياري مانند: عموميت داشتن مذهب شيعه در مناطق لرنشين، محبت و دوستي با خاندان پيامبر، كثرت سادات، امام زاده ها و زيارتگاهها در اين مناطق و فقدان نشانه هاي بارز گرايش به مذاهب ديگر، حكايت از پيوندي عميق و ريشه دار ميان قوم لر و مذهب شيعه دارد. تا جايي كه درستي قول برخي نويسندگان مبني بر ((تشيع فطري الوار)) به ذهن مبادرت مي نمايد و مورد تأييد قرار مي گيرد.

اين مسايل مرا سخت تحت تاثير قرار داد تا درباره اين موضوعات و به تناسب بضاعتم به كاوش بپردازم. با وجود ضعف منابع، به ناچار براي جمع آوري اطلاعات، به كتابخانه هاي معتبر علمي شهرهاي مشهد، تهران، اصفهان، قم، شيراز و اهواز سر زدم و بسياري از كتب مرجع و منابع تاريخي را براي يافتن نام، كلمه يا جمله اي ورق به ورق و سطر به سطر خواندم. هر چه بيشتر تحقيق مي كردم، انگيزه ام براي ادامه كار افزون تر مي شد و به غيرعلمي بودن و سطحي نگري ديدگاههاي بسياري از مولفان درباره مذهب بختياري ها واقف تر شدم. با توجه به مشكلات فوق در امر تحقيق اطمينان دارم كار بي عيب و نقصي ارائه نداده ام و در بسياري از مسايل باعث ايجاد سئوالات و ابهاماتي خواهد شد.
|