|
جایگاه زن در تمدن ایلام مقدمه مکاتب ، تمد نها ، ملل و گروههای انسانی مختلف هر یک به انسان نگرش خا صی دارند و این نگرش زا ئیده ی فلسفه ی اجتما عی حاکم برآنها ست. نوع جها ن بینی افراد و جوامع ، مدیون باورها و بردا شت ها ی آنا ن از مبدآء و غایت زندگی ، خالق جهان و رسا لت انسان است. نگاه و نگرش انسا ن به مقولا ت بالا گاهی از تخیل و زمانی از فهم فلسفی و یا اندیشه ی علمی سر چشمه و الهام می گیرد. در ملل باستان برای فهم این مسائل و تفسیر آنان ، به ناچار با ید به بررسی و تجزیه و تحلیل اساطیر پرداخت و وام گیری این باورها را در جها ن بینی همسایگان نیز می توان جستجو کرد. اسا طیر در قالب پیکره ها ، نقاشی ها ونو شته های پر رمز و رازی بیان شده است که فهم و شنا خت آنها میسر نمی شود مگر با یک کنکا ش دقیق علمی و تحقیقاتی. برای شناخت مو قعیت وجایگا ه زن نیز ناچاریم به سراغ اسطوره ها ، پیکره ها ، نقاشی ها و نوشته و آثار بر جای مانده از تمدن ایلام برویم. تمدنی که سه هزار سال دوام آورد و بخش های وسیعی از جنوب غرب ، جنوب ایران امروزی و دامنه های زاگرس را در بر می گرفت و سر انجا م به دلیل کشمکش ها ی فراوان با همسایگان و به ویژه اختلافات داخلی بسیار ضعیف گردید و به آرامی به دولت وتمدن هخامنشی پیو ست.
1 – الهه های ایلا می برا ی آگاهی از موقعیت و جایگا ه زن در ایلام ، بدون تردید باید به مطالعه و شناخت باورها ی دینی و نقش و تاثیر الهه های زن در زندگی ایلامیان پرد خت زیرا خدایان زن در سرتاسر تمدن کهن ایلام حضوری چشمگیر و اثر گذار داشتند اگرچه در اواخر، خدا ی مرد خدای برتر شد ولی الهه ها نیز فراموش نشدند وهمچنان محبوب و مورد پر ستش مردم باقی ماندند.
در بسیا ری ا ز ملل و اقوا م گذشته این با ور وجود دا شته است که رب النو عه ها و الهه ها مسئول آفر ینش و سر چشمه ی همه ی نیروهای مولد هستند. الهه ها یی هما نند اسیس (isis ) د ر مصر ، اینانا و ایشتر در بین النهرین ، انث د ر کنعا ن ، افرو دیت و هرا در یونا ن ، سر سو تی در دره ی سند و کیر یریش ، پی نی کیر ، پارتی و نروندی د ر ایلا م و آنا هیتا درایرا ن به دلیل باروری ، زایش و زایندگی و حیا ت بخشی بسیا ر مورد تو جه و احترام بودند وهمین با ور به زن جا یگا هی وی وپژه بخشید. یکی از و یژگیها ی د ین ایلا می تا کید و توجه خاص به زن و پر ستش مار بود ، باوری که در بین ملل دیگر و به خصوص آریا ئیها یی که به ا یرا ن می آ یند ، دیده نمی شود و این دو نما د باروری و منشا ء حیا ت و زایندگی هستند. بدون تردید انا ث زایندگی و زایش دارند.زنان انقلاب بزرگ نو سنگی ، کشا ورزی و تو لید خورا ک را آ غا ز کردند. قبل از آن مردا دا ئما د رحال شکا ر و تهیه ی غذا و یا دفع خطر و حمله ی حیوانات وحشی و سا یر د شمنا ن بودند اما زنان پیو سته در کنار فرزندان و سر پرست آنا ن بودند ، خا نواده ی مادرسالار نتیجه ی این و ضعیت بود. تمد ن ایلا می در سرزمینی شکل گرفت که بخش مهم آن ، در محدوده ی هلال حاصلخیز وا قع بود. جایی که انقلا ب مهم نو سنگی اتفا ق و پیدا یش کشا ورزی را به پی دا شت. در ادامه ایلامیان به دشتها سرازیر شدند ، شهرها وآبادیها را بنا کردند و بدینسا ن تمدن ایلام بنیاد نهاده شد. تمد نی که با ورها ی مذهبی ا ش عمیقا متاثر از چند عامل بود : نخست آثار بر جای مانده از دوران مادر سالاری سبب گردید تا الهه ها از مو قعیت والا یی بر خور دار باشند الهه ها یی که در ا قتصا د متکی بر کشت و زرع ، زا ینده و با رور بودند و به کشاورزی رونق می دادند. بسیاری از صاحب نظران بر این عقیده هستند که بر ایلا م اولیه نظام مادر سالاری حاکم بود و «مادر بزرگ خدایان» بر نظام دینی ایلام سلطه ی بی چون و چرایی داشت. ولی تحولات بعدی باعث گردید که خدای مرد برتری یابد اما الهه های زن هیچگا ه از گروه خدایان ایلا می حذف نشدند و در قلب مردم عامی جایگا هی ابد ی یافتند.(1) دیگری کوهستان غنی و سرشار از مواد غذایی زاگرس ، کوهستا نی که هم پناهگاهی مناسب و هم سرزمینی مستعد با انبا ر غذایی بکر و متنوع بود و حتی همسایگا ن آنها سخت به منابع مو جود آن نیاز مند بودند. اهمیت آن تا به حدی است که ایلا میان نام خود را نیز از آن الها م گرفتند. تا ثیر کوهستا ن را می توان در عناصر دینی ، اجتما عی ، سیا سی و فرهنگی آنا ن به وضوح مشاهده کرد. بسیاری بر این باورند که معابد «زیگوراتی» شکل ایلامیها و اقوام بین النهرین ،الهام گرفته از کوه و کوهستان است. این معابد زنبیلی شکل نماد کوه و کوهستان پر خیر و برکت است که بلندای قله آن بهترین و نزدیک ترین مکان برای برقراری ارتباط با خداست. دیگری منا بع فراوان آب که به صورت رودخا نه ها ، چشمه ها و تالابهای پر آب و دایمی در قلمرو ایلام دیده می شود وحیا ت مستمر گروهها ی انسانی و شکل گیری شهرها و آبادیها مدیون این آبها است که از کوهستان جو شیده است. عامل دیگر دشت وجلگه ی حاصلخیزخوزستان است که جاذبه های آن ، کوه نشینان را به دشت سرازیر کرد. آوازه وشهرت تمدن ایلامی و پایتختش ، مدیون برکت وحاصلخیزی این جلگه است. عامل مهم دیگری که الهام بخش باورهای مذهبی ایلام گردید ، وجود همسایگا ن قدرتمندی بود که دایماً با ایلا م در کشمکش ، نزاع و تعامل بودند ، گا هی غالب وزما نی مغلوب می شدند. در این برخوردها وتما سها ، متناسب با قدرت و موقعیت خود هم از باور دینی ایلا م تاثیر پذیرفتند وهم باورها ی دینی خود را نفوذ و سرایت دادند. ملل و اقوام کشاورز بین النهرین نیز باروری و سرچشمه ی حیات را به الهه های « اینانا » و« ایشتر » یا « ایشتار» (ishtar ) نسبت می دادند که از محبوب ترین و مهمترین خدایا ن آنها بود و بزرگی و شهرتشان همسایگا ن را نیز مغبو ن و متاثر از خود ساخت. همه ی این عوامل در گرایش ایلا میا ن به الهه ها و پرستش آنها موثر وا قع شد. کوهستا ن ، آب و جلگه با زایش ، باروری وحیات ارتباط بسیار نزدیک و تنگا تنگی دارند. هر سه مایه حیات ، سر چشمه ی زندگی و منشاء آبادانی هستند. پس ایلا میها بدین سبب به الهه ها توجه وگرایش خاص دارند و در طول حیات تمدن خود الهه ها را در ردیف خدایا ن برتر و بلند مرتبه جایگا ه ثابتی دادند. «مهرداد بهار» د ر ا ین باره می گوید: « وجود پیکرک ها ی سفالین الهه مادر ، پیرایه ها و زیور ها ی فلزیی که پیکرک ها ی ا لهه مادر بر خود دارند ... وجود مهر های گردا نی که صحنه ها ی آیینی بر آنها منقش است و اطلاع مکتوب د ر باره ی وجود آیین های پیرامون الهه مادر و شرکت مردم د ر این آیین ها در آسیای غربی می رساند که نقطه ی مرکزی در آداب دینی جوامع کهن و مادر سالار، از آ سیای میانه تا غرب آسیا و مد یترا نه شرقی ، ستا یش الهه مادر بوده است.» (2) درایلا م اغلب ارباب انواع به شکل زنان زیبا و خوش اندام و مظهر خرد و دا نش تصویر شده اند. این الهه ها قدرتمند و محبوب بودند ، این احترام ناشی از اعتقاد به زنانگی جاویدا ن و باروری آنان بود. برخی از آنا ن در سرا سر سرزمین ایلا م مورد پر ستش بودند. برخی از این الهه ها عبارتند از: • الهه ی « پی نی کیر» (pinikir) الهه ی بزرگ مادر، ایزد بانوی بومی شهر شوش ، والاترین خدا ، کد بانوی ارگ و فرما نروای آسمان که د ر سراسر قلمرو ایلا م مورد پرستش بوده است وجایگا هی برتر داشت ، بر اساس باور ایلامیها ، مکان برتر دنیا متعلق به این الهه بود. در میان مردم بسیا ر محبوب بود و در سیستم نام گذاری ایلامیان بسیار مورد استفا ده قرار می گرفت. • الهه ی « کیریر یش » که در شوش به وی لقب « مادر خدایان » و « با نوی معبد برتر» دا دند. معبد وی در« لیان» حوالی بوشهر بود. بسیاری از دانشمندان کیریریش را همان پی نی کیر می دانند. • ا لهه ی « پا رتی» ( parti )که د ر سنگ نوشته ی « ا شکفت سلما ن » ایذه ، وی «مادر خوب خدایان» معرفی شده است و به وسیله ی ساکنا ن منطقه پر ستش می شده است. • الهه ی« نروندی» ( ( narunte الهه ی پیروزی که ازموقعیت خاصی برخوردار بود. • همینطور الهه های مانند:« منزت » ( manzat )الهه ی که به نام « بانوی بزرگ» شناخته می شود ، الهه های« شیا شوم» ( ( shiashum ،« نیارزینا » ( niarzina ) ، « نینورتا » ( ninurta ) ،« نین کرک» ( nin-karrak ) ، «اشهارا » ( ashhara ) ، « نین گال» ، « انونی توم» ، « شل » ، « لکمر» ( lakamar ) ، « هیشمیتیک » ( hishmitik ) و« ایشن کرب»( ( ishne – karab از دیگرالهه های ایلا می هستند. این الهه ها هر کدام دارای معبد ی بودند بعضی از آنها مشهور ترین و بزرگ ترین معابد را به خود اختصا ص دادند. الهه ها همچنان همسر نیز داشتند. ایلامیا ن برای الهه ها پیکره های برهنه ایی می ساختند که با برزگ نمایی اندامها ی زنانه به نقش آنها در باروری و زایندگی اشاره می کند. تعداد زیادی از این پیکره ها که یکی از مشخصه ها ی دین ایلامی است ، در کاوشها ی باستا ن شنا سی به دست آمده ا ست. « مجید زاده » معتقد است که الهه ها فروانروایا ن اصلی ایلا م هستند که به تدریج و ناخوا سته جا ی خود را به خدایان مرد واگذار کردند.(3) بنابر این در فرهنگ ملل آسیا ی غربی قد یم ایزد با نوها ی قدرتمند ی وجود داردکه بازمانده ی الهه ی مادر در دوران کهنتر است ومظهر باروری ، عشق وجنگ هستند. مقام رفیع این الهه ها ، نشان دهنده ی قدرت زنان در جهان بینی آنها و سبب گردید تا نگا ه مردم این فرهنگها از جمله ایلا میها به زن ، نگا ه و نگرش مثبتی باشد و زنان از حقوقی برخوردار با شند.
2 – زن در هنر ایلامی برتری زن در مذهب ایلام وتخصیص بالاترین مقام د ر مجمع خدایان به «الهه ی بزرگ» موجب گردید تا تصویر زن به طرزچشمگیری در هنر ایلا می مورد توجه و استفاده قرار گیرد. آثار بر جای مانده از ایلام شامل پیکره ها ، مهرهای استوانه ای ، نقوش صخره ای ، ظروف منقوش ، ابزار و وسایل ، کاشی و آجرهای منقوش ، گورها و معابد است. پیکره های ایلا می که از جنس گل ، سنگ و فلزهستند ، بیشتر به الهه ها و زنان اختصاص یافته اند. به عنوان مثال یکی از معروفترین آنها ، پیکره ی الهه « نروندی » ، الهه ی پیروزی است که یادآور پیروزی ایلام بر همسایگان است ، وی سوار بر شیر است یا شیرها همچون دو نگهبان نیزه بد ست از معبد وی پاسبانی می کنند. پیکره ها - ی الهه ها و زنان برهنه ، مادر و کودک، الهه و زنان در حال نیایش ، الهه با پرندگان و ملکه در میان آثار بد ست آمده به وفور یافت می شود. نقوش الهه های در حال شکار و سوار بر شیردر مهرها ی استوانه ای ایلا می نیز فراوان دیده می شود. در نقوش برجسته ی بر روی سنگ نیز ، نقش الهه ، ملکه ، مار و زن برهنه و زن در حال نخ ریسی د یده می شود. در حجاریهای اطراف ایذه در اشکفت سلمان و کول فره ، صحنه ها ی نیایش خانوادگی با حضور چشمگیر زن و مناسک دینی با حضور ملکه به نمایش گذا شته شده ا ست. در نقش بر جسته کورانگا ن نیز الهه ی کیریریش حجاری شده است. تقریباً می توان تصویر زن را در ا نواع آثار برجای مانده از دوره ی ایلام مشا هده کرد. در دوره ها ی بعد در میان مادها ، هخا مشی ها و دیگرا ن ، بندرت ازتصویر زن استفاده شده است. اما تاکید و استفاده از تصویر زن در هنر یکی از مشخصه ها ی هنر ایلا می بشمار می آید، نمایش شرکت زنان در مراسم دعا و نیایش در کنار مردان ، نشان از حیات دینی زنان دارد، گویای این حقیقت است که زنان نیز به مانند مردان می توانستند به پرستش خدایان بپردازند و در مناسک دینی شرکت کنند. نمایش تصویر زنان در اندازه و به بزرگی نقش مردان ، اهمیت موقعیت اجتما عی و طبقاتی آنان را بیان می دارد، به همان اندازه که مردان می توانند ازجایگاه و منزلت بالایی برخوردار باشند زنان نیز می توانند از نظر طبقاتی در طبقات بالا جای گیرند ، بزرگی نقش و تصویر آنا ن که همتراز شا ه و وزیر و بزرگتر از سا یرین نشان داده شده است ، حکا یت از جایگاه رفیع آنان دارد. در معماری ایلا م و ساخت معبد نیز الهه ها فراموش نشدند بسیاری از پادشاهان ، ساختن معبد برای الهه را افتخاری برزگ برای خود می دانستند ، به ویژه در ایلام اولیه ، برترین مکا ن ومعبد متعلق به الهه ها بود ، باستان شناسان در معبد چغا زنبیل ، معبد و جا یگاه پرستش الهه های بزرگ ایلامی را تشخیص دادند. زن و جنس مونث سهم فراوانی در بگذا شته های هنرایلا می دارد ، استفا ده از تصویر زن هم جنبه ی آیینی با راز و رمزها ی بسیار دارد و هم جنبه نما یشی و زیباشنا ختی . در هر دو حالت نشان از جایگا ه خاص زن و توجه ویژه جا معه به وی دارد. «پیر آ میه » معتقد ا ست « تما م ملل اولیه درنقاشیها زن را برمرد ترجیح می داد اند.»(4 ) اگر زن عنصری پست و بی مقدار بود چنین در هنر ایلا می تجلی پیدا نمیکرد. اصولاً انسا ن داشته های ارزشمند خود را در مباحث و مقوله های مهمی چون دین وهنرکه در ایلام از پیوستگی و آمیختگی برخوردارند ، عرضه می دارد . به تصویر کشیدن خدایان در شکل و سیمای زنان زیبا و خوش اندام و گاهی با لباس فاخر و آرایش گیسوان و سوار بر حیوان قدرتمندی مثل شیر و فراوانی آنها درقالب پیکره ها و نقوش مختلف ، موقعیت اجتماعی ممتاز زن در تمدن ایلا م را بازگو می کند. حجا ری نقش ملکه و زنان اشرافی در نیایش خانوادگی ، مناسک دینی و تشریفات آیینی – سیا سی با لباس اشرافی وموهای بافته و آرا یش ، که در تاریخ سرزمین کهن ایرا ن بی نظیر است ، موقعیت ممتاز زن ایلا می را تایید می کند.
3 – نقش اجتماعی زن شواهد و قرائن نشان می دهد که نظا م مادرسالار ی در آسیا ی غربی و در بین ایلامیان اولیه حاکم بوده است. زیرا مردان غالباً برای تهیه غذا و مقابله با خطر حیوانات وحشی و دیگر دشمنان ، دور ازخانواده و زن و فرزندان بودند. ولی زنان در خانه حضور دائمی داشتند و محافظ فرزندان بودند ، تربیت کودکان ، خدمت به اعضا ی خانواده ، برقراری نظم در خانواده و اد ره ی آن را برعهده داشتند. کودکان از جا نب مادر نسب می بردند. مادر به واسطه ی قابلیت باروری و زایش ، مظهر ونماد آفرینش بود و این وظیفه برتری را به وی بخشید. پیکره ها ونقوش الهه و زن که کودکی در آغوش دارد ، در بگذا شته های ایلا می به چشم می خورد که اشاره به ارزشمند بودن نقش مادر دارد. این مادر سالاری از برتری الهه ها در فرهنگ ایلا م نیز ناشی می شود. ایلامیها سخت به این باور پایبند بودندکه خدایان مادر ، منشا زایش وسرچشمه ی همه ی نیروهای مولد و زاینده هستند. وآفرینش حاصل اراده و قدرت آنها است. اعتقا د به مادرخدایان والهه های در سبب شد تا مادر در بین همه ی اقشار وطبقات ، جایگاه ارزشمندی دا شته با شد تا حدی که پادشا ه باور کند ، خدا به خا طر مقام مادرش ، او را دوست دارد و به او لطف می کند و در خواستش را برآورده می سازد. پادشا ه چنان به خانواده ، مادر و همسرانش اهمیت می دهد که برای سلا متی آنا ن ، معبد خدا یان را بازسازی می کند. « هومبان نومنا » که در فاصله ی سا لهای 1266- 1285 قبل از میلا د می زیست برای سلامتی همسر و مادرش معبد ایزد بانوی شهر لیان را از نو سا خت ، د ر متن ایلامی متعلق به وی که در« لیا ن » در نزدیکی بوشهرکنونی بد ست آمده است ، چنین می گوید « خدا هومبان ، من را به خاطر مادرم دوست داشت و تقاضای من را برآورد» (5 ). در متون بد ست آمده ، پدر شرط بهرمندی پسران از ارث را ، نیکی به مادر و زندگی در کنار وی می داند . فرد دیگری اموال ودارائی خود را به همسرش می بخشد تا موجبات آسودگی وی فرا هم گردد. از آ نجائیکه خدایان می توا نستند زنان متعددی داشته باشند ، احتمالاً مردان نیز می توانستند از قاعده ی تعدد زوجات استفاده کنند. در ایلام قدرت پادشا ه زما نی مشروعیت پیدا می کرد که با خواهر بزرگتر خود ازدواج کند و بعد از مرگش ، برادرش تخت شاهی را به همراه همسر به ارث می برد ( در ا یلا م در ابتدا بعد ا ز فوت شا ه ، قدر ت به برادرش انتقا ل پیدا می کرد) . فرزندی بعد از پدر ، برای پادشاهی شایستگی بیشتری داشت که از خواهر شاه متولد شده بود. براسا س مدارک بد ست آمده ازدواج خواهر و برادر در خا نواده ی شاهی در ایلام رواج دا شت0(6) در کتیبه ی « ا شکفت سلما ن » ایذه ، هانی حاکم آیاپیر ( ایذه ی کنونی ) شاهزاده خانم را « همسر وخواهر» خود می خواند. در تاریخ ایلا م اگر چه زنان در کنار شوهرانشا ن از اختیارات حکومتی گسترده ای برخوردار بودند ، در 1800 قبل از میلاد « شیرو کدوه » مادر خویش را شاهزاده ی شوش می کند و رسماً به وی مقام حکومتی می دهد. (7 ) موارد فوق نقش و جایگا ه زن و به خصوص دختر بزرگ خانواده ی شا ی را نشان می دهد ، می توان نتیجه گرفت ، جامعه ایی که مشروعیت قد رت پا دشاه را ، با ا زدوا ج با خوا هرش به رسمیت می شناسد ، نمی تواند زن را در جا معه پست و حقیر بشمارد. برای اطلا ع از فعا لیت های روزمره ی ایلا میان به ناچار باید به بررسی نقوش ا شیاء و آثاربر جای مانده پرداخت. آنچنا ن که « هینتس » با بررسی مهرهای استوانه ای گزارش می دهد ، زنان در زراعت مردان را یاری می کنند و در ردای پوشیده در نخلستان مشغول کارهستند ، تهیه پشم و نخ ریسی ازجمله ی وظایف زنان است.(8 ) نقش برجسته ی زنی در حال نخ ریسی بدست آمده است. زنان به عنوان کسا نی که آغازگر کشاورزی بودند ، نه تنها درکشت وزرع یاریگرمردان بودند ، بلکه براساس سنت ورویه ایی کهن ، کار جمع آوری گیاهان و علوفه های خوراکی را نیز بر عهده داشتند و درنگهداری و پرورش دامها و حیوانات اهلی نیزسهیم بودند. در ایلام دو گروه زن خد متگزار وجود داشت گروهی از آنان بعنوان راهبه خدمتگزار خدایان بودند و به اداره ی امورمعابد می پرداختند به نقل از « هینتس » راهبه ها مطابق اسناد بدست آمده ، در کار داد و ستد بودند و مقادیر زیادی جو طلب و دریافت می کردند ، یک راهبه فروش خانه ای را در معامله با یک تاجر به انجا م رساند و قرار داد را با ناخن خود مهر کرد. (9) اساساً مرسوم بود گروهی از زنان زندگی خود را وقف الهه ی بزرگ می کردند که به« مارات بیتی » (marat biti )« دخترا ن معبد» شهرت دا شتند ودرخدمت خدایان بودند. (10) دختران معبد با اداره معبد براملاک معابد وهدایایی که به خدایان تقدیم می شد، مراقبت و نظارت داشتند و خود نیز اموالی در تملک داشتند که آن را با سود اداره می کردند. گروهی دیگر زنان خدمتگزاری بودند که به خانواده ها و زنان اشرافی خد مت می کردند و نقوش آن درآثار ایلا می فراوان دیده می شود. بنا بر این می توان نتیجه گرفت که زن در ایلا م تا حد زیادی استقلال مالی داشت که می توانست قرض بگیرد و داد وستد کند ، قراردادها را مهر و امضاء نماید و مالک اموال و املاک باشد. و یا مستغلات و مزارع خود را سرپرستی کند.
4 – حقوق زن براساس شواهد و مدارک بد ست آمده زنان از حقوق زیادی برخوردار بودند ، دختران به مقدار مساوی با پسران ارث می بردند و حتی می توا نستند تمام ثروت ودارایی پدر را مالک شوند ، ازحق مالکیت و استقلال مالی بر خوردار بودند و حق داشتند از عواید و منافع املاک و دارا ئیها ی خود بهره مند شوند، آزادانه وام و قرض بگیرند و داد وستد کنند و اموال و دارائیهای خود را معامله نمایند ، یا شخصاً مستغلات خود را سرپرستی کنند ، می توانستند جهت دفاع از منافع و استیفای حقوق خود در دادگا ه حاضر شده و طرح شکایت نمایند ، همچنین می توا نستند در دادگاه حضور یافته و به عنوان شاهد ، شهادت دهند.«هینتس » با استناد به متون ایلا می می نویسد : «زنان ایلامی در دوران اولیه بابل تا حد زیادی به مساوات با مردان دست یافته بودند... دختر و پسرها حق وراثت مساوی یافتند... د ر تقسیم ما ترک زن و مرد هر دو سهم مساوی دارند و گاه وارث زن است. زنان اجازه داشتند به عنوان شاهد ... مدعی و متهم در دادگاه حا ضر شوند... در امور مربوط به اموال شخصی در سلسله اناث وراثت وجود داشت ... مرد عیلا می ... به بهبود وضع زن توجه داشت و اغلب به خو.یشاوندان زن اولویت می داد... شوهری باغی را به زنش می بخشد...زن می تواند حتی اگر از او جدا شود ، باغ را نگاه دارد... توجه والدین به د ختران از یک وصیت نامه دیگر هم دریافت می شود ، ... وصیت کننده تمام اموالش را با وجود آنکه پسران متعدد و دو زن دارد به دخترش می بخشد ( چون ) تا وقتی من زنده هستم از من مراقبت خواهد کرد و وقتی مردم او برای مردگان قربانی خواهد کرد... مرد ( دیگری ) همه ی اموالش را به زنش بخشید... پسرها فقط به شرطی ارث می برند که پیش مادرشان بمانند و به او توجه کنند ... همه این متون ... موقعیت بالای اجتما عی و اداری زنان عیلام را تایید می کند.»( 11)
پی نو شته ها 1 – هینتس ، والتر« دنیا ی گمشده ایلا م » صفحه 50 2 – بهار ، مهرداد « ادیا ن آسیا » صفحه 28 3 – مجید زاده ، یو سف « تا ریخ و تمدن ا یلا م » صفحه 51 4 – آمیه ، پیر« تاریخ عیلام »صفحه 21 5- هینتس ، والتر « دنیا ی گمشده ا یلام » صفحه 133 ؛ کامرون ، جورج «ایران در سپیده دم تاریخ » صفحه 77 6 – رضی ، هاشم « دین و فرهنگ ایرانی » صفحه54 7 - مجید زاده ، یوسف« تاریخ و تمدن ایلام » صفحه15 8– هینتس ، والتر « دنیا ی گمشده ایلام » صفحه30 9 – همان منبع ، صفحه73 10 – حریریان ، محمود وهمکاران « تاریخ ایران با ستان » جلد اول ، صفحه155 11 – هینتس ، والتر« دنیا ی گمشده عیلام » صص127تا129
|
نویسنده فرشاد از چهراز در تاریخ 1390/01/26 ساعت 08:04:50 سلام خوب بود نوشته ها |
|