صفحه اصلی کتاب ها پژوهش ها خاطرات مشاهیر بختیاری جوان بختیاری پیوندهای سایت تماس با ما
 
 
Home arrow تازه ها arrow news arrow داستانی پند آموز
داستانی پند آموز چاپ ارسال به دوست
نویسنده :کرامت حافظی بیرگانی   
1389/10/20 ساعت 12:58:06

                                         داستانی پندآموز  
                   
روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد. پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟  عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:
۱- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار  بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در  جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم،
دلم به حال آن پسر سوخت.

۲- هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات
برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد،هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.
در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما برافراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم ولی آنها را رها نمی کنیم


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده Aiapir در تاریخ 1389/10/26 ساعت 02:46:12
سلام 
داستان عبرت آموزی بود.  
امیدواریم همه از این گونه حکایات پند بگیریم.  
یا علی (ع) 
 
آزاد مردان بختیاری 
سپاس فروان درود بر شما
نام شما / ایمیل شما
بررسی امنیتی. لطفا کد امنیتی را وارد کنید گوش دادن به کد

پر بحث ترین ها !

آیا سردار اسعد مشروطه خواه بود؟ 
   

نقش سردار اسعد در اعدام شیخ فضل الله نوری

زمینه های پیدایش فراماسونری 

   اهداف صهیونیزم جهانی  

حماسه شیرعلی مردون 

گاگریو ها و غمانه های بختیاری

نسل کشی در ایران یا هلوکاست واقعی 

   ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری
 
   
اسلام و قومیت گرایی

 عید نوروز ، سنتی ایرانی - اسلامی

  تراژدی آعلیداد خدر سرخ      
          

اسد خان شیرکش

تازه های سایت