صفحه اصلی کتاب ها پژوهش ها خاطرات مشاهیر بختیاری جوان بختیاری پیوندهای سایت تماس با ما
 
 
Home arrow تازه ها arrow news arrow  ایرانیان چگونه مسلمان شدند؟
ایرانیان چگونه مسلمان شدند؟ چاپ ارسال به دوست
نویسنده : ن- رشیدی   
1390/01/21 ساعت 00:57:02

                                             ایرانیان چگونه مسلمان شدند؟
در خصوص اینکه ایرانیان چگونه مسلمان شدند دو دیدگاه وجود دارد. نخست ایرانیان با آغوش باز و به میل و اراده خود مسلمان شدند. دیگر اینکه ایرانیان با زور شمشیر و از روی اجبار آیین اسلام را پذیرفتند و دین اسلام به آنان تحمیل گردید. اگر چه ایران با جنگ به تصرف مسلمانان در آمد اما نشر اسلام به زور جنگ نبود.شواهد و قرائن مختلف حکایت از آن دارد که ایرانیان وقتی با مبانی ارزشمند اسلام آشنا شدند ، نه از روی اجبار بلکه با میل و اراده و از روی آگاهی به آیین اسلام گرویدند. این دلایل عبارتند از:
• انحطاط و تشتت مذهبی در ایران
 در آستانه ظهور دین اسلام , دین و مذهب با نفوذ و واحدی که مورد قبول همه ایرانیان باشد , در ایران حاکم نبود و رواج نداشت. دین زرتشت که حدودآ بالغ بر 1600 سال پیش ( حد.وداً 660 سال قبل از میلاد) در ایران ظهور کرده بود , در دوره ساسانی چنان دستخوش تحریف و انحراف شده بود که با شکل و محتوی اولیه و اصلی خود به کلی متفاوت شده و دیگر پاسخ گوی نیازهای ایرانیان نبود. جامعه ساسانی در لوای آداب , مناسک و تشریفات دینی چنان مشمئز کننده گردید که سرخوردگی مردم را در پی داشت. موبدان زرتشتی خودکامگی ، سودجویی و قدرت طلبی را به اعلا درجه رسانده و برای رسیدن به مقاصد خود مذهب زرتشتی را از سادگی و بی آلایشی خارج و آن را اسیر خراقات و رسوم خشک و خسته کننده و دچار دشواری و پیچیدگی و مقررات رنج آور و بیهوده کردند. موبدان اختناق مذهبی حاکم در زمان ساسانی را به اوج رساندند و با سختگیری ها و اخذ وجوه سنگین با عناوین مختلف خود را منفور توده های مردم ساختند. دستگاه فاسد موبدان ، اعمال و رفتارهای شاهان ستم پیشه ، نظام طبقاتی و کاستی جامعه عصر ساسانی را توجیه می کرد. ( فرهنگ رجايي، مشکله هويت ايرانيان امروز، ص 112 ) تفرقه و اختلاف بین موبدان به بالاترین حد رسید. موبدان در آزار و اذیت و کشتار پیروان ادیان دیگر به ویژه در برخورد با مانی ، مزدک و پیروان آنها  بسیار افراط کردند.

 انحطاط آیین زرتشت باعث گردید تا به شدت مورد بی مهری و بی اعتنائی قرار گیرد و روح ایرانی را آرزده سازد و از این آیین خسته و فراری شود به همین دلیل در گوشه و کنار ایران آیین های دیگری سر برآوردند و با اقبال مردم روبرو شدند. در غرب و جنوب ایران آیین مانی و مزدکی با هدف اصلاح و نجات جامعه ایرانی ظهور کردند. در زمانی که آیین زرتشتی از نفس و رونق افتاده بود ادیان یهود و مسیحی پیروان زیادی برای خود دست و پا کردند. صبی ها (صابئین) آزادانه فعالیت داشتند دانشمندان این ادیان به ویژه مسیحیان بر مراکز علمی ایران به ویژه دانشگاه جندی شاپور اشراف کامل پیدا کردند و زمینه را برای تبلیغ و ترویج دین و آیین خود فراهم و هموار ساختند.
در شرق ایران در نزدیکی های بلخ محل تولد و ظهور زرتشت , راهبان بودائی مدتها بود که دست بکار شده و هزاران نفر را به آیین خود دعوت کرده بودند. حضور قدرتمند این راهبان چنان تاثیرگذار بود که تندیس های بزرگی از بودا در نزدیکی های حصار شهر بلخ ساخته و پرداخته شده و بر باورها و معتقدات زرتشتی گری سایه و سیطره انداخته بود. طبقه ی موبدان چنان از مردم فاصله گرفته بودند که گاهی شاهان ساسانی نجات خود را در دوری از معبد و نزدیکی به ادیان دیگر حتی مسیحیت می دانستند.
آشفتگی مذهبی جامعه ایرانی و رویگردانی آنها از دین زرتشتی آنها را به دین اسلام سوق داد. ساختار از درون پوسیده و شرایط نابسامان و بغرنج جامعه ایرانی به سمت و سوی انتظار و گشایش هدایت گردید. وقتی آوازه پیامبری شنیده شد که مردم را به درستی , نیکی , برادری و برابری دعوت می کند , به اتفاق یقین کردند که همانا او منجی آنان است.


images/stories/bamyan2.jpg
                      مجسمه بودا در بامیان افغانستان

• تبعیض و تضاد در جامعه طبقاتی ساسانی
در جامعه ایران زمان ساسانی  نظام طبقاتی  رواج داشت که مزیت های اجتماعی و سیاسی را در انحصار گروههای خاصی قرار داده بود و کار تحرک اجتماعی و تغییر نقش و پایگاه اجتماعی را غیر ممکن و بسیار دست نیافتنی می کرد. چنانکه حکیم « ابوالقاسم فردوسی» در داستان کفشگر  این تبعض و بی عدالتی را روایت می کند و نشان می دهد که شاه ( انوشیروان) هرگز تسلیم نگردید و نپذیرفت که پسر کفشگر به کسوت دبیری درآید. کفشگر با اینکه گفته بود حاضرم تمام‏ قرضه را يكجا بدهم ، به شرط اينكه اجازه داده شود يگانه كودكم كه خيلی‏ مايل است درس بياموزد به معلم سپرده شود . اما پادشاه با درخواست وی موافقت نکرد.
بدو كفشگر گفت كاين من دهم
سپاسی ز گنجور بر سر نهم
بدو كفشگر گفت كای خوب چهر
نرنجی بگويی به بوذر جمهر
كه اندر زمانه مرا كودكی است
كه بازار او بر دلم خوار نيست
بگويی مگر شهريار جهان
مرا شاد گرداند اندر نهان
كه او را سپارم به فرهنگيان
كه دارد سر مايه و هنگ آن
فرستاده گفت اين ندارم برنج
كه كوتاه كردی مرا راه گنج
بيامد بر شاه بوذرجمهر
كه ای شاه نيك اختر خوب چهر
يكی آرزو كرد موزه فروش
اگر شاه دارد به گفتار گوش
فرستاده گفتا كه اين مرد گفت
كه شاه جهان با خرد باد جفت
يكی پور دارم رسيده به جای
به فرهنگ جويد همی رهنمای
اگر شاه باشد بدين دستگير
كه اين پاك فرزند گردد دبير
به يزدان بخواهم همی جان شاه
كه جاويد بادا سزاوار گاه
بدو گفت شاه ای خردمند مرد
چرا ديو چشم تو را خيره كرد ؟ !
برو همچنان باز گردان شتر
مبادا كزو سيم خواهيم و زر
چو بازارگان بچه گردد دبير
هنرمند و با دانش و ياد گير
چو فرزند ما بر نشيند به تخت
دبيری بيايدش پيروز بخت
هنر يابد ار مرد موزه فروش
سپارد بدو چشم بينا و گوش
به دست خردمند مرد نژاد
نماند جز از حسرت و سرد باد
بما بر پس از مرگ نفرين بود
چو آيين اين روزگار اين بود
هم اكنون شتر باز گردان به راه
درم خواه و از موزه دوزان مخواه
فرستاده برگشت و شد با درم
دل كفشگر زان درم پر زغم

 تبعیض های ناروای ، تعصبات طبقه ای  و بی عدالتی حاکم بر این نظام طبقاتی سبب گردید که فشارهای فراوانی به طبقات و گروه های فرودست که اکثریت جامعه را شامل می شدند ، بیاید و مردم روز به روز فقیرتر و دچار فلاکت و بدبختی بیشتری شوند. رواج تضادها و تبعض های طبقاتی در جامعه ساسانی به گونه ای اسف بار بود که بسیاری از محققان بر این باورند که همین فشارهای طبقاتی ، تبعیض های ناروا و تضادهای درونی باعث گردید تا ایرانیان برای فرار از این وضعیت به آیین اسلام روی بیاورند.( ناصرالدين , شاه حسيني، «سهم شاهان ايران پيش از اسلام در تمدن اسلامي»، مجله بررسي هاي تاريخي، ش 36، آذر و دي 1350 ش، ص 86-71.)
كريستن سن در فصل هفتم كتاب خود ، تحت عنوان « نهضت مزدكيه » ، احوال اجتماعی ايرانيان ، طبقات جامعه ، خانواده ، حقوق مدنی ايران را به عنوان مقدمه مورد بحث قرار می‏دهد ، می‏گويد : جامعه ايرانی بر دو ركن قائم بود : مالكيت و خون ( نژاد… (به طور كلی بالا رفتن از طبقه‏ای به طبقه ديگر مجاز نبود ، ولی گاهی‏ استثناء واقع می‏شد ، و آن وقتی بود كه يكی از آحاد رعيت ، اهليت و هنر خاصی نشان می‏داد.
در نامه « تنسر » آمده است که حدودی بسيار محكم ، نجبا و اشراف را از عوام‏ الناس جدا می‏كرد ، امتياز آنان به لباس و مركب و سرای و بستان و زن و خدمتكار بود . . . بعلاوه ، طبقات از حيث مراتب اجتماعی درجاتی داشتند ، هر كس را در جامعه درجه و مقامی ثابت بود.
 سعيد نفيسی نیز در این باره می‏گويد : از اختلافات دينی و طريقتی كه بگذريم ، چيزی كه بيش از همه در ميان‏ مردم ايران نفاق افكنده بود امتياز طبقاتی بسيار خشنی بود كه ساسانيان در ايران برقرار كرده بودند و ريشه آن در تمدنهای ( ايرانی ) پيشين بوده ، اما در دوره ساسانی بر سختگيری افزوده بودند ...در درجه اول هفت خانواده اشراف و پس از ايشان طبقات پنجگانه‏ امتيازاتی داشتند و عامه مردم از آن محروم بودند تقريبا مالكيت انحصار به آن هفت خانواده ( هفت فاميل ) داشت .
• ضعف و فرسودگی ارتش ایرانی
آشفتگی و نابسامانی اوضاع اجتماعی ، سیاسی ، مذهبی و اقتصادی ایران باعث گردید تا سپاه قدرتمند ایران از آمادگی های روحی ، روانی و جسمانی برخوردار نباشد و به تبع جامعه ایرانی سازمان و انسجام ارتش ایران نیز دچار پریشانی و فروپاشی گردد. هیچکس باور نمی کرد که ارتش فیل سوار ایران که به نفر , مرکب و شمشیر و سپر برتر بود به آسانی شکست بخورد. اما این ارتش هدف و انگیزه نداشت , به حمایت و پشتیبانی مردم پشتگرم نبود , پادشاه و دربار برایش افتخار آفرین نبود. از موبد و معبد نومید و مایوس شده بود. خدا را در جام درباریان و کاسه موبدان می دید که اعتنایی که به مردم ندارد. این ارتش بیشتر به فکر فرار بود تا مقاومت. خود را دیو می دید و سپاه مقابل را رستم. جنگ را شوم می پنداشت و ترک میدان جنگ را پسندیده.
از طرفی ارتش ایران به ویژه در دوران سلطنت خسروپرویز دچار جنگهای بیهوده ای گردید که نتیجه آن فرسودگی و خرابی سپاه ایران بود.
• کثرت ظلم و جور ، وضع مالیاتهای سنگین و انحطاط زراعت ، صنعت و تجارت در زمان ساسانیان نیز از جمله عوامل دیگری است که به سرخوردگی مردم از وضعیت سیاسی و دینی حاکم  و گرایش آنان به اسلام منجر گردید. خانم « لمپتون» گرایش ایرانیان به اسلام را معلول این حقیقت می داند که اسلام به عامه مردم وعده می داد که آنها را از اوضاع و احوال نکبت بار و طاقت فرسای اجتماعی رهایی خواهد داد. دكتر عبدالحسين زرين كوب مي گويد: سقوط دولت ساساني به دست عرب انجام شد ولي نه به خاطر قدرت نظامی عرب بلكه ضعف و فساد بر دولت ساساني غلبه كرده بود
• جاذبه های دین اسلام
بدون تردید دین مبین و حیات بخش اسلام دارای اصول ، ویژگی ها و جاذبه های فراوانی است که می تواند نجات ، سعادت و رستگاری مردم را تامین کند.تاکید بر عدالت ، برابری و مساوات  ، نفی هرگونه تبعیض و بی عدالتی  ، ملغی ساختن برده داری ، سادگی و بی آلایشی ، بیزاری از اندیشه های خرافی و کهنه پرستی ، اعتقاد به وحدانیت خدا و یکتاپرستی ، نفی شرک و بت پرستی ، ظلم ستیزی و ستم سوزی ، تکریم انسان ، توجه و ارج نهادن به امور معنوی و ... از جمله این ویژگی هاست که مردم ایران را به آیین اسلام سوق داد.
همچنین  مسلمانان  برای ترویج و اشاعه دین اسلام امتیازهای فراوانی مانند: معافیت از پرداخت جزیه ، آزادی ازدواج با زنان مسلمان ، آزادی حمل اسلحه ، آزادی از اسارت و بندگی ، حق مالکیت افراد( با فروپاشی نظام طبقاتی بسیاری از کشاورزان و زارعان خرد از حق مالکیت برخوردار شدند) و... به نومسلمانان اعطا می کردند که خود زمینه ساز گرایش بسیاری از توده های مردم به دین اسلام گردید. تا جایی برخی معتقد هستند همین تدابیر که دهقانان را ترغیب می کرد که بدون مقاومت در برابر لشگر اسلام سر تسلیم فرود آوردند و در قبول آیین جدید آمادگی بیشتری نشان دهند(شهرام اميري، «دهقانان و فتوح اسلام»، فصل نامه تاريخ و تمدن اسلامي، ش7، ص 19-35.)
آزادی دینی و آزاداندیشی مسلمانان و مخالفت آنان با تحمیل دین بر دیگران  و رهایی زنان از احکام تطهیری و تحقیرکننده نیز در گرایش ایرانیان به اسلام تاثیر بسزائی داشت.

همه این شرایط وباعث گردید تا ایرانیان در خانه ها و شهرها و دهکده ها به انتظار سپاه مسلمانان نشستند. بسیاری از شهرهای ایران بدون جنگ و خون ریزی  دروازه های خود را به روی مسلمانان گشودند. بسیاری از ایرانیان از شهرها خارج شدند و به استقبال مسلمانان رفتند و با آغوش باز اسلام را پذیرفتند. شهید مطهری در این باره می نویسد:‌« «آن چیزی که بیش از هر چیز دیگر روح تشنه ایرانی را به سوی اسلام می کشید ، عدل و مساوات اسلامی بود..... حقیقت این است که علت تشیع ایرانیان و علت مسلمان شدنشان یک چیز است ؛ ایرانی روح خود را با اسلام سازگار دید و گم گشته خود را در اسلام یافت.»( مرتضي مطهري، مجموعه آثار، ج14 ، ص 127؛ خدمات متقابل اسلام و ايران، ص 99 )
در پایان ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد:
وقتی ایرانیان مسلمان شدند , بیشترین نقش را در گسترش دین اسلام ایفا کردند. بزرگترین و بیشترین  دانشمندان اسلامی ایرانی هستند. پیشوایان مذاهب چهارگانه اهل سنت عمدتاً ایرانی هستند.نویسندگان صحاح سته ( کتب معتبر اهل سنت) نیز همگی ایرانی هستند. مذهب شیعه در ایران رشد و گسترش پیدا کرد. به راستی اگر میل و اراده ایرانی در پذیرش اسلام نبود آیا نفوذ و گسترش اسلام در سرزمینی با این جمعیت ، تنوع قومی ، وسعت زیاد ، گوناگونی اقلیم ، کوهستانهای زیاد ،بیابانها و مناطق دوردست و صعب العبور ممکن بود؟ اگر ایرانیان به زور و از روی اجبار اسلام را پذیرفتند چرا و به چه دلیل درتوسعه و گسترش آن همت بسیارگماشتند.
 ایرانیان بدون در دست داشتن قدرت سیاسی در توسعه و گسترش اسلام در هند , آسیای میانه , ماورای بخارا , اندونزی, مالزی , آسیای جنوب شرقی، درقبایل شرق آفریقا (زنگبار) ودر مسلمان شدن قوم مغول نقش اول و محوری را ایفا کردند. این تلاش در جهت توسعه اسلام طی قرن های متمادی خود دلیل محکمی بر اصالت این دین در میان ایرانیان و پذیرش اختیاری و آگاهانه آن است كه گذر زمان وضعف سياسي اعراب نه تنها سبب ارتداد و بازگشت ايرانيان از اسلام نشد بلكه رسالت توسعه اسلام را از اعراب به ايرانيان منتقل نمود.
اسلام، مانع سقوط اخلاقی و تمدن ایران شد و عزت و عزت‌مندی را برای این کشور به ارمغان آورد. به عبارت دیگر، اسلام نه تنها سبب سقوط تمدن ايران نشد، بلکه زمينۀ تمدن و تمدن‌سازي اين كشور را نیز فراهم کرد و به تمدن آن سمت¬وسو داد. اگر نفوذ اسلام در ايران نبود، هنوز مردم آن از نظر اعتقادي، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مشکلات جدّی داشتند، ازاين¬رو اسلام بزرگ‌ترين خدمت را به ايران و ایرانیان نموده است.شهيد مطهري (ره) می نویسد: « ايرانيان بيش از هر ملت ديگر نيروهاي خود را در اختيار اسلام قرار دادند و بيش از هر ملت ديگر در اين راه صميميت و اخلاص نشان دادند. در اين دو جهت هيچ ملتي به پاي ايرانيان نمي رسد، حتي خود ملت عرب که دين اسلام در ميان آنها ظهور کرد.




موضوع مرتبط:          ایرانیان چگونه شیعه شدند؟


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده عادل در تاریخ 1390/06/02 ساعت 13:24:27
بسم الله الرحمن الرحیم 
کلمه الله هیه العلیا 
سلام علیکم... 
عالی بود دستتون درد نکنه.... یک پیشنهاد... کتابی منتشر شده بانام سه هزار سال دروغ(در تاریخ ایران) این کتاب رو هم بخونید... ومن الله التوفیق

نویسنده امیر در تاریخ 1390/06/11 ساعت 23:49:49
با درود و خسته نباشید 
توصیه می کنم نگاهی هم به کتابها و آثاری که ورود اسلام به ایران را از زاویه ای دیگر نشان داده اند، بیندازید. دو قرن سکوت مرحوم زرین کوب، مقدمه ابن خلدون، تاریخ طبرستان ابن اسفندیار و...

نویسنده شادان شهرو بختیا در تاریخ 1390/09/30 ساعت 18:06:09
فکر نکنم که اسلام با سلام و صلوات وارد ایران شده باشه . مگر اینکه شما منکر متون تاریخی بشید . 
 
آزاد مردان بختیاری 
دوست من سلام اسلام با جنگ وارد ایران شد اما مردم ایران بدون جنگ اسلام را پذیرفتند کدام منبع تاریخی نوشته است که مردم ایران در مقابل مسلمانان مقاومت کردند و زور اسلام را پذیرفتند. سپاه ساسانی یکی دو بار با مسلمانان جنگ کرد اما هر بار شکست خورد مهمترین دلیل شکست سپاه ساسانی عدم برخورداری از پشتیبانی مردم بود. انحطاط ساسانیان باعث شد تا ایرانیان با میل و رغبت اسلام را بپذیرند
نام شما / ایمیل شما
بررسی امنیتی. لطفا کد امنیتی را وارد کنید گوش دادن به کد

پر بحث ترین ها !


 azadmardan.com 
کاندیداهای احتمالی برخی شهرستان های بختیاری نشین برای 

 آیا سردار اسعد مشروطه خواه بود؟

نقش سردار اسعد در اعدام شیخ فضل الله نوری

مشکلات مناطق بختیاری با خردورزی ....

آیا انتقال آب رودخانه کارون به دشت ایذه توجیه اقتصادی 

 زمینه های پیدایش فراماسونری 

   اهداف صهیونیزم جهانی  

حماسه شیرعلی مردون 

گاگریو ها و غمانه های بختیاری

نسل کشی در ایران یا هلوکاست واقعی 

   ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری        

تازه های سایت