صفحه اصلی کتاب ها پژوهش ها خاطرات مشاهیر بختیاری جوان بختیاری پیوندهای سایت تماس با ما
 
 

نظرسنجی

نظر شما در مورد راه اندازی این پایگاه چیست ؟
  

آمار پایگاه

بازدیدکنندگان: 342478
22 میهمان حاضرند

   

azad mardan

دیدگاه ها  ...

azadmardan تحلیل ویژگی های قیام  علی مردان خان بختیاری

 azadmardan مصاحبه با مصطفی علیزاده گل سفیدی

azadmardan  نقد كتاب «فرهنگ بختياري» از نگاهی دیگر

azadmardan  مصاحبه با دانش عباسی شهنی

azadmardan ولایت فقیه و مخالفان آن از دیدگاه امام خمینی (ره)

azadmardan  ایرانیان چگونه مسلمان شدند؟

azadmardan  سردار اسعد از نگاه علامه دهخدا

azadmardan  راهکارهای برای توسعه شهرستان ایذه

azadmardan زرتشت توحید ، ثنویت یا چندگانه پرستی

Home arrow تازه ها arrow news arrow مثل ها ، کنایه ها و اصطلاحات آبی در بختیاری ( 2)
مثل ها ، کنایه ها و اصطلاحات آبی در بختیاری ( 2) چاپ ارسال به دوست
نویسنده آزاد مردان   
1390/10/27 ساعت 02:00:07

                                          مثل ها ، کنایه ها و اصطلاحات آبی در بختیاری ( 2)

معنی و مفهوم

مثل در لغت به معنی مانند ، شبیه ،نظیر ، همتا ، نمونه ، برهان ، دلیل، مطلق سخن، حدیث ، پند ، عبرت ، نشانه ، علامت ،وصف حال، افسانه ،حکایت و داستان است. این کلمه عربی است و ریشه آن از ماده مُثول به معنی شبیه بودن چیزی به چیز دیگر است. معنی اصطلاحی مثل و یا تعریف جامع و مانع آن را می توان بدین عبارت استنباط کرد:مثل جمله ای است مختصر و مشتمل بر تشبیه یا مضمون حکیمانه که بسبب روانی لفظ و روشنی معنی و لطف ترکیب شهرت عام یافته باشد و همگان آن را بدون تغییر و یا با اندک تغییر در محاوره بکار برند. ( لغتنامه دهخدا، ذیل واژه مثل ).

کارکرد مثل ها و کنایه ها

• مثل ها و کنایه ها به منزله نقشه راه هستند هدف اصلی آنها. راهنمایی و ارشاد مردم است. آنها دربردارنده پند و دستور اخلاقی و اجتماعی هستند که با وجود کوتاهی لفظ و سادگی و روانی، شنونده را در افکار عمیق فرو می برد.
• مثل ها آیینه ی تمام نمای زندگی ، اخلاق عمومی و حیات مادی و معنوی سازندگان آن می باشد. به همین دلیل نه تنها بازتابی از فرهنگ، آداب و عادات، عقاید و اندیشه های بشمار می آیند بلکه  با مطالعه آنها می توان ابعاد و زوایای مختلف تاریخ اجتماعی را روشن ساخت و از چگونگی اندیشه و تفکر پیشینیان  آگاه شده و اساسی ترین مفاهیم فرهنگ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و آموزشی را استخراج کرد.

•  مثل ها و کنایه ها به دلیل سادگی توام با شوخ طبعی و طنز، گفتار و نوشتار را آسان ، شیرین و دلنشین مي كند.چون اين جمله ها كوتاه ، زيبا و گاهی آهنگین و موزون هستند ، بر دل مي نشينند،گفتگوي دراز را كوتاه و مباحث ثقیل و سنگین را ساده مي كنند و اگر در جاي خود استفاده شوند اثر و گیرایی حرف را فزون تر،انتقال معانی سریع تر و با شتاب بیشتری صورت می گیرد و شنوده نیز زودتر آن را درک و هضم می کند و ماندگاری آن در یاد و خاطر اشخاص نیز افزایش می یابد.
•  مثل ها و کنایه ها  به دلیل جذابیت ، گیرایی و هیجانی که دارند هم بر غنای فرهنگ می افزایند و هم به حفظ و بقای آن کمک می کنند و چنانچه از این منظر نسل های مختلف بتوانند ارتباط و پیوستگی خود را با فرهنگ و عناصر آن حفظ نمایند این مهم تحقق پیدا می کند که با حفظ فرهنک و میراث معنوی جامعه، از گسست و انحطاط فرهنگی جلوگیری شده است.

ویژگی های مثل ها و کنایه ها

مهمترین ویژگی های مثل ها و کنایه ها  عبارتند از:
• سادگی ، کوتاهی و کمی لفظ و عبارت
• روشنی معنی
• خوبی تشبیه و لطف کنایه
• طنز و شوخ طبی نهفته در آن
• حامل پند ،اندرز و عبرت
• تعدد روایت
• گاهی آهنگین و موزون
 
مثل ها چند نوعند ؟
 
•  عبارت مثل گاهي كوتاه است و در دو يا سه كلمه خلاصه مي شود مانند (فيل و فنجان ) كه مي فهماند دو چيز از جهت كوچكي وبزرگي با هم تناسب ندارند . اين مثل در اصل داراي 5 كلمه بوده ( آب دادن فيل با فنجان ) ولي معمولا با همان دو كلمه به اصل مثل اشاره ميكند .
• عبارت مثل گاهي دراز است مانند ( آفتابه و لولهنگ هر دو يك كار را مي كنند ولي ارزش آنها وقت گرو گذاشتن معلوم مي شود ) چون لولهنگ از سفال ساخته شده ارزشش از آفتابه كه از مس است كمتر است .
•  مثل گاه يك عبارت ساده است و گاه يك خط شعر
( شتر در خواب بيند پنبه دانه         گهي لپ اپ خورد گه دانه دانه )
 
 
مثل ها از كجا مي آيند ؟
 
• بعضي از مثلها حاصل پندهاي دانايان يا پيشوايان مذهبي يا تجربه هاي زندگي مردم است . اينگونه مثل ها را حكمت مي نامند .
•  بعضي گفتار اشخاص نامدار تاريخي يا عادي بوده كه در موقع خاصي خيلي بجا و مناسب بوده و از بس به ذوق ديگران خوش آمده مشهور شده است .
•  بسياري از مثل ها نتيجه داستاني است ، خواه حقيقي يا افسانه اي باشد . در حالي كه مردم از داستان اصلي آن ممكنست بي خبر باشند و يا  ممكنست در هر شهري به صورتي نقل شود .
•  بعضي از مثلها از يك قطعه شعر معروف گرفته شده است مانند، ( از ماست كه بر ماست )كه از شعر معروف ناصر خسرو گرفته شده است .
مثل هاي منظوم گاه ساخته و پرداخته شاعر است و گاهي از مثل هاي ساده گرفته شده و در شعر زيبا و مناسبي جا افتاده و جانشين مثل قديمتر شده است .
 
 
 ن
مونه هایی از مثل ها ، کنایه ها و اصطلاحات آبی

• او کرد مینس = آب کرد داخلش- کنایه از شلوغ کردن ، آشوب کردن ، دسیسه چسینی ، بزرگ نمایی
• او مراد= آب مراد ، آبی که باعث درمان و برآورده شدن حاجت و آرزو می شود.
• او درورد = آب درآورد.- کنایه از با اشکال مواجه شدن ، عیبش آشکار شد
• او چاله ریز= آب در اجاق ریز. کنایه از ناامید ، مایوس ، بی عرضه ،عاجز و ناتوان از انجام کارها
• او مین دستش نی درا = آب از دستش در نمی آید. – کنایه از خسیس بودن
• او کور= آب کور- کنایه از بخل ورزیدن – کسی که از دادن آب هم به دیگران مضایقه می کند.
• او مین سیرکو ای کووه= آب در هاون کوبیدن – کنایه از کار بیهوده و عبث انجام دادن
• او ورده =  آب آورده ، اشیاء و شاخه و برگ های که آب همراه خودش می آورد.- کنایه از:کم ارزش بودن.
• او دراو= کنایه از رسیدگی به امور خانه ، خانه داری ، تروخشک کردن اهل خانه ، کدبانوگری
• او تر نی کنه= آب تر نمی کند کنایه از بخل ورزیدن ، کاری برای دیگران انجام نمی دهد
• او مین سرس= آب توی سرش است. – کنایه از امور بیهوده انجام دادن ، فکر و خیال بیهوده
• او گرم کن = آب گرم کن.-  کنایه از داشتن همسر و کدبانویی که به امور خانه رسیدگی می کند.
• او خردن= آب خوردن . – کنایه  از آسان بودن مانند آب خوردن
• اوسین= آب سار ، آبی که چشم درد را درمان می کند. آب درمان - بختیاری ها معتقدند هر سال که پرنده سار زیاد بیاید و به کشتزارها آسیب وارد سازند ، آبی از شیراز می آوردند  که از بوی آن سارها فرار می کنند.
• حرف اودار =  حرف آبدار - کنایه از حرف درشت و پر مغز
• اوزیرکه= آب زیرکاه- کنایه از آدم مرموز و بدجنس
• او شو منده هم نی خوره = آب شب مانده هم نمی خورد. -کنایه از: روزه شک دار هم نمی گیرد ، تاکید بر درستکاری و پاکدامنی شخصی
• او بی بسم الله نی خوره – بدون بسم الله آب نمی خورد. تاکید بر درستکاری شخص
• او پاکین رهد سر دسس =آب پاکی روی دستش ریخت.- کنایه از: اتمام حجت کردن ، آب پاکی را روی دست کسی ر یختن
• او غوره گرهدن= آب غوره گرفتن -تظاهر به اشک ریختن و گریه کردن
• او و جارو= آب و جارو کردن- کنایه از: رسیدگی به امور خانه داری
• او و نون دادن= آب و نون دادن – کنایه از پذیرایی کردن از کسی است.
• او کم = آب شکم- کسی که بر اثر خوردن آب زیاد در شکمش آب زیادی جمع شود.
• او زمزم= آب زمزم – کنایه از با ارزش بودن آب.
• او ز سرچشمه خراوه= آب از سرچشمه خراب است.- کنایه از کاری از بیخ و بن خراب است. هرچه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک.
• او انگنا=  کنایه از گدایی کردن
• هراو=آب باران که در شکاف و فرورفتگی های صخره ها جمع می شود.
• او مال= کسی که در قبال دریافت دستمزد مزارع را آبیاری می کند.
• برفو= آب برف
• تیزاو= تیزآب
• زیراو زن= زیر آب کسی را زدن
• تی ته نو= سنگی صاف و پهن را بر روی آب پرتاب کردن و شاهد جستن آن روی آب بودن.
• تی ته نو بازی= بازی درآوردن – دست به سر کردن.
• او واوید= آب شد- کنایه از شرمساری  و خجالت کشیدن
• اوش کرد= آبش کرد – کنایه از فروختن – حل کردن
• او رهد سر تشش = آب ریخت روی آتشش- کنایه از خاموش کردن و سرد کردن کسی
• رهدن مین او= ریختن داخل آب – کنایه از تلف کردن – شکست دادن ، افرادی را به آب ریختن و نابود کردن.
• برو مر بنه او سرد= برو دهان به آب سرد بگذار و سیر آب سرد بخور – سر کشیدن آب سرد– کنایه از بی خیال شدن ، آسوده خاطر گشتن
• او سرد مین سرش رهدن= آب سرد روی سر کسی ریختن. کنایه از نامید کردن ، مایوس نمودن
• یک مشک او رهدن مین سرش= یک مشک آب ریختن روی سرش- نامید کردن ، دلسرد نمودن.
• او کرد زیر پاش- آب کرد زیر پاش – کنایه فراری دادن – دور کردن ، عجله کردن.
• او کرد مین سرمون= آب کرد داخل سرمان – کنایه از تعجیل کردن ،در تنگنا قرار دادن و اصرار بر انجام کاری
• او ریختن پشت پا= آب ریختن پشت پای مسافر کنایه از آرزوی بازگشت سریع توام با سلامتی
• او مین دستت بنه گل بیو= آب توی دستت هست بگذار و بیا – کنایه در تعجیل در انجام کاری، با اهمیت نشان دادن احضار کسی
• بدون اجازه او هم نی خوره= بدون اجازه آب هم نمی خورد- کنایه از اطاعت و فرمانبرداری محض.
• اونه بست سرمون= آب را سرمان بست – کنایه از بیرحمی و خباثت.
• او وهش چیره= آب ازش می بارد و می چکد کنایه از خیس بودن و عرق زیاد کردن.
• او وش تک نی کنه= آب ازش چکه نمی کند – کنایه از خسیس بودن  ، نم پس ندادن
• نم پس نی ده = نم پس نمی دهد – کنایه از بخل ورزیدن ، تو داربودن
• او به ریس نید= آب به صورتش نیست- کنایه از رنگ پریدن ، بی رمق شدن
• یو هم سر گایل او برده= این هم سر گاوهایی که آب و سیل برد.- کنایه از آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب ، بی خیال شدن.
• او بورت= آب ببرد تو را – نفرین است.
• او مین گلی نگرد= آب در گلو نکرد – کنایه از گرسنه ماندن و غذا نخوردن.
• او هم نامون= آب هم به ما نداد- کنایه از تحویل نگرفتن و پذیرایی نکردن و بخل ورزیدن.
• خرد و یه پاله او هم کرد پشتس= خورد و یک کاسه آب هم پشتش سرکشید – کنایه از مال مردم خوردن و بی خیال و بدون دغدغه بودن.
• ای بره سر او تشنی درتون ایده= می بره سر آب ، تشنه برمی گرداند – کنایه از رندی و دغل بازی
• او بهار نی خوره= آب بهار نمی خورد – کنایه از کوتاه بودن عمر و فرصت که به بهار نمی رسد.
• او وه کوچیرتره= آب از کوچک است.
• تا او هد تیمم باطله= تا آب هست تیمم باطل است.
• او سر بالا نی رهه= آب سر بالا نمی رود- کنایه از کسی که نمی تواند خلاف عادت و عرف عمل کند.
• او سر رو خوس ایره=  آب به دنبال مسیر  خودش و راهی که می تواند جریان پیدا می کند می رود. کنایه از پسر کو ندارد نشان از پدر
• اومون می یه جو نی ره = آبمان توی یک جو نمی رود – کنایه از اینکه با کسی امکان رفاقت و دوستی نداشتن
• یه او باریکه ای رسه= آب باریکه ای می رسد کنایه از داشتن رزق و روزی اندک ولی دائمی
• اوجدون- آپژدان =بختيارى به زمين هاى افتاده وآب‏گير «آبژدان» میگويند
• اوزا= مکانی که نشان از وجود آب و سفره های زیر زمینی آب دارد.
• اوچندار= مکانی که آب و درخت چنار کنار هم قرار دارند. از قدیم الایام این مکان در بین ایرانیان مقدس بوده است.
• گوراو= جایی که آب چشمه در زمین فرو می رود. مرداب های کوچک پایین دست چشمه

 ضرب المثل های آبی

ضرب المثل: جمله های شیرین، کوتاه، رایج میان مردم که مبنی بر تجربه ها و داستان های تاریخی و افسانه ای، باور ها و قوانین طبیعی هستند و از آنها برای اثبات یا رد کردن چیزی یا حرفی، استفاده می شود

• آدم گن ز سرچشمه او ایخوره – آدم گند از سرچشمه آب می خورد. –کنایه از:پرداعا بودن
• نه کور صدا داره نه اورو. صدا -  نه کور حیا دارد نه آب رودخانه صدا.-کنایه از: اصل بد نیکو نگردد هر که بنیادش بداست
• او رو ز راخدا کیارسی هم نگذشت- آب رودخانه به راهخدا کیارسی که شناگر قابلی بود هم رحم نکرد.- کنایه از: آب خشمگین به شناگر هم رحم نمی کند
• زدس بارون جستم من چه اوی - از دست باران فرار کردم به چاه آب افتادم- کنایه از چاله به چاه افتادن است
• اوی که ریسست دی جمع نی بو- آبی که ریخت دیگر جمع نمی شود.آب ریخته باز نمی گردد به جوی
• او که از سر گذاشت چه یه وجب چه صد وجب- آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب.
• ار همنه او بوره یونه خو ایبره= اگر همه را آب ببرد این را خواب می برد کنایه از بی تفاوت بودن و کاهلی و سستی کردن
• چی او نوا تشنه پشت سر بونی- مانند آب نباید آتش را پشت سربگذاری- منظور این است که کار آب خاموش کردن آتش است
• ماهینه هر وقت زاو بگری تازهه – ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است- کنایه از اینکه برای انجام کار نیک هیچوقت دیر نیست.
 مهمون که نیخون او زیر پاش ایکونن – مهمان که نمی خواهند آب زیر پایش می ریزند.
• دشمنت که او ای برس بزن مین سرت بگو گگو گگو- دشمنت را که دارد غرق می شود بزن بر سرت و بردار برادر کن- کنایه از اینکه: به فکر نجات جان مردم باش حتی اگر دشمنت باشد
• حرف حرف ایاره گندم بر شته او- سخن سخن می آورد و گندم برشته آب می طلبد- کنایه از اینکه چو بد کردی مباش ایمن زآفات- خربزه خوردی پای لرزش هم بنشین
• هر کی نون وه مهمون نده گلس سالم از اورو تا نی کنه = هر کس از مهمان پذیرایی نکند گله اش در هنگام کوچ و عبور از آب رودخانه ، سالم و بی خطر عبور نمی کند. اشاره به مهمان نوازی بختیاری ها دارد.


کاربران محترم
شما با ارائه مثل های دیگر متن را کامل نمایید با سپاس



یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده سيدمحمدجواد پرد در تاریخ 1390/10/27 ساعت 15:29:17
سلام 
دستت درد نكنه ولي استاد باوركن تا چشمم به ضرب المثل و آب افتاد ،احساس كردم اينها هم سياسي شده اند. خوشحالم كه با اين شيوه نگارش وب نگاران را بسوي اصل واصول ناگفته ها رهنمون مي سازي. 
باتشكر
نام شما / ایمیل شما
بررسی امنیتی. لطفا کد امنیتی را وارد کنید گوش دادن به کد

پر بحث ترین ها !


 azadmardan.com 
کاندیداهای احتمالی برخی شهرستان های بختیاری نشین برای 

 آیا سردار اسعد مشروطه خواه بود؟

نقش سردار اسعد در اعدام شیخ فضل الله نوری

مشکلات مناطق بختیاری با خردورزی ....

آیا انتقال آب رودخانه کارون به دشت ایذه توجیه اقتصادی 

 زمینه های پیدایش فراماسونری 

   اهداف صهیونیزم جهانی  

حماسه شیرعلی مردون 

گاگریو ها و غمانه های بختیاری

نسل کشی در ایران یا هلوکاست واقعی 

   ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری        

تازه های سایت