صفحه اصلی کتاب ها پژوهش ها خاطرات مشاهیر بختیاری جوان بختیاری پیوندهای سایت تماس با ما
 
 
Home arrow تازه ها arrow news arrow سردار اسعد از نگاه علامه دهخدا
سردار اسعد از نگاه علامه دهخدا چاپ ارسال به دوست
نویسنده آزاد مردان   
1390/06/08 ساعت 07:20:19

                                                  سردار اسعد از نگاه علامه دهخدا

یکی از چهره های ملی و علمی شناخته شده در تاریخ معاصر علامه «علی اکبر دهخدا » است. وی که در مبارزات آزادیخواهی و مشروطه طلبی نقش به سزایی ایفا کرد، درحدود سال ۱۲۸۵ شمسی (۱۳۲۵ قمری) با همکاری جهانگیرخان شیرازی و با سرمایه قاسم خان تبریزی روزنامه صور اسرافیل را منتشر کرد. بخش «چرند و پرند» در این روزنامه را او با امضای «دخو» می‌نوشت که با استقبال زیاد خوانندگان روبرو شد. «دخو» (مخفف ده‌خدا) شخصیت خیالی ساده‌دل حکایت‌ها و مثل‌های مردم قزوین است. دهخدا بعدها نام خانوادگی خود را از همین نام گرفت. پس از به توپ بستن و تعطیل مجلس شورای ملی در دوره محمد علی شاه، دهخدا، مانند بسیاری از آزادی‌خواهان، ناچار به استانبول و از آنجا به اروپا رفت.در سوئیس سه شماره از «صوراسرافیل» را منتشر کرد. آنگاه دوباره به استانبول رفت و در سال ۱۳۲۷ قمری روزنامه‌ای به نام «سروش» را به زبان فارسی انتشار داد. پس از فتح تهران به دست مجاهدین و خلع محمد علی شاه، دهخدا از تهران و کرمان به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد.

مرحوم دهخدا آثار و تالیفات بسیاری دارد که مهمترین آنها عبارت است از:
1- -امثال و حکم که در چهار جلد شامل امثال فارسی است و در کنار آنها اصلاحات و کنایات و موضوعات فراوانی را نیز نقل کرده است.
2- لغت نامه که مفصل ترین کتاب لغت در زبان فارسی است و نزدیک  به چهل سال از عمر خود را  صرف آن کرد.
3- مقالات روزنامه صور اسرافیل که مجموعه «چرند و پرند» آن بارها به چاپ رسیده‌است.
4- فرهنگ فرانسه به زبان فارسی
5- ابوریحان بیرونی
6- تعلیقات بر دیوان ناصر خسرو
7- پندها و کلمات قصار
8- دیوان شعر

 در جريان جنگ جهاني اول در سال 1333 ه.ق. يك هزار نفر از سپاهيان روسيه كه در قزوين مستقر بودند ، بدون در نظر گرفتن اعلام بيطرفي ايران ، صرفا به بهانه ي اينكه طرفداران آلمان در تهران اغتشاش مي كنند به سمت تهران حركت كردند. به همین دلیل بسیاری از چهره های آزاديخواه و ملی به شهر قم مهاجرت كردند و جمعيتي به نام « كميته دفاع ملي » تشكيل دادند. اشخاصي مانند سليمان ميرزا ، سيد حسن مدرس ، اديب السلطنه سميعي ، ميرزا قاسم خان صوراسرافيل ، ميرزا محمدعلي فرزين ، ابوالحسن خان معاضدالسلطنه پيرنيا ، عليخان سياه كوهي ، ميرزا سليمان خان ميكده ، خانبابا خان شيرازي سردار محيي ، علي اكبر خان دهخدا ، سردار سعيد پسر سردار كل ، حاج محمدتقي شاهرودي ، ميرزا طاهر تنكابني و ميرزا علي اكبر ساعت ساز در اين كميته عضويت داشتند. اطرافيان شاه نيز که از حركت روسها بيمناك شده بودند ، تصميم گرفتند تا شاه را به همراه جواهرات سلطنتي و اشياء گرانبها به طرف اصفهان حركت دهند. در اصفهان حاج آقا نورالله  به جمع آوري مجاهدين سابق پرداخت تا آنها را به مركز بفرستد و احمد شاه را به اصفهان بياورند. گروهي مسلح به طرف قم حركت كرد و به افراد كميته دفاع ملي ملحق شدند. اين گروه پس از درگيري با نيروهاي روس به اتفاق اعضاء كميته ي ملي  و شارژ دافر آلمان  به اصفهان بازگشتند و قم به تصرف نيروهاي روسيه در آمد. گروهي از اعضاء كميته با نيروهاي نظامي ژاندارم مقيم اصفهان به كرمانشاه مقر مجاهدين ملي عزيمت نمودند. گروهي از مجاهدين به شلمزار رفتند تا خوانين بختياري را تشويق كنند در كرمانشاه به نيروهاي مجاهد و نظام السلطنه بپيوندند و با حمايت عثمانيها مناطق اشغالي را از روسيه باز پس گيرند.
بسیاری از این چهره های ملی از جمله علی اکبر دهخدا ، چندین ماه در بختیاری میهمان ابراهیم خان ضرغام السلطنه بودند تا اینکه مرتضي قلي خان ، محرمانه به ضرغام السلطنه خبر داد كه سردار محتشم به سمت ايلخاني و امير مجاهد به سمت ايل بيگي منصوب گرديده و مقامات انگليسي با جلب رضايت سردار محتشم از او تعهد گرفته اند كه به محض ورود سران مهاجرين و مجاهدين و زايلر آلماني آنها را دستگير و تسليم آنها نمايد. اين خبر موجب وحشت عموم مهاجرين گشت. ضرغام السلطنه اظهار داشت: « تا يك نفر از بستگان و اقوام من در قيد حياتست ، محال است اجازه دهد كه دشمن به شما تعرض نمايد و تا من جان در بدن دارم از شما دفاع مي كنم زيرا تا كنون سابقه نداشته است كه مردم ايران به خصوص عشاير ميهمان و پناهنده خود را به دشمن تسليم نمايند.» دهخدا ضمن تاييد اظهارات ضرغام السلطنه گفت: بايد از برادر كشي جلوگيري كرد و عليرغم مخالفت ضرغام مقرر گشت كه مجاهدين در يك محل متمركز نشوند بلكه در آبادي ها پراكنده شوند. دهخدا به  روستای« فلعه تک » ، امين التجار به ايل قشقايي ، افتخارالتجار به همراه چند نفر به « دهكرد » ، نورالله دانشور به « جونقان » و حاج آقا نورالله به ميان طايفه ي چهرازي رفت كه پس از توقف كوتاهي از آنجا راهي اراك و نهايتا به عراق رفت.  مرحوم وحید دستگردی ، فرخی یزدی ، محمد مصدق و سردار فاخر (حکمت) از جمله کسانی بودند که دهخدا را در بختیاری همراهی کردند. دهخدا از فرصت حضور در بختیاری استفاده کرده و سنگ بنای برخی از تحقیقات خود را از همین جا آغاز نمود.
دهخدا که به واسطه حضور پررنگش در جنبش مشروطه خواهی و به دلیل ارتباط نزدیک با بختیاری ها ، حاج علی قلی خان سردار اسعد بختیاری را به خوبی می شناخت ، همواره با نگاه بدبينانه به سردار اسعد می نگريست و به شدت مخالف حضور وی در عرصه سیاسی و به ویژه گسترش نفوذ و قدرت وی بود. وی که به شدت از این موضوع نگرانی داشت ، طی نامه ای به معاضد السلطنه چنین می نويسد:

     « اولا اينچنين کارها را ، کار علما و دانشمندان ملت که به منزله دماغند می باشد نه کار سردار

اسعد او بايد آلت باشد نه علت ، امثال او هميشه به پشت پرده های تاريک و اعمال درونی ملت

نگاه  می کنند و از ترس کار بکنند و گرنه وقتی که قوای معنوی را شما به ايشان واگذار کرديد و با

 قوای مادی خودشان ضميمه کردند ديگر چرا زير با ر ضد استبداد خواهند رفت . محمدعلی شاه

 می رود علی قلی شاه به تخت می نشيند آخر چه فرق اساسی  در تيتر اساسی هست علی

 قلی مقتدر خيلی خطرناکتر از محمدعلی ضعيف است
.
»(افشار سیستانی ، 1359، 265)


منابع:
افشار سيستانی ، ايرج « مبارزه با محمدعلی شاه و اسنادی از فعاليت های آزاديخواهان ايران در اروپا و
       استانبول  » تهران ، انتشارات توس ، 1359.


موضوع مرتبط:
                             
مجاهدان روز شنبه 
                            اعدام شیخ فضل الله نورس از نگاه جلال آل احمد


  پاسخ به افاضات حسن دهقانی شوینی و فرشاد جهانبخشی هلیسادی،فرشاد جهانبخشی ، بختیاری -هلوسعد ، بختیاری + هلوسعد
جهت اطلاع فرشاد جهانبخشی



آیا حسن دهقانی شوینی و فرشاد جهانبخشی بیشتر از دهخدا می دانند و می فهمند!





                                                                  


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده علی حاجتی شیمنیal در تاریخ 1390/06/21 ساعت 14:39:49
استادارجمند جناب آقای علیزاده 
من کتابهای متعدددرموردتاریخ بختیاری خواندم خیال میکردم چون نویسنده این کتابهااغلب بختیاری میباشنداغراق کرده اندومطالعات خودگسترش دادم به این نتیجه رسیدم که نهضت مشروطیت اگرچه همراه بااندیشه وفکربوداگرنیروی قهریه هم نبودبه سرانجام نمی رسیدهرچندکه قیام مشروطه به قولی میوه کال ونارس بودلذااین قیام نیازبه رهبرداشت حال رهبرمعنوی یافرمانده جنگ یقیناًجرقه های مشروطیت درتبریززده شدولی نیروهای بختیاری نیزکم جانفشانی نکردندودراین وسط شایدهم زحمات بعضی بزرگان بختیاری ازجمله ضرغام السلطنه کمترنامبرده شده ولی برایم جالب وسوال برانگیز است حضرتعالی وآقای شوینی چه دعوایی برسرمرحوم سرداراسعددارید،واین رابدانیدکه مرحوم سرداراسعدبی جهت بزرگ نشدند وبزرگی کالای نیست که بخریم اوهم به نوبه خوددرآنزمان خدماتی به ایران وبخیاری داشند هرچندشایدبعضی ازاقدامات منفی نیزداشتندکه درمقال این یاداشت نمیگنجد.نمی خواهم ازهیچکدامتان دفاع کنم ولی کم وبیش باحضرتعالی آشنایی دارم توصیه دلسوزانه دارم قلم جنابعالی وآقای شویینی رابه سمت وضعیت حال بختیاری ببریدوجوانان بختیاری که همواره فرزندان ایران اسلامی هستند به سمت کاروتلاش ورشدوشکوفایی سوق دهیداگرچه تاریخ سرگذشت انسانهاست ولی ماالان هی بحث بکنیم کی فراماسون بودکی نبودچه فایده ،استادارجمندامیدوارم که بهتون برنخوردوبااجازه آقای شویینی احتمالااگرماهم درآن زمان بودیم شایدسری به لژهای فراماسونری میزدیم واینکه درموردفراماسونری وقتی اسماعیل رایین ازکتابخانه-شایدملی-تقاضای کتابی دراین مورد مینمایدوکتابدارمیگویدنداریم تعجب میکند ومیگویدشماچطوردرمورداین تشکیلات عریض وطویل نوشته ای نداریدوخوداقدام به نوشتن کتاب فراموشخانه وفراماسونری درایران میکند(به نقل ازبرنامه تلویزویونی بررسی انجمن های فراماسونی درایران شبکه 1دیماه سال78)که بعدهاوقتی اسامی افرادعضودراین لژهااعلام شدشایدکمترمقام ومسئول ایرنی بودکه عضواین لژهانشده بود. 
 
آزاد مردان بختیاری 
 
درود بر شما 
هیجکس نمی تواند نقش بختیاری ها در خلع محمد علی شاه از سلطنت و سقوط استبداد صغیر و احیای مجدد مشروطیت نفی و انکار نماید بدون تردید اگر سواران ایل جلیل بختیاری نبودند این اتفاق مهم بسیار با تاخیر و شاید چند سال بعد اتفاق می افتاد 
پس درود بر همه بختیاری هایی که در این رستاخیز و جنبش ملی شرکت کردند. 
اما دوست من ما مجاز نیستیم که خدمات ایل جلیل بختیاری را به نام شخصی خاص مصادره کنیم و بگوییم اگر او نبود این مهم تحقق پیدا نمی کرد. اتفاقا اگر این شخص نبود مشروطیت به این اندازه آسیب نمی دید و از مسیر واقعی منحرف نمی شد. 
همان روز ها صدها نیله سوار بختیاری در اعتراض به عملکرد سردار اسعد تهران را ترک کردند که فقط من یک نمونه را مثال می زنم 
عزیزالله خان فولادوند که از قوه سامعه محروم بود و در هوش و ذکاوت ، ادبیات و عربیت ، معقول و منقول یکی از سرآمدان روز گار بود با سواران ایل جلیل فولادوند در تصرف تهران و سقوط استبداد جانفشانی ها کرد. گلوله ای به سختی به پهلویش اصابت کرد که همگان پنداشتند که جان سالم بدر نمی برد. به مدت چهار ماه در بیمارستان بستری گردید و معالجه شد. وی وقتی قبایح و کج رفتاری فاتحان تهران را دید با سواران و همراهان خود تهران را ترک کرد و سوگند یاد کرد که دیگر به تهران نیاید و داخل هیچ کار نشود. 
 
همان روزها بختیاری های دیگری فریاد زدند و ناله کردند که هشیار باشید مشروطیت از دست رفت 
از مشروطیت که بگذریم ، سرکوب مشروطه خواهان ، تقدیم نفت به استعمارگران ، فراماسونری ، زمینه چینی برای به قدرت رسیدن رضا شاه و...را چگونه باید تعبیر و تفیسیر کنیم. 
 
سردار اسعد در کنار اشتباهات و لغرش های فاحش خدماتی نیز ارائه نمود اما نه در حد و اندازه ای که بخواهیم او را به عنوان قهرمان ملی معرفی کنیم و تندیسش را بر هر کوی برزن نصب نماییم و بر خود ببالیم که چنین سردارانی داشتیم. 
دوست من جریان ماسونی پایان ناپذیر است امروز هم فرصت و شرایط برای گرایش و عضویت در تشکیلات فراماسونری وجود دارد. فراماسونری چه می خواهد؟ و به دنبال چیست؟  
برجسته کردن و بزرگ نمودن چهره های فراماسونری و تقدیس آنها ، تبلیغ و ترویج احساسات کور قوم گرایی که زمینه تفرقه و اختلاف را بوجود آورده و امنیت ملی ما را به خطر می اندازد ، ترویج سکولاریسم ، تبلیغ اباحه گری ، و.... بزرگترین خدمت به تشکیلات ماسونی است چه آنها را در نیل به اهدافشان یاری می رساند. 
امروزه ما می توانیم بدون اینکه عضو تشکیلات ماسونی باشیم با عملکرد احساسی و ناشیانه خود به انها خدمت کنیم 
والبته هیچ بعید نیست افرادی که آبشخور سیاسی آنها کاملاً مبرهن و روشن است مستقیم و غیر مستقیم با بیگانگان و تاریکخانه های دهشتناک اجنبی سروسری داشته باشند. چه ......

نویسنده ثثث در تاریخ 1390/06/13 ساعت 08:23:40
الان که ترکها همه کاره شدند 
 
آزاد مردان بختیاری 
 
این توهمی است که دشمنان ایران اسلامی در ذهن بعضی ها ایجاد کرده اند. فارس ، ترک ، کرد ، بلوچ ، عرب ، گیلک ، مازنی ، لر ، بختیاری ، قشقایی و..... همه و همه پاره های تن ایران عزیز هستند هر کسی که شایسته باشد و بتواند خدمتی به این آب و خاک کند عزیز ماست و ما مخلص او هستیم

نویسنده jjj در تاریخ 1390/07/19 ساعت 21:56:51
دوست من من به خاطر حرف شما نزدیک 10 کتاب از مشروطیت خواندم ولی در هیچکدام اشاره نشده است سردار اسعد فراماسونر بوده است جز یک کتاب آنهم یک پاراگراف.از کتاب عبداهادی انتشارات مشهد سال 68 
 
آزاد مردان بختیاری 
دوست من سلام ایشان دو جا در کتاب تاریخ بختیاری شخصا اعتراف می کند که فراماسون بود و به آن افتخار می کند.در کتاب « تاريخ بختياری » آمده است: « به فرماسنری پاريس دعوت شد و عضويت بهم رسانيد»( سردار اسعد ، 1383 : 270) 
سردار اسعد همچنین در صفحه 174 کتاب «تاریخ بختیاری » چنین می گوید: « در مدت توقف در طهران تمام خيال و حواسم در اجرای مقاصد خود بود. يعنی در ايران هم اجرای قوانين بشود و باعث سعی من در اين باب به جهت اين بود که چون مرحوم ايلخانی [پدرم ] را کشتند و ظلمهای بی شماری نسبت به من و اسفنديار خان نمودند ، قبايح استبداد را ديدم. چنانکه کمتر کسی دچار اين بدبختها شده بود. از آن پس مصمم شدم که مردم را به حکومت قانون دعوت نمايم و در اين مدت که در طهران بودم با جماعتی هم عهد شدم که دست استبداد را کوتاه داريم.» 
دکتر ملک زاده ، این جماعت را همان گروهی می داند که در تاريخ 22 ربيع الاول سال 1322 قمری برای اولین بار در باغ شخصی سليمان خان ميکده تشکیل جلسه داده و تشکیلات فراماسونری را پایه گذاری کردند و سردار اسعد را يکی از موسسين انجمن مخفی فراموسونری می داند. (ملک زاده ، 1383)  
 
 
دوست من کدام کتاب را خواندی که چنین نوشته نبود تقریباً در تمامی کتابها به این مساله اشاره شده است . وقتی خود سردار اسعد آشکار بر عضویتش در تشکیلات فراماسونری تاکید و افتخار می کند شما چه اصراری دارید او را تبرئه کنید!! 

نویسنده Anonymous در تاریخ 1390/08/28 ساعت 22:23:46
باسلام..روزجمعه25تیر1288شمسی تهران بدست قوای بختیاری وگیلانی وارمنی بعنوان لشکرمشروطه افتاداین حرکت بختیاریهادرآن زمان حتی باانگیزه قدرت طلبی یاتلافی علیه استبدادقاجارقابل تقدیراست اما چون انقلاب مشروط توسط سرداراسعد.سپهدارتنکابنی ویپرم خان ارمنی بانحراف رفت بزرگترین اشتباه وظلم بحساب آمد.من نظرآقای حاجتی راقبول دارم بفکرحال باشیم نیروهای علمی وتوانای بختیاری درجهت حفظ وحدت ملی آگاه وتقویت بشونددنبال حقیقت باشیم ونظام وکشوررابا علم قدرتمندکنیم ازمحقق گرامی جناب علیزاده پوزش می طلبم وتشکرمیکنم

نویسنده مصطفی شیخ زاده در تاریخ 1390/11/06 ساعت 00:19:24
با درود بر دوستان و همتباران ارجمند. 
با احترام به تلاش در خور شما دوستان و سپاسگذاری از تلاش شما در پاسداشت بزرگمردان بختیاری نکته ای در مورد این مطلب بود که لازم دیدم به اطلاع برسانم و آن محل اقامت استاد علامه دهخدا در بختیاری بود که روستای"قلعه تک" نگاشته اید و احتمال می دهم اشتباه چاپی باشد. زیرا تا آنجا که سواد کم بنده یاری می کند این استاد ارجمند در "قلعه تُل" و در قلعه ی محمدتقی خان بختیاری مدت دو هفته اقامت داشته اندو و به گمانم در زمان حکمرانی اصلان خان بختیاری بوده باشد. 
ممنونم از توجه شما. 
 
آزاد مردان بختیاری 
 
با سلام و تشکر 
دوست من ما هم ابتداء فکر می کردیم قلعه تل صحیح می باشد اما با تحقیقات مفصلی که در این زمینه انجام شد و نوشته های وحید دستگردی را مطالعه کردیم متوجه شدیم که ایشان از منطقه چهارمحال خارج نشده و محل اقامت وی برای مدتی روستای قلعه تک بود. 
نام شما / ایمیل شما
بررسی امنیتی. لطفا کد امنیتی را وارد کنید گوش دادن به کد

پر بحث ترین ها !


 azadmardan.com 
کاندیداهای احتمالی برخی شهرستان های بختیاری نشین برای 

 آیا سردار اسعد مشروطه خواه بود؟

نقش سردار اسعد در اعدام شیخ فضل الله نوری

مشکلات مناطق بختیاری با خردورزی ....

آیا انتقال آب رودخانه کارون به دشت ایذه توجیه اقتصادی 

 زمینه های پیدایش فراماسونری 

   اهداف صهیونیزم جهانی  

حماسه شیرعلی مردون 

گاگریو ها و غمانه های بختیاری

نسل کشی در ایران یا هلوکاست واقعی 

   ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری        

تازه های سایت