تحلیل سروده ی دایه دایه،وقت جنگه

                                                           تحلیل سروده ی دایه دایه ، وقت جنگه      
     
به مناسبت درگذشت رضا سقايي اسطوره‌ي موسيقي لرستان

سروده و شعر، بخشی جدا نشدنی از زندگی یک ایلیاتی است. فرزند عشایری وقتی به دنیا می آید ، لالایی هایی بسیار زیبا و پر محتوی در گوشش نجوا می کنند ، با بیت و شعر و موسیقی رشد می یابد ، در همه احوال در سور و سوگ ، به هنگام کار و تلاش ، در زمان کوچ و حرکت ، به وقت استراحت و تنهایی و در میان جمع با سروده دمساز است. به گونه ای که آواز و موسیقی بخشی تفکیک ناپذیر از زندگی و شخصیت وی می شود ، آواز و موسیقی که نه مثل امروز وارداتی و ناخوشایند، بلکه بر اساس فرهنگ،معتقدات و ارزشهای ناب و اصیلش پدید آمده و تکوین یافته است. طبیعت  پاک و بی آلایش،کوههای سر بفلک کشیده و دامنه های پوشیده از جنگل زاگرس ، چشمه ساران زلال ، آبشارها و رودهای خروشان ، زندگی ساده ایلیاتی و نفس گرم ، صمیمی و مهربان وی ، همراهی با یاری همیشگی اش یعنی نی،کوچ و سفر همیشگی اش با بهار ، تلاش فراوان ، پیکار سخت با طبیعت و جوانمردی ذاتی اش ، وی را به سمت و سوی سروده و شعر سوق می دهد.

این سروده ها و اشعار که اصطلاحاً « بیت» نامیده می شوند، اصیل و هجایی هستند ، تابع افاعیل عروضی  نیستند اگر چه شبیه به مثنوی هستند ، اما همه ویژگی های مثنوی را ندارند. شاعران زبر دستی آنها را خلق کردند ، بلکه زبان حال مردمان ساده ، صمیمی و بی غل و غشی هستند که بر حسب شرایط گوناگون ،احساسات درونی خود را در قالب سروده ، بروز داده اند. سراینده و زمان رواج این سروده ها بر کسی معلوم نیست ، سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده تا به زمان حال رسیده اند  یکی از انواع این سروده ها ، اشعار حماسی هستند. حماسه بخشی از زندگی ایلیاتی است ، زیرا کوهستان و معیشت کوچندگی ، خطرات و خاطرات آن ، همواره الهام بخش حماسه و مشوقی برای خلق و پاسداشت آیین های حماسی بوده است.ایلیاتی با حماسه دمساز است زیرا  نوع معیشتش اقتضاء می کند که به سختی با طبیعت خشن پیکار نماید ، در هر شرایطی ، شب یا روز ، باید امنیت خودش را تامین کند پس همیشه برای مقابله با هر خطر و تهدیدی ، گوش به زنگ و در آماده باش کامل است. از طرفی غایت و هدف فرهنگ و تربیت خاص ایلیاتی ، تربیت افرادی با روحیاتی مانند: جوانمردی ، فداکاری ، نوع دوستی ، بی باکی و شجاعت ، وطن دوستی و دشمن شکنی ، سخت کوشی و مبارزه بی امان با طبیعت و جمع گرایی بوده است. به طور کلی ایلیاتی شیفته تربیت افرادی با روحیات پهلوانی یا حماسه سازان پهلوان صفت است. شاید به همین دلیل باشد که در گذشته یکی از آزروهای یک ایلیاتی بختیاری این بود که «بردشیری » بر مزارش نصب کنند.
از سوی دیگر از دوران کهن تا به امروز ، ایلیاتی مرزبانی صادق و نگهبانی امین برای حراست از مرزهای ایران زمین بوده، همیشه بدنه اصلی سپاه ایران زمین را در مقابل دشمن تشکیل می داد. پس ایلیاتی باید حماسی باشد ، چون هم زاده حماسه است  و هم باید آفریننده حماسه باشد. به همین دلیل فرهنگ ایلیاتی حماسه آفرین و اسطوره ساز است. ایلیاتی برای تقویت نیرو و توان  و احیاء  و تقویت خلق و خوی حماسی در خود ،  شیفته اشعار «حماسی» است ، از این جهت عاشق« شاهنامه » حکیم ابوالقاسم فردوسی است. مردمان عشایر با شخصیتهای شاهنامه همزادپنداری می کنند ، گویی داستانهای شاهنامه ، شرح حال آنان است. آنان شاهنامه را به نامه و شیوه زندگی خود تبدیل کرده اند. به همین دلیل در هیچ جایی خواندن شاهنامه به مانند اجتماعات عشایری لذت بخش تر و تاثیرگذارتر نیست.
یکی از معرفترین سروده های حماسی با منش پهلوانی ، ترانه محلی « دایه دایه ، وقت جنگه » است. این قطعه ، فقط چند بیت شعر فلکلوری نیست بلکه تصویری از نوع نگاه و نگرش ، جهان بینی ، آرزوها  ، آرمانها ، ارزشهای یک قوم کهن و بیانگر منش ، شخصیت و هویت گروهی و اجتماعی آنان است.
از دیرباز سرزمین بزرگ لرستان همواره کانونی بزرگ برای خلق حماسه بود. اما بی بدیل ترین حماسه ها ، با به قدرت رسیدن کریم خان زند خلق گردید. بدون تردید سلسله زند ، مرهون تلاش و فداکاری های جنگجویان حماسه ساز لر بود. همان دلاورانی که با اشاره کریم خان زند ، در مقابل چشمان بهت زده سفرای دولتهای اروپایی ، چنان منش  و قدرت پهلوانی خود را به نمایش گذاشتند که آن بیگانگان برایشان مسلم گشت که سپاهی دلیرتر از سپاه زند و جوانانی شجاع تر از جنگجویان لر در دنیا وجود ندارد. این حماسه در نبردهای لطفعلی خان زند با قاجار به اوج  و در نبرد ابدال خان بختیاری با آغا محمدخان به شکوهی وصف ناپذیر  می رسد. قاجار اگر چه خود زاییده فرهنگ عشایری بود ، اما ضعف و شکستهای خود را در مقابل بیگانگان با سرکوبی شدید و قتل و عام دهشتناک  ایلی و ایلیاتی جبران کرد. بیگانگانی که از ضعف و زبونی قاجار نهایت استفاده را بردند و ایران را بین خود تقسیم کردند ، تنها از عشایر بیمناک بودند، زیرا عشایر توان و استعداد بیرون راندن آنها را داشتند. آنان نیز به سهم خود تا توانستند ، عشایر را تضعیف ساختند. عشایر با خلق حماسه ای تاریخی ، بساط استبداد صغیر را برچیدند و مشروطه را احیاء و دوباره برقرار کردند.  وقتی انگلیسی ها قرعه حکومت ایران را به نام رضاخان میرپنچ  زدند ، کابین شوم آن ، قتل وعام و نابودی عشایر بود.
با این اوصاف در یک دوره دویست ساله ، عشایر ایران در التهاب و بی قراری ، کشمکش  ،جنگ و تنش  سر بردند. آنان در این دوره که برایشان سراسر خوف و رجاء و بیم و امید بود برای بقا و ماندن و نجات از زوال و ننگ چاره ای نداشتند مگر اینکه با حماسه و حماسه آفرینی که ریشه در فرهنگ کهن آنان داشت ، بیش از هر زمان دیگری ایاق و دمساز شوند. شال و شمشیر ، اسب و تفنگ در زندگی آنان نقش اول را ایفا  کرد . مادران چاره ای نداشتند جز اینکه مهر مادری را نادیده گیرند و برای بقا و حفظ سرزمینشان ، فرزندان دلبند خود را به قربانگاه بفرستند. اما حماسه در بین لرزبانان با « سروده » و «گاله» همزاد بوده است. در هنگامه جنگ ، زبان نیز به یاری زور بازو می آید. زبان مشوق و محرک است ، انگیزه ایجاد می کند ، نیرو می دهد ، دشمن را اسیر جنگ روانی می کند ، ترس و وحشت را برای او به ارمغان می برد. هر اندازه جنگ و حماسه بیشتر و بیشتر می شد ، سروده های حماسی نیز شمارشان افزونتر می گشت. در این دوران است که فرهنگ حماسی قوم لر ، سروده ی « دایه دایه» را تولید می کند و اوج حماسه و زیباترین و با شکوه ترین صحنه های جنگاوری و پهلوانی را به نمایش می گذارد. در حقیقت « دایه دایه» عصاره و چکیده ناب صدها سال حماسه سرایی فلکلوریک است.« دایه دایه » از این جنس سروده ای ملی و میهنی  است که صلابت و استواری ایرانی را نشان می دهد و هم سرشار از غيرت و جوانمردی ، سلحشوری و جسارت ، و شور و شعور و هم بیانگر روحیات میهن دوستی  و ایستادگی ایرانیان در مقابل دشمن است. به دلیل همین ویژگی هاست که این سروده برای همه ایرانیان آشنا ، دلچسب و شیرین است.
درون مایه این سروده ی ناب کلمه «دایه» است که در زبان و گویش لری به معنی « مادر » می باشد و چون سر بیت و برگشت و ترجیع این ترانه حماسی با این نام است لذا در لرستان این مقام موسیقی نیز به نام « مقام حماسی دایه دایه » مشهور شده است. کاربرد واژه ی« دایه » یا مادر در این قطعه ماندگار ، از دو منظر قابل بررسی است: نخست دایه ، اشاره به مام میهن ، خاک و سرزمین و قداست آن دارد. سرزمینی که آن چنان با ارزش و عزیز است که برای حفظش باید جان داد (چون ایران نباشد تن من مباد). حس وطن دوستی و عشق به مام میهن در این ترانه حماسی- ملی برای همیشه ماندگار و جاودانه می شود از این جهت «دایه دایه » مربوط به زمان و مقطع خاصی نیست ، پیام آن ، همه نسلها را مخاطب قرار می دهد و مربوط به تمام اعصار است. از اینروست که در دوران دفاع مقدس نیز ، این سروده دلنشین ، جوانان لر زبان را به دفاع از ارزشهاي انقلاب و حفظ تماميت ارضي دعوت مي كرد و روحیه سلحشوری و دلاوری را در آنان احیاء و تقویت می کرد و به همین دلیل « دایه دایه » به عنوان یکی از نواهای محلی تاثیر گذار دفاع مقدس  قلمداد گردید و برای همیشه در حافظه تاريخي  ملت ایران باقي خواهد ماند و هرگز دلپذيري و جذابيت خود را از دست نخواهد داد.
دیگر اینکه این سروده زیبا  اشاره به مادر دارد ، مادری که چشمه جوشان محبت است با همه دلبستگی به فرزندش ، وی را لباس رزم می پوشد و به میدان کاروزار می فرستد. مادری که برای حفظ کیان و سرزمین و برای شرف و عزتش از جان عزیزترینش یعنی حاصل عمرش ، میوه باغ زندگی اش ، می گذرد و فرزندش را برای نبرد با دشمن تشویق و ترغیب می کند. این شعر عامیانه با بیانی ساده و دلنشین به یاد می آورد که دفاع از شرف و عزت ، مرد و زن نمی شناسد ، برای مبارزه و جان سپاری در راه آرمانهای مقدس ، شیر زن در کنار دلاور مرد ، در رزم شرکت می کند. در حقیقت راز دیگری که سبب ماندگاری این قطعه حماسی شده است ، اشاره به عشق متقابل مادر و فرزند و احترام و مقام شامخ این عشق مقدس است. عشقی که هر شنونده ای را به تامل و تعمق وامی دارد و حرمت مادر باعث می گردد تا ذهن فرد ناخودآگاه  به سوی جنگی مقدس کشانده شود و مانع می شود که فرد از این جنگ ، تصویری تجاوزگرایانه وناخوشایند در ذهن خود تجسم کند.
کسی نمی داند که این شعر دقیقاً از چه زمانی بین مردم رواج یافت و خواندن آن متداول گشت. نقل می کنند در جنگ اول جهانی روسها و انگلیس به بهانه جلوگیری از فعالیت ماموران آلمانی و سرکوب عملیاتهای طرفداران آنها وارد ایران شده بودند ، در مناطق لرنشین از ممسنی و بویر احمد گرفته تا بختیاری و لرستان فعلی به بهانه تعقیب طرفداران آلمان به تاخت و تاز پرداختند. اما مردم لر در مقابل آنها شجاعانه ایستادند و جنگیدند. گفته می شود روزی یکی از افسران روسی در بروجرد به یکی از زنان رهگذر که از کوچه ای گذر می کرد ، قصد بی حرمتی داشت. اهالی غیور که تحمل این بی حرمتی را نداشتند ، بر سر این افسر روس هجوم بردند و مانع از این بی حرمتی شدند. پخش این خبر در لرستان سبب تحریک افکار عمومی گردید. عشایر و طوایف پیشکوه و پشتکوه  هم پیمان شدند تا با روسها وارد جنگ شوند و آنها را از خاک لرستان بیرون کنند. جنگ آغاز شد. لرها موفق گردیدند ، قوای روسیه را مجبور نمایند تا قزوین عقب نشینی کنند. در گیرودار جنگ ، دو تن از نوازندگان هنرمند و پر احساس بومي آن روزگار به نام‌هاي « علي » و « نظرعلي » از طايفه‌ي حيدري، تحت تأثير اين رخداد مهم، با الهام از اشعار حماسی که در بین مردم رواج داشت ، اقدام به ساختن آهنگي پر شور و ترانه‌اي ساده از آن نبردها كردند كه براي هميشه جاودانه شد.
بعدها رضا سقایی با حنجره طلای اش ، سروده ی « دایه دایه» را جهانی و جاودانه کرد. امروزه بسیاری از مردم ایران و جهان ، نام لر و موسیقی لری را با صدای وی می‌شناسند. امید است به پاس حماسه های بی بدیل شهدای دلاورمرد لر در جبهه های جنگ حق علیه باطل ،خداوند سبحان این عزیز سفر کرده را که خود از جانبازان جنگ تحمیلی بود ، قرين رحمت خويش قرار دهد.

متن قطعه دایه دایه وقت جنگه



شیامه نبنید ،  افتو قشنگه
كره لر تا دم مرگ  ، چی شیر میجنگه

دایه دایه وقت جنگه
قطاركش بالا سرم  ، پرش ده شنگه

زین و برگم بونید ، رو مادیونم
خبر مه بوریتو  ، سی هالوونم

دایه دایه وقت جنگه
قطاركش بالا سرم پرش ده شنگه

ز قلا كرده و در شمشیر وه دستش
چی طلا برق میزنه لغم اسبش

دایه دایه وقت جنگه
قطاركش بالا سرم ، پرش ده شنگه

نازیه ته سی بكو  ،جومه برته
دور كردن تو قورسو  ،شیر نرته

دایه دایه وقت جنگه
قطاركش بالا سرم ،  پرش ده شنگه

برارونم خیلین ، هزار هزارن
سی تقاص خین مه  ، سر بر میارن

دایه دایه وقت جنگه
قطاركش بالا سرم ،  پرش ده شنگه

کُر سیول اسپی بَکُش ،  خینَم حرومت
تا قیامت می مونه ای ننگ به نومت



 

نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: