مثل ها،کنایه ها و اصطلاحات آبی در بختیاری(2)

                                                   مثل ها ، کنایه ها و اصطلاحات آبی در بختیاری ( 2)

معنی و مفهوم

مثل در لغت به معنی مانند ، شبیه ،نظیر ، همتا ، نمونه ، برهان ، دلیل، مطلق سخن، حدیث ، پند ، عبرت ، نشانه ، علامت ،وصف حال، افسانه ،حکایت و داستان است. این کلمه عربی است و ریشه آن از ماده مُثول به معنی شبیه بودن چیزی به چیز دیگر است. معنی اصطلاحی مثل و یا تعریف جامع و مانع آن را می توان بدین عبارت استنباط کرد:مثل جمله ای است مختصر و مشتمل بر تشبیه یا مضمون حکیمانه که بسبب روانی لفظ و روشنی معنی و لطف ترکیب شهرت عام یافته باشد و همگان آن را بدون تغییر و یا با اندک تغییر در محاوره بکار برند. ( لغتنامه دهخدا، ذیل واژه مثل ).

کارکرد مثل ها و کنایه ها
 
• مثل ها و کنایه ها به منزله نقشه راه هستند هدف اصلی آنها. راهنمایی و ارشاد مردم است. آنها دربردارنده پند و دستور اخلاقی و اجتماعی هستند که با وجود کوتاهی لفظ و سادگی و روانی، شنونده را در افکار عمیق فرو می برد.

• مثل ها آیینه ی تمام نمای زندگی ، اخلاق عمومی و حیات مادی و معنوی سازندگان آن می باشد. به همین دلیل نه تنها بازتابی از فرهنگ، آداب و عادات، عقاید و اندیشه های بشمار می آیند بلکه  با مطالعه آنها می توان ابعاد و زوایای مختلف تاریخ اجتماعی را روشن ساخت و از چگونگی اندیشه و تفکر پیشینیان  آگاه شده و اساسی ترین مفاهیم فرهنگ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و آموزشی را استخراج کرد.

•  مثل ها و کنایه ها به دلیل سادگی توام با شوخ طبعی و طنز، گفتار و نوشتار را آسان ، شیرین و دلنشین مي كند.چون اين جمله ها كوتاه ، زيبا و گاهی آهنگین و موزون هستند ، بر دل مي نشينند،گفتگوي دراز را كوتاه و مباحث ثقیل و سنگین را ساده مي كنند و اگر در جاي خود استفاده شوند اثر و گیرایی حرف را فزون تر،انتقال معانی سریع تر و با شتاب بیشتری صورت می گیرد و شنوده نیز زودتر آن را درک و هضم می کند و ماندگاری آن در یاد و خاطر اشخاص نیز افزایش می یابد.

•  مثل ها و کنایه ها  به دلیل جذابیت ، گیرایی و هیجانی که دارند هم بر غنای فرهنگ می افزایند و هم به حفظ و بقای آن کمک می کنند و چنانچه از این منظر نسل های مختلف بتوانند ارتباط و پیوستگی خود را با فرهنگ و عناصر آن حفظ نمایند این مهم تحقق پیدا می کند که با حفظ فرهنک و میراث معنوی جامعه، از گسست و انحطاط فرهنگی جلوگیری شده است.

ویژگی های مثل ها و کنایه ها

مهمترین ویژگی های مثل ها و کنایه ها  عبارتند از:
• سادگی ، کوتاهی و کمی لفظ و عبارت
• روشنی معنی
• خوبی تشبیه و لطف کنایه
• طنز و شوخ طبی نهفته در آن
• حامل پند ،اندرز و عبرت
• تعدد روایت
• گاهی آهنگین و موزون
 
مثل ها چند نوعند ؟
 
•  عبارت مثل گاهي كوتاه است و در دو يا سه كلمه خلاصه مي شود مانند (فيل و فنجان ) كه مي فهماند دو چيز از جهت كوچكي وبزرگي با هم تناسب ندارند . اين مثل در اصل داراي 5 كلمه بوده ( آب دادن فيل با فنجان ) ولي معمولا با همان دو كلمه به اصل مثل اشاره ميكند .
• عبارت مثل گاهي دراز است مانند ( آفتابه و لولهنگ هر دو يك كار را مي كنند ولي ارزش آنها وقت گرو گذاشتن معلوم مي شود ) چون لولهنگ از سفال ساخته شده ارزشش از آفتابه كه از مس است كمتر است .
•  مثل گاه يك عبارت ساده است و گاه يك خط شعر
( شتر در خواب بيند پنبه دانه         گهي لپ اپ خورد گه دانه دانه )
 
 مثل ها از كجا مي آيند ؟
 
• بعضي از مثلها حاصل پندهاي دانايان يا پيشوايان مذهبي يا تجربه هاي زندگي مردم است . اينگونه مثل ها را حكمت مي نامند .
•  بعضي گفتار اشخاص نامدار تاريخي يا عادي بوده كه در موقع خاصي خيلي بجا و مناسب بوده و از بس به ذوق ديگران خوش آمده مشهور شده است .
•  بسياري از مثل ها نتيجه داستاني است ، خواه حقيقي يا افسانه اي باشد . در حالي كه مردم از داستان اصلي آن ممكنست بي خبر باشند و يا  ممكنست در هر شهري به صورتي نقل شود .
•  بعضي از مثلها از يك قطعه شعر معروف گرفته شده است مانند، ( از ماست كه بر ماست )كه از شعر معروف ناصر خسرو گرفته شده است .
مثل هاي منظوم گاه ساخته و پرداخته شاعر است و گاهي از مثل هاي ساده گرفته شده و در شعر زيبا و مناسبي جا افتاده و جانشين مثل قديمتر شده است .
 
 
 نمونه هایی از مثل ها ، کنایه ها و اصطلاحات آبی

• او کرد مینس = آب کرد داخلش- کنایه از شلوغ کردن ، آشوب کردن ، دسیسه چسینی ، بزرگ نمایی
• او مراد= آب مراد ، آبی که باعث درمان و برآورده شدن حاجت و آرزو می شود.
• او درورد = آب درآورد.- کنایه از با اشکال مواجه شدن ، عیبش آشکار شد
• او چاله ریز= آب در اجاق ریز. کنایه از ناامید ، مایوس ، بی عرضه ،عاجز و ناتوان از انجام کارها
• او مین دستش نی درا = آب از دستش در نمی آید. – کنایه از خسیس بودن
• او کور= آب کور- کنایه از بخل ورزیدن – کسی که از دادن آب هم به دیگران مضایقه می کند.
• او مین سیرکو ای کووه= آب در هاون کوبیدن – کنایه از کار بیهوده و عبث انجام دادن
• او ورده =  آب آورده ، اشیاء و شاخه و برگ های که آب همراه خودش می آورد.- کنایه از:کم ارزش بودن.
• او دراو= کنایه از رسیدگی به امور خانه ، خانه داری ، تروخشک کردن اهل خانه ، کدبانوگری
• او تر نی کنه= آب تر نمی کند کنایه از بخل ورزیدن ، کاری برای دیگران انجام نمی دهد
• او مین سرس= آب توی سرش است. – کنایه از امور بیهوده انجام دادن ، فکر و خیال بیهوده
• او گرم کن = آب گرم کن.-  کنایه از داشتن همسر و کدبانویی که به امور خانه رسیدگی می کند.
• او خردن= آب خوردن . – کنایه  از آسان بودن مانند آب خوردن
• اوسین= آب سار ، آبی که چشم درد را درمان می کند. آب درمان - بختیاری ها معتقدند هر سال که پرنده سار زیاد بیاید و به کشتزارها آسیب وارد سازند ، آبی از شیراز می آوردند  که از بوی آن سارها فرار می کنند.
• حرف اودار =  حرف آبدار - کنایه از حرف درشت و پر مغز
• اوزیرکه= آب زیرکاه- کنایه از آدم مرموز و بدجنس
• او شو منده هم نی خوره = آب شب مانده هم نمی خورد. -کنایه از: روزه شک دار هم نمی گیرد ، تاکید بر درستکاری و پاکدامنی شخصی
• او بی بسم الله نی خوره – بدون بسم الله آب نمی خورد. تاکید بر درستکاری شخص
• او پاکین رهد سر دسس =آب پاکی روی دستش ریخت.- کنایه از: اتمام حجت کردن ، آب پاکی را روی دست کسی ر یختن
• او غوره گرهدن= آب غوره گرفتن -تظاهر به اشک ریختن و گریه کردن
• او و جارو= آب و جارو کردن- کنایه از: رسیدگی به امور خانه داری
• او و نون دادن= آب و نون دادن – کنایه از پذیرایی کردن از کسی است.
• او کم = آب شکم- کسی که بر اثر خوردن آب زیاد در شکمش آب زیادی جمع شود.
• او زمزم= آب زمزم – کنایه از با ارزش بودن آب.
• او ز سرچشمه خراوه= آب از سرچشمه خراب است.- کنایه از کاری از بیخ و بن خراب است. هرچه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک.
• او انگنا=  کنایه از گدایی کردن
• هراو=آب باران که در شکاف و فرورفتگی های صخره ها جمع می شود.
• او مال= کسی که در قبال دریافت دستمزد مزارع را آبیاری می کند.
• برفو= آب برف
• تیزاو= تیزآب
• زیراو زن= زیر آب کسی را زدن
• تی ته نو= سنگی صاف و پهن را بر روی آب پرتاب کردن و شاهد جستن آن روی آب بودن.
• تی ته نو بازی= بازی درآوردن – دست به سر کردن.
• او واوید= آب شد- کنایه از شرمساری  و خجالت کشیدن
• اوش کرد= آبش کرد – کنایه از فروختن – حل کردن
• او رهد سر تشش = آب ریخت روی آتشش- کنایه از خاموش کردن و سرد کردن کسی
• رهدن مین او= ریختن داخل آب – کنایه از تلف کردن – شکست دادن ، افرادی را به آب ریختن و نابود کردن.
• برو مر بنه او سرد= برو دهان به آب سرد بگذار و سیر آب سرد بخور – سر کشیدن آب سرد– کنایه از بی خیال شدن ، آسوده خاطر گشتن
• او سرد مین سرش رهدن= آب سرد روی سر کسی ریختن. کنایه از نامید کردن ، مایوس نمودن
• یک مشک او رهدن مین سرش= یک مشک آب ریختن روی سرش- نامید کردن ، دلسرد نمودن.
• او کرد زیر پاش- آب کرد زیر پاش – کنایه فراری دادن – دور کردن ، عجله کردن.
• او کرد مین سرمون= آب کرد داخل سرمان – کنایه از تعجیل کردن ،در تنگنا قرار دادن و اصرار بر انجام کاری
• او ریختن پشت پا= آب ریختن پشت پای مسافر کنایه از آرزوی بازگشت سریع توام با سلامتی
• او مین دستت بنه گل بیو= آب توی دستت هست بگذار و بیا – کنایه در تعجیل در انجام کاری، با اهمیت نشان دادن احضار کسی
• بدون اجازه او هم نی خوره= بدون اجازه آب هم نمی خورد- کنایه از اطاعت و فرمانبرداری محض.
• اونه بست سرمون= آب را سرمان بست – کنایه از بیرحمی و خباثت.
• او وهش چیره= آب ازش می بارد و می چکد کنایه از خیس بودن و عرق زیاد کردن.
• او وش تک نی کنه= آب ازش چکه نمی کند – کنایه از خسیس بودن  ، نم پس ندادن
• نم پس نی ده = نم پس نمی دهد – کنایه از بخل ورزیدن ، تو داربودن
• او به ریس نید= آب به صورتش نیست- کنایه از رنگ پریدن ، بی رمق شدن
• یو هم سر گایل او برده= این هم سر گاوهایی که آب و سیل برد.- کنایه از آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب ، بی خیال شدن.
• او بورت= آب ببرد تو را – نفرین است.
• او مین گلی نگرد= آب در گلو نکرد – کنایه از گرسنه ماندن و غذا نخوردن.
• او هم نامون= آب هم به ما نداد- کنایه از تحویل نگرفتن و پذیرایی نکردن و بخل ورزیدن.
• خرد و یه پاله او هم کرد پشتس= خورد و یک کاسه آب هم پشتش سرکشید – کنایه از مال مردم خوردن و بی خیال و بدون دغدغه بودن.
• ای بره سر او تشنی درتون ایده= می بره سر آب ، تشنه برمی گرداند – کنایه از رندی و دغل بازی
• او بهار نی خوره= آب بهار نمی خورد – کنایه از کوتاه بودن عمر و فرصت که به بهار نمی رسد.
• او وه کوچیرتره= آب از کوچک است.
• تا او هد تیمم باطله= تا آب هست تیمم باطل است.
• او سر بالا نی رهه= آب سر بالا نمی رود- کنایه از کسی که نمی تواند خلاف عادت و عرف عمل کند.
• او سر رو خوس ایره=  آب به دنبال مسیر  خودش و راهی که می تواند جریان پیدا می کند می رود. کنایه از پسر کو ندارد نشان از پدر
• اومون می یه جو نی ره = آبمان توی یک جو نمی رود – کنایه از اینکه با کسی امکان رفاقت و دوستی نداشتن
• یه او باریکه ای رسه= آب باریکه ای می رسد کنایه از داشتن رزق و روزی اندک ولی دائمی
• اوجدون- آپژدان =بختيارى به زمين هاى افتاده وآب‏گير «آبژدان» میگويند
• اوزا= مکانی که نشان از وجود آب و سفره های زیر زمینی آب دارد.
• اوچندار= مکانی که آب و درخت چنار کنار هم قرار دارند. از قدیم الایام این مکان در بین ایرانیان مقدس بوده است.
• گوراو= جایی که آب چشمه در زمین فرو می رود. مرداب های کوچک پایین دست چشمه

 ضرب المثل های آبی

ضرب المثل: جمله های شیرین، کوتاه، رایج میان مردم که مبنی بر تجربه ها و داستان های تاریخی و افسانه ای، باور ها و قوانین طبیعی هستند و از آنها برای اثبات یا رد کردن چیزی یا حرفی، استفاده می شود
 
• آدم گن ز سرچشمه او ایخوره – آدم گند از سرچشمه آب می خورد. –کنایه از:پرداعا بودن
• نه کور صدا داره نه اورو. صدا -  نه کور حیا دارد نه آب رودخانه صدا.-کنایه از: اصل بد نیکو نگردد هر که بنیادش بداست
• او رو ز راخدا کیارسی هم نگذشت- آب رودخانه به راهخدا کیارسی که شناگر قابلی بود هم رحم نکرد.- کنایه از: آب خشمگین به شناگر هم رحم نمی کند
• زدس بارون جستم من چه اوی - از دست باران فرار کردم به چاه آب افتادم- کنایه از چاله به چاه افتادن است
• اوی که ریسست دی جمع نی بو- آبی که ریخت دیگر جمع نمی شود.آب ریخته باز نمی گردد به جوی
• او که از سر گذاشت چه یه وجب چه صد وجب- آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب.
• ار همنه او بوره یونه خو ایبره= اگر همه را آب ببرد این را خواب می برد کنایه از بی تفاوت بودن و کاهلی و سستی کردن
• چی او نوا تشنه پشت سر بونی- مانند آب نباید آتش را پشت سربگذاری- منظور این است که کار آب خاموش کردن آتش است
• ماهینه هر وقت زاو بگری تازهه – ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است- کنایه از اینکه برای انجام کار نیک هیچوقت دیر نیست.
• مهمون که نیخون او زیر پاش ایکونن – مهمان که نمی خواهند آب زیر پایش می ریزند.
• دشمنت که او ای برس بزن مین سرت بگو گگو گگو- دشمنت را که دارد غرق می شود بزن بر سرت و بردار برادر کن- کنایه از اینکه: به فکر نجات جان مردم باش حتی اگر دشمنت باشد
• حرف حرف ایاره گندم بر شته او- سخن سخن می آورد و گندم برشته آب می طلبد- کنایه از اینکه چو بد کردی مباش ایمن زآفات- خربزه خوردی پای لرزش هم بنشین
• هر کی نون وه مهمون نده گلس سالم از اورو تا نی کنه = هر کس از مهمان پذیرایی نکند گله اش در هنگام کوچ و عبور از آب رودخانه ، سالم و بی خطر عبور نمی کند. اشاره به مهمان نوازی بختیاری ها دارد.
 

کاربران محترم
شما با ارائه مثل های دیگر متن را کامل نمایید با سپاس



 

نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: