امامزاده عبدالله، شاه قطب الدین

امامزاده عبدالله، شاه قطب الدین

  در طبیعت بکر دامنه کوه منار،در شهرستان اندیکا در استان خوزستان،بقعه ای وجود دارد که به امامزاده«شاهزاده عبدالله»معروف به«شاه قطب الدین»تعلق دارد.بنای بقعه مربوط به دوره تیموریان است و در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۸ با شماره ثبت ۲۶۱۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
امامزاده عبدالله نقش بسیار زیادی در گسترش مذهب تشیع داشته است. وی با تربیت شاگردان زیادی موفق شد سراسر منطقه فعلی بختیاری را تحت پوشش فعالیت های تبلیغی خود قرار داده و گروه های زیادی از ساکنان منطقه را جذب مذهب شیعه کرد . همچنین نه گروه از سادات ساکن در منطقه بختیاری خود را از نسل این امامزاده شریف النسب می دانند که عبارتند از:
1- سادات شاهزاده عبدالله ساکن در اندیکا
2- سادات امامزاده سیدمیراحمد ساکن در باباحیدر
3- سادات موسوی ساکن در دنباله رودخانه کارون دهدز
4- سادات گوشه دزفول
5- سادات موسوی ساکن در دنباله رودخانه کارون در دهستان مشایخ معروف به سادات منگشتی
6- سادات پیرسهرابی ساکن در ایذه
7- سادات موسوی ساکن در قلعه تل
8- سادات موسوی تلغر هفت شهیدان
9- سادات امامزاده بویر ساکن در اندیکا
 
زمان ورود به منطقه
 
با استناد به برخی روایت‌ها، این امامزاده جلیل القدر در قرن پنجم و ششم  هجری می‌زیست. وی از جانب فارس و بصورت ناشناس و در هیبت یک درویش وارد منطقه گردید ولی به دلیل کمالات و فضایل و خصایص نیکویی که داشت خیلی زود توجه همگان را به خود جلب کرد.

نقل می‌کنند با هدف همبستگی در راستای گسترش مذهب شیعه، امامزاده عبدالله با دختر«احمد فداله»(فضَاله)(احمد بن فضائل) ازدواج کرد که حاصل این ازدواج فرزند پسری به نام امامزاده«علی»یا «عالی»بود. برخی معتقد هستند امامزاده علی یا عالی همان امامزاده بویر است. اما بسیاری براین عقیده هستند که امامزاده«برهان»معروف به«بویر»یا«باهر»یا«باحریر» فرزند امامزاده عالی است که قبر آن جناب نیز در دامنه کوه منار قرار دارد.

نسب نامه
 
در باره هویت امامزاده و اینکه از نوادگان کدام امام همام است دو روایت وجود دارد:
1-در یکی از تذکره های منسوب به امامزاده که تصویر آن نزد سادات موجود است اما زمان نگارش آن به دلیل در دسترس نبودن متن اصلی، بطور دقیق معلوم نیست(اگر چه به سال 875 ه.ق. اشاره شده است)، نسب نامه امامزاده چنین ذکر شده است: «عبدالله بن موسی بن علی بن امام محمد تقی بن امام علی بن امام موسی بن جعفر علیهم السلام». این موضوع نمی‌تواند صحت داشته باشد.زیرا در منابع معتبر تاکید شده است که نسل امام هادی علیه السلام فقط از دو فرزندش امام حسن عسگری(ع) و جعفر ازدیاد پیدا کرد. در این نسب نامه همچنین قید شده است که امامزاده عبدالله در سال 350ه.ق. به شهر کازرون وارد شده با شیخ ابواسحاق کازرونی(352-436ق)ملاقات داشته و از کازرون روانه لرستان شده و عاقبت در اندیکا سکونت اختیار فرمودند.ملاقات سید عبدالله با شیخ ابواسحاق نیز محل تردید است زیرا در منابع تاریخی سال تولد شیخ ابواسحاق 352 ه.ق. ذکر شده است و در سال 350قمری هنوز به دنیا نیامده بود.اگر ملاقات این دو شخصیت صحت داشته باشد بایستی در قرن پنجم بین سال‌های 400 تا 436ه.ق. اتفاق افتاده باشد.
در متنی دیگری که در حقیقت بازنویسی بخش آخر تذکره فوق الذکر است،نام و نسب امامزاده چنین ذکر شده است:«عبدالله بن علی بن موسی بن امام محمد تقی علیه السلام». این اسامی نیز با نام فرزندان و نوادگان ابواحمد موسی مبرقع بن امام محمدتقی(ع) مطابقت ندارد.
2- اسناد و شواهد فراوان به ویژه اسناد تاریخی مربوط به امامزاده سیدمیراحمد و همچنین نقلی که سینه به سینه،صدها سال در بین سادات رواج دارد؛همه دلالت برآن دارد که امامزاده عبدالله از نسل عبدالله العوکلانی بن امام موسی الکاظم(ع) می‌باشد.
امامزاده شاهزاده عبدالله نمی‌تواند فرزند بلافصل امام معصوم باشد  زیرا:
1- در هیچ یک از منابع تاریخی ذکر نشده است که حضرت عبدالله بن موسی الکاظم(ع) به« شاه قطب الدین» شهرت داشته است.
2- در کتاب های انساب و مشجرات اشاره ای به مسافرت عبدالله العوکلانی به سرزمین ایران نشده است.
3- در منابع معتبر، برای احمد بن عبدالله بن امام موسی الکاظم(ع) اولاد و عقبی ذکر نشده است و حتی تاکید شده است که آن جناب در مدینه فوت کرده و همانجا به خاک سپرده شد. در حالیکه بیشتر سادات منسوب به امامزاده شاهزاده عبدالله خود از نسل احمد بن عبدالله معروف به شاه قطب الدین می دانند.
 
فرزندان امامزاده

با تحقیقات میدانی و مطالعه بر روی اسناد منسوب به امامزاده عبدالله، آن جناب دارای چند فرزند پسر بودند که تعدادی از آنها عبارتند:
1-سید میر احمد: جد بزرگوار سادات بابا حیدر، سادات گوشه دزفول، سادات شاهزاده عبدالله اندیکا و سادات پیر سهرابی ایذه،سادات موسوی دنباله رودخانه کارون در دهدز و منطقه منگشتی در دهستان مشایخ و سادات تلغری هفت شهیدان.
نکته: سادات موسوی دنباله رودخانه کارون دهدز و سادات ساکن در دنباله رودخانه کارون در منطقه مشایخ معروف به سادات مونگشتی، خود را با 20 واسطه به امامزاده سید عزیز احمد ملقب به عزالدین معروف به احکم الحاکمین می‌رسانند.
2- عالی یا علی: سادات بویر از نسل امامزاده برهان بن علی یا عالی هستند.
3- سید سلیمان: احتمالاً در اصفهان یا مناطق اطراف آن فوت کرده و در همانجا مدفون است.
 
وجه تسمیه شاه قطب الدین
 
در قرن ششم و هفتم هجری قمری با گسترش تصوف و جریان های صوفی‌گری در ایران،رهبران این جریان ها از آوازه و شهرت زیادی در بین مردم برخوردار شدند. البته بسیاری از این صوفیان شیعه مذهب بوده و خود را از شیفتگان و دوستداران خاندان رسالت و امامت و ولایت امام علی (ع) معرفی می‌کردند و مردم را نیز به اهل بیت علیهم السلام فرا می‌خواندند.با گسترش صوفی‌گری،ادبیات آنان نیز رواج و توسعه پیداکرد و واژه های«پیر»،«مرشد»،«قطب»،«شاه»و... متداول گشت. و بسیاری از پیشوایان و رهبران مذهبی با این القاب و عنوان‌ها شناخته و معرفی می‌شدند. جایگاه و شخصیت والای امامزاده عبدالله، باعث گردید تا مردم در باره وی نیز این القاب و عناوین را بکار گیرند. که خود دلیلی دیگر است که ایشان در قرن پنجم و ششم می‌زیست.
قول رایج در بین سادات شاهزاده عبدالله این است که امامزاده در هیبت یک درویش و بطور ناشناس وارد منطقه اندیکا شده و برای امرار معاش به شبانی اشتغال ورزید. اهالی نیز به عنوان یک درویش و عارف بریده از دنیا به وی می‌نگریستند.کمالات و کرامت‌های امامزاده سبب گردید تا در بین مردم از منزلتی والا برخوردار گردد و وی را از بزرگان و اقطاب دراویش و صوفیان بشمار آورند.اطلاق واژه «شاه» و «قطب» می‌تواند از نوع نگاه و نگرش مردم که ایشان را درویش می‌پنداشتند،اقتباس شده باشد.
سادات امامزاده در باره وجه تسمیه«شاه قطب الدین»روایت دیگری نقل می‌کنند و می‌گویند: امامزادگان و پیشوایان سادات برای تقسیم و تعیین حوزه فعالیت تبلیغی خود در مکانی به نام «کفت جم جمه»در«لپد» بازفت اجتماع کرده و به رایزنی پرداختند. آنها در این اجتماع از امامزاده عبدالله درخواست کردندکرامتی از خود نشان دهد. ایشان در روز روشن(در ظهر) از بین دو انگشت خود ستاره قطبی را به حاضران نشان داد. به همین دلیل به «شاه قطب الدی»یا«شاه قطب دی» (شاه قطب را دید) اشتهار یافت.
اطلاق واژه‌های«شاهزاده»،«شاه» و«سلطان»در باره امامزادگان می‌تواند ریشه در سنت ها وعادت‌های کهن ایرانیان نیز داشته باشد. ایرانیان، بزرگان مملکت و اشخاصی که امورات آنها را در دست داشتند با این الفاظ مورد خطاب قرار می‌دادند.هزاران سال در کشور ما ایران،سلطان، شاه و شاهزاده، به عنوان بالاترین نهاد رسمی قلمداد می‌شدكه قادر به حل تمام مشكلات مردم بود.بعدها که ایرانیان مسلمان شدند و با شخصیت بی بدیل پیشوایان شیعه و فرزندزادگان امامان مواجه شدند،«سادات جلیل القدر» را مصداق واقعی شكوه و صاحب حقیقی قدرت و حكومت دانسته و تنها ملجاء و مرجع صالح و صادق برای رفع و رجوع مشكلات مادی و معنوی خود دیدند، آنان را شاه ،سلطان و شاهزاده خطاب کرده و فقط آنها را شایسته این عناوین دانستند.
ایرانیان چون شخصیت بزرگوار و عظیم الشان ائمه و سادات را مظهر ویژگی‌ها و صفات نیک یافتند،براي بیان و نشان دادن عظمت و منزلت امامان و امامزادگان درجاتی براي آنان قائل شده‌اند.گروه اول از ائمه و امامزادگان که از منزلت بسیار بالایی برخوردار بودند را با عنوان شاه و سلطان خطاب می‌کردند بطور کلی اطلاق عناوین شاه،سلطان و شاهزاده به پیشوایان و بزرگان دینی دو جنبه دارد: یکی تاکید بر جایگاه و منزلت رفیع و والا و نقش پیشوایی ایشان در بین مردم دارد.از نگاه مردم رهبران دینی مظهر قدرتی ناب و مطهر بوده‌اند که همواره توانسته‌اند پناهگاه مطمئنی برای مردم بشمار آیند و در عمل ریاست،زعامت و پیشوای واقعی مردم بوده‌اند اند.دیگر آن که اشاره به مقام سیادت و انتساب آنان به پیامبر عظیم الشان دارد.این نوع ادبیات از قرن ششم هجری به بعد رواج یافته و واژه شاه،سلطان و شاهزاده در باره ائمه معصومین و فرزندان و نوادگان آنها بکار رفته است. بسیاری از امامزادگان با فصل را نیز شاهزاده مي‌گویند
چنانچه به حضرت علی (ع) لقب شاه مردان،شاه ولایت و شاه عرب و عجم، به امام حسین (ع) عنوان شاه شهیدان، به امام رضا (ع)عنوان شاه خراسان و السلطان علي بن موسي الرضا(ع)،به امامزاده سید احمد بن موسی الکاظم(ع)، شاهچراغ، به امامزاده عبدالعظیم حسنی مدفون در ری,عنوان شاه عبدالعظیم داده شده است. همچنین امامزاده علی بن امام محمد باقر(ع) مدفون در مشهد اردهال در بین مردم به امامزاده سلطان علی شهرت دارد.
 در استان های چهارمحال و بختیاری و خوزستان نیز تعدادی از امامزاده‌ها با عنوان شاه و شاهزاده شناخته می‌شوند مانند:شاه ابوالقاسم در لالی،شاه منگشت در کوه منگشت، شاه رودبند در ایذه و لردگان، شهسوار در ایذه و لردگان،شاه البرز در آلیکوه،شاهزاده عبدالله در ایذه و باغملک،شاه عبدالعظیم در بروجن،شاهزاده عزیرالله در اردل و....
در نام شاه نعمت الله ولی نیز شاه به عنوان پیشوند آمده است که منظور سید نعمت الله ولی بود. وی نیز از سلسله سادات معظم بود اما به دلیل جایگاه والایی که در عرفان  و پیشوایی عرفا داشت، سید به شاه تبدیل شده است.
 
کرامات امامزاده
 
اهالی منطقه اندیکا و شیمبار در باره شاهزاده عبدالله اعتقادی راسخ دارند و کرامت ویژه‌ای را به ایشان نسبت می‌دهند.اعتقاد دارند به هنگام خشک سالی و کم بارشی، برای بارش باران به این امامزاده متوسل می‌شوند و به خواسته خود می‌رسند. از قدیم سه سنگ در این امامزاده وجود داشته است که به «سنگ باران زا» یا «سنگ رحمت» شهرت دارند و هر یک نام خاصی دارد:1- سنگ باران زا که بزرگ‌تر است و سنگ«شه زلزله» نیز گفته می‌شود2- سنگ بادآور(سنگ متوسط) 3- سنگ طوفان زا(سنگ کوچک)
بر طبق اعتقاد اهالی،به هنگام خشک سالی اهالی منطقه به نزد اعضای تش«بیر» از طایفه آرپناهی می‌روند و از آنها می‌خواهند تا برای قربانی و برگزاری مناسک آن واسطه شده و از سادات اجازه بگیرند. به دنبال این خواسته اهالی در امامزاده تجمع کرده با دعا و نماز و ذکر تکبیر و صلوات متواضعانه از خداوند سبحان طلب نزول رحمت الهی می‌نمایند. گاو وگوسفندانی را بر روی سنگ‌ها قربانی می‌کنند تا سنگها به خون قربانی آغشته شوند آنگاه سنگ‌ها را بلند کرده به صورت عمود قرار می‌دهند و دعا و صلوات همچنان ادامه می‌یابد و به انتظار باران می‌مانند.اهالی معتقد هستند که فقط سادات امامزاده بایستی این سنگ‌ها را برافراشته و اعمال مربوط به آن را انجام دهند. سیدی که وظیفه دارد سنگ‌ها را بلند کند، ابتداء سنگ را شستشو داده سپس خون قربانی را بر روی آنها می‌ریزد این کار سه بار تکرار میشود. بار سوم خون در گودال‌های روی سنگ ریخته و سنگ‌ها را بلند می‌کنند و بین 5 تا 7 روز به انتظار نزول رحمت الهی می‌نشینند. بعد از بارش باران دوباره برای خواباندن سنگها قربانی می‌کنند.
 
سادات شاهزاده عبدالله
 
در حال حاضر منسوبان امامزاده عبدالله  بیشتر از 750 خانوار  و شامل دو گروه می‌باشند:
 
الف) سادات
 سادات که اکثریت را تشکیل داده و با عنوان «پیر» شناخته می‌شوند. بطورکلی سادات به چهار تیره بزرگ تقسیم می‌شوند:
1) تیره احمد که از نسل شخصی به نام پیراحمد هستند. اولاد احمد وند ساکن روستای گوراندا و شهرهای شوشتر و مسجدسلیمان بازماندگان وی هستند.
2) تیره محمد که از نسل شخصی به نام پیرمحمد می‌باشند و شامل اولادهای 1- قلی وند ساکن روستاهای سر آهونی ،درویش احمد و شهرهای مسجد سلیمان و شوشتر، 2-زمان وند ساکن روستاهای پاریو، پاراه و شهرهای شوشتر و مسجدسلیمان، 3-طهماس وند ساکن روستای تاچل و شهرهای شوشتر و مسجد سلیمان، 4- صادق وند ساکن روستاهای لوویی،کوه لا و شهرهای شوشتر و مسجدسلیمان ،5-صفروند ساکن روستاهای سرچل چیکه و شهرهای شوشتر و مسجدسلیمان و6- اولاد مندنی، ساکن در روستاهای چاه لالی و پاراه منار و شهرهای شوشتر و مسجذ سلیمان

3-تیره مهمید یا محمود که از نسل شخصی به نام پیرمهمید یا پیر محمود هستند پیر مهمیدی ساکن روستاهای چهارتنگ تینا، دمه و برد بت و شهرهای شوشتر و مسجد سلیمان ،سادات پیرسهرابی ایذه و سادات موسوی دنباله رودخانه کارون دهدز از نسل پیرمهمید هستند
4- تیره جمشید که از نسل شخصی به نام پیر جمشید هستند. شامل سه اولاد جبار ،قاسم و احمد و ساکن در  روستاهای کمرشه(سیاه)، لیر یک ،تایلی و شهرهای شوشتر و مسجد سلیمان هستند.

ب) غلام
که بازماندگان غلامان و همراهان امامزاده هستند که با نام و عنوان«غلام»،«شیخ» و «بابا» شهرت داشته و دارند.تیره غلام شامل سه اولاد عزیز ، دورکی و کله هستند و در روستاهای پاریو،تهدگیوه درون،چال‌عالی، کوه‌لا،چال‌تلچه،آلاکوه و روستای امامزاده و شهرهای شوشتر و مسجد سلیمان سکونت دارند.
صدها سال است که بین پیرها و غلام ها پیوندی صمیمانه و عاطفی برقرار است. این دو گروه با اینکه هیچ قرابت خونی با هم نداشته و اصلاً با هم وصلت و خویشاوندی نمی‌کنند ،اما جدانشدنی هستند و هیچ چیز نتوانسته است این دو گروه را از هم دور و بین آن ها فاصله ایجاد کند،که خود عجیب ولی یک حقیقت است که رابطه ای معنوی و ناگسستنی را به نمایش می‌گذارد. در خصوص رابطه مرید و مرادی نیای غلام ها و امامزاده چند نظر مطرح است:
1- پسر خواندگی: برخی معتقد هستند که نیای غلام ها کودکی بود که امامزاده عبدالله وی را به فرزندی پذیرفت و تحت تربیت ایشان رشد و پرورش یافت.
2- امانتدار و سرپرست خانواده:گروهی نیز براین عقیده هستند که نیای غلام ها امین امامزاده عبدالله بود و در در غیاب ایشان سرپرستی و مراقبت از خانواده امامزاده و رتق و فتق امور آن را برعهده داشت. در تعلیم و تربیت فرزندان امامزاده نیز سهم و نقش داشت.اطلاق کلمه «بابا» به غلام ها نیز ریشه در این موضوع دارد.
3- ملازم،صحابی و مشاور:عده ای نیز می‌گویند نیای غلام ها یکی از مشاوران،ملازمان و یاران نزدیک امامزاده بود که همیشه همراه وی بود.
4- غلام امامزاده: بعضی نیز اعتقاد دارند که نیای غلام ها ، غلام و خدمتکار امامزاده بود. اما این خدمت نه از روی اجبار و ناچاری بلکه از روی عشق و علاقه و به دنبال مشاهده فضایل،کمالات و کرامات امامزاده بود.



موضوع مرتبط: امامزاده سید میر احمد کیست؟ + سند

دیدگاه‌ها   

 
0 # کشاورز 1393-05-29 13:27
با سلام و احترام اخر معلوم نشدکه جد این بزرگوار کدامیک از امامام ع است لطفا واضحتر بنویسید با تشکر
پاسخ دادن
 
 
-1 # علیرضا 1393-10-13 18:30
با عرض سلام و تشکر از اطلاعات خوب شما و سپاسگذار از خدمت صادقانه شما من جوان 23 هستم و به این امامزاده اعتقاد راسخ دارم و میدانم که امامزاده عبدالله فرزند امام موسی کاظم (ع ) است.
پاسخ دادن
 
 
0 # جعفر 1393-12-12 01:24
ممنون‏ ‏و‏ ‏سپاس‏ ‏از‏ ‏گرد‏ ‏اوری‏ ‏مطالبتون‏ ‏بزرگوار‏ ‏اولا‏ ‏ابهامات‏ ‏زیادی‏ ‏درمورد‏ ‏امام‏(‏ع‏)‏وان مود‏ ‏کردی‏ ‏در‏ ‏صورتی‏ ‏ک‏ ‏خیلی‏ ‏راحت‏ ‏میتونستی‏ ‏ب‏ ‏تذکره‏ ‏نامه‏ ‏ای‏ ن‏ ‏امام‏ ‏شریف‏ ‏از‏ ‏طریق‏ ‏سادات‏ ‏مراجعه‏ ‏کنی‏ ‏‏ ‏دوما‏ ‏غلامان‏ ‏امامزاده‏ ‏ب‏ ‏اولاوان‏ ‏بیشتری‏ ‏تقسیم‏ ‏هستن‏ ‏و‏ ‏خیلی‏ ‏کلی‏ ‏انها‏ ‏را‏ ‏شرح‏ ‏دادی‏ ‏.‏ ‏با‏ ‏سپاس
پاسخ دادن
 
 
0 # سیدحیدر عبداللهی 1395-03-09 23:47
با سلام و سپاس بیکران از زحمات شما دوست عزیز که این مطالب رو گرد آوری کردی
بنده خودم سید این امامزاده هستم و فوق لیسانس تاریخ و تسلط کامل بر امامزادگان در مناطق بختیاری دارم
و تمامی اطلاعاتی که دارم هم عقلی هستن و هم نقلی قابل قبول هستن
و تا جایی هم که تحقیق کردم این امامزاده(ع)| از فرزندان امام موسی کاظم|(ع)هست
بنده در حال حاضر در شهرک شهید شرافت شهرستان شوشتر ساکن هستم و رفیق هومان انصاری هستم تازه از همه مهم تر حوزه هم درس میخونم
پاسخ دادن
 
 
0 # موسوی 1395-08-25 17:37
در صورت امکان یک توضیح اجمالی درمورد منبع مطالب و چگونگی بدست انها بیان کنید.
با تشکر
پاسخ دادن
 
 
0 # سید مجید 1395-11-02 14:49
باسلام . ما از سادات اصفهانیم ، تو شجره نامه ما نوشته
شاه عبدالله قطب العارفین بن موسی الکاظم و فرزندش سید موسی و فرزند موسی=سیدمحمدالی مانی=عبدالله زنفاح(جعفر اسود) = سید محمد الضریر= شیدشهاب الدین احمد= سید صدر الدین علی=سید شمس الدین محمد=سید شهاب الدین احمد و... مدفن همه را نوشته تلغر.
این شجره نامه عکسش پیش من هست هرکس از محل دفن دقیق هرکدومشون خبر داره تو تلگرام منو خبر کنه
09190504328
پاسخ دادن
 

نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: