اسلام و قومیت گرایی

اسلام و قومیت گرایی

کشور ما ایران از اقوام و خرده فرهنگهای زیادی تشکیل شده است که غالباً هم نژاد هستند ، با وجود تفاوتهای در فرهنگ ، آداب و رسوم و زبان ، در طول تاریخ هزاران سال به عنوان یک ملت در کنار هم زندگی کرده اند. برآيند تعامل همین گروههاي قومي است كه هويت ملي و فرهنگي ايران را شكل بخشيده‌اند و هر يك به سهم خود، بر آن افزوده‌اند و در نهايت در اين هويت كلان فرهنگي مستحيل و خود بخشي از آن شده‌اند در واقع، هويت ملي ايران چتر گسترده و فراگيري است كه در عين وحدت، همه اقوام ايراني را در ذيل خود جاي داده است و نضج، دوام و استمرار هويت ايراني در طول تاريخ مديون گروههاي مختلف قومي و همه آناني است كه قلبشان براي عظمت، آباداني و سرافرازي اين ملت و كشور مي‌تپد.

 در فراز و نشیب تاریخ گاهی عواملی چند همبستگی میان این اقوام و گروههای ایرانی را تحت تاثیر قرار داده است. مهمترین عاملی که در طول تاریخ هدفش تخریب همبستگی و وحدت ملی  در کشور ما بوده است ، عامل دشمن خارجی بوده است.نمونه های آن به ویژه در تاریخ معاصر فراوان دیده می شود. دخالت انگلیسی ها ، روسها و امریکاییها در تحریک احساسات قومی و قبیله ای در مناطق مختلف با هدف تضعیف کشور و بحران سازی درآن بر کسی پوشیده نیست. متاسفانه گاهی افرادی کج فهم ، ناآگاه ، جاه طلب و فرصت طلب و بعضاً بدون اینکه بدانند کوبیدن بر طبل قوم گرایی چه پیامدهاو تبعات منفی و ناگواری به دنبال دارد ، با اقدامات نسنجیده خود ، احساسات قومی گرایی را تشدید می کنند. امروزه بر همگان آشکار است که تشدید احساسات و تنشهای قومی و قبیله ای فقط و فقط به سود دشمنان این مرز و بوم است. دشمنان و مخالفان نظام جمهوري اسلامي در طول سه دهه گذشته از راهبردهاي مختلفي براي بحران سازي استفاده کرده اند تا در مسير بالندگي اين نظام و تحقق آرمانهاي انقلاب اسلامي مانع ايجاد کنند. آخرين راهبرد دشمنان نظام جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي ايران، تمسک به راهبرد «براندازي نرم» مي باشد. براي پيشبرد اين راهبرد، از تاکتيک هاي متعددي بهره جسته و مي جويند که از خطرناک ترين آنها، تمرکز بر گسترش تنش هاي قومي است. اهداف اين تاکتيک خطرناک، تجزيه جغرافيايي کشور، تضعيف نظام و در نهايت براندازي آن مي باشد. اين توطئه به دانشگاهها نيز تسري يافته و امروز شاهد نفوذ گروههاي تجزيه طلب در بين جريان هاي دانشجويي مي باشيم. به تعبير دقيق تر، دشمنان نظام جمهوري اسلامي فضاي سياسي دانشگاهها را ميدان مناسبي براي راه اندازي توصيف گرايي و تنش هاي قومي يافته اند.
در کشور ما ایران دو عنصر اساسی «ایرانیت » و « اسلامیت» همواره در تقویت و تحکیم وحدت و وفاق ملی نقش مهمی ایفا کرده اند. بدون ترديد آب حيات اسلام عزيز، اين هويت را جاندار و زنده و پويا كرده است. زیرا یکی از برکات و ثمره های ظهور اسلام خط بطلان کشیدن به اصالت دادن به قوم و قبیله می باشد. در اسلام آنچه ملاک و معیار محسوب می شود « امت واحد» است و مسلمانان حول یک محور به نام اسلام مجتمع می شوند و بدون تمایزات قومی، همگان تحت لوای اسلام حرکت خواهند نمود.
اسلام همه را برادر می داند و فضلی برای عرب بودن یا عجم بودن ، سفید بودن یا سیاه بودن قائل نیست ، و همگان را به سوی تحقق امت واحده جهانی دعوت می نماید. با مطالعه تاریخ پر فراز و نشیب اسلام به این نکته می رسیم که در طی تاریخ، یکی از عوامل تفرقه و اختلاف مسلمانان تکیه بر تفاخرات و عصبیت های قومی می باشد.  امام علی(ع) در خطبه ای  در نصیحت مردم به پرهیز از اختلاف و پراکندگی فرموده است : « امواج فتنه برخاسته و کشتی اسلام را به گرداب در افتاده است. از روش هایی که اختلاف را می افزاید باید سر پیچیده و مفاخر و عصبیت های قومی و سوابق شخصی را باید کنار گذارد. این افتخارات چون تاج های ساخت و ساز بشر است که در اسلام ارزشی ندارد.»
تعالیم و آموره های ناب اسلامی  با قوم گرایی و قبیله گرایی به ویژه با ارزشهای ناپسند آن به شدت مخالف است. در زیر به پاره ای از دلایل این مخالفت اشاره می شود:

1- تعصبات قومی وقبيله اي در تقابل با ارزشهای اسلامی است.

ارزشهای حاکم بر نظام طایفه ای با ارزشهای مورد قبول و نظر اسلام تفاوت جدی دارد. پیامبر بزرگ اسلام می فرماید: « با ارزشهای نسبی خود نزد من نیایید با اعمالتان نزد من آیید» حضرت علی (ع) نیز می فرماید: « کسی که در زیر پرچمی کور که خشم او و دعوت و نصرت او در جهت عصبیت است ، کشته شود ، قتل او قتل جاهلی است.»
پیامبر اسلام می فرماید:« کسی که بخواهد خود را به 9 پشت از پدران منتسب کرده و هدفش کسب عزت و کرامت باشد او همراه آنها دهمین نفر در جهنم خواهد بود.»
پیامبر بزرگ اسلام همچنین می فرماید: «هر کسی که در دلش به اندازه دانه ای خردل از عصبیت (تعصب قبیله ای )باشد خداوند او را در روز قیامت همراه اعراب زمان جاهلیت محشور می کند.( وسایل الشیعه ،ج 15 باب 57)
 پيامبر اكرم(ص) درروايتي دیگر افتخار به اقوام گذشته را يك چيز بي ارزش مي خواند وكساني را كه به چنين كارها خود را مشغول مي كنند به ( جعل) تشبيه مي كند ومي فرمايد: «‌آنانكه بقوميت خود تفاخر مي كنند اين كار را رها كنند وبدانند كه آن مايه هاي افتخار ،جز ذغال جهنم نيستند واگر آنان دست ازاين كار نكشند نزد خدا از جعلهايي كه كثافت را با بيني خو د حمل مي كنند پست تر خواهند بود.»  (سنن ابي داود، ج2، ص642)
درجنگ احد سلمان فارسي پس ازاين كه ضربت را به يكي از افراد دشمن فرود آورد از روي غرور گفت:«‌خذها وانا الغلام الفارسي.»‌يعني اين ضربت را ازمن تحويل بگير كه من يك جوان فارسي هستم ، پيامبر (ص)‌پي برد كه اين سخن تعصبات ديگران رابرخواهد انگيخت،فوراً به اوگفت كه چرانگفتي منم جوان انصاري . يعني چرابه چيزي كه به آيين ومسلك مربوط است افتخار نكردي ومسئله ي قومي ونژادي را مطرح نموده اي !پيامبر (ص) در جاي ديگر مي فرمايد:«‌عربيت پدر كسي به شمار نمي رود فقط زباني گويايي است ،آن كه عملش نتواند اورا به جاي برساند حسب ونسبش نيزاورا بجاي نخواهد رساند.»( سنن ابي داود، ج2، ص625)
روزي سلمان فارسي در مسجد پيامبر (ص)نشسته بود عده اي از بزرگان صحابه نيز حاضر بودند، سخن از اصل ونسب به ميان آمد هركس در باره ي اصل ونسب خود چيزي مي گفت آن را بالا مي برد ، نوبت به سلمان رسيد ،به اوگفتند تو از اصل ونسب خودت بگو ، اين مرد فرزانه تعليم يافته وتربيت شده ي اسلامي بجاي اين كه از اصل ونسب وافتخارات نژاد سخن به ميان آورد گفت: «‌ من نامم سلمان است وفرزند يكي از بندگان خداهستم ، گمراه بودم خداوند به وسيله ي محمد (ص)‌ مرا راهنمايي كرد ،فقير بودم خداوند به وسيله ي محمد(ص) مرا بي نياز كرد ، برده بودم خداوند به وسيله ي محمد (ص)‌مرا آزاد كرد .اين است اصل ونسب من.در اين زمان پيامبر (ص)‌وارد شد وسلمان گزارش جريان را به عرض آن حضرت رساند پيامبر (ص)‌رو كرد به آن جماعت كه همه از قريش بودند وفرمود :«‌ اي گروه قريش ! خون يعني چه؟ نژاد يعني چه ؟ نسب افتخار آميز هر كس دين اواست .مردانگي هركس عبارت است از خلق وخوي وشخصيت وكار بيشتر او ، اصل وريشه ي هر كس عبارت است از عقل وفهم وادراك او ، چه ريشه واصل نژادي بالا تر از عقل است.!؟يعني به جاي افتخار به استخوان هاي پوسيده به دين ، اخلاق ،‌عقل ، فهم وادراك خود افتخار كنيد.
 تأكيدات پيامبر (ص) در باره ي بي اساس بودن تعصبات قومي ونژادي اثر عميقي در قلوب مسلمانان بالاخص در مسلمانان غير عرب گذاشت وهمبستگي و وحدت درميان مسلمانان ايجاد نمود.به همين دليل مسلمانان اعم از عرب وغير عرب اسلام را از خود مي دانستند وبه همين جهت تعصبات نژادي نتوانست مسلمانان غير عرب را به اسلام بد بين كند.  
بنابر اين پيامبر اعظم(ص)‌با نفي تعصبات نژادي وقومي وحدت امت اسلامي را تحقق بخشيد،وارزش هاي ديني والهي را احياء كرد .اقبال لاهوري نيز سيره ي آن حضرت را در جهت تحقق وحدت امت اسلامي مورد تأكيد قرارداده واز راهبرد هاي بنيادين وحدت اسلامي به حساب آورده است وچنين مي گويد:
                       نيست از روم وعرب پيوند ما                            نيست پابند نسب پيوند ما
                     دل به محبوب حجازي  بسته ايم                        زين جهت با يكديگر پيوسته ايم
                     رشته ي ما يك تولايش بس است                     چشم ما را كيف صهبياش بس است
                     مستي  او ، تا  بخون  ما     دويد                        كهنه را  آتش  زد  و   نو  آفر يد
                    عشق او سرمايه ي جمعيت است                    همچو خون اندرعروق ملت است
                    عشق در جان ونسب در پيكر است                    رشته ي عشق از نسب محكم  تر است
                    عشق ورزي از نسب بايدگذشت                        هم   ز   ايران  وعرب  بايد  گذشت
                   امت  او، مثل  او نور  حق  است                          هستي  ما  از وجودش  مشتق است .
 
2- تعصبات مذهبی و قومی  مانع از وحدت و وفاق بین مسلمانان می شود.

از منظر اسلامی  تعصبات مذهبي و قبیله ای يکي از موانع جدی در راه تحقق آرمان اسلامی و برقراری وفاق و انسجام بین مسلمانان است و همینطور مانع از ‏فهم  این حقيقت مي گردد. يكي از راهكارها پيامبر اعظم (ص) در جهت تحقق وحدت امت اسلامي نفي نژاد پرستي ، قوم گرائي وتبعيض هاي ناروا بود ؛زيرا با ظهور اسلام درميان اعراب مسئله ي نژاد پرستي وتفاخر به قبيله، فراوان وجود داشت. اسلام با تعصبات قومي ونژادي مبارزه كرد ؛ قرآن كريم مي فرمايد :« يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر وانثي وجعلناكم شعوباً وقبائل لتعارفوا ان اكرمكم عند الله اتقيكم  پيامبراعظم(ص) در جهت برقراري وحدت اسلامي، زيد بن حارثه را فرمانده سپاه اسلام،بلال حبشي را مؤذن ويژه قرارمي دهد وازسلمان فارسي ايراني تجليل مي كند وبه او مقام ومنزلت والا مي بخشد تا به اين ترتيب هم با تبعيض هاي موجود به مبارزه برخيزد وهم بتدريج ارزش هاي الهي را ملاك منصب ها ومنزلت هاي اجتماعي معرفي نمايد.
پيامبر(ص) آشكارا اعلام مي كند آن غلام حبشي واين سيد قريشي (هردو) نزدمن يكسان هستند وبدين سان آن حضرت منادي برحق مساوات اسلامي وبنيان گذار وحدت امت اسلامي است؛ زيرا :‌« ايها الناسُ إنّ‌رَبّكم واحدٌ وإنّ‌ أباكُم واحدٌ ، كُلُّكُم لأدَمَ وآدمُ مِن تُرابٍ(إنّ‌أكرَمكم عند الله أتقاكم)وَ ليسَ لِعربيٍّ علي عجَمِيٍّ فضلٌ إلاّ بالتقوی»)  ابو محمد حرّاني، تحف العقول،ترجمه صادق حسن زاده،ص 56.)
«ابوزهره »استاد دانشگاه الازهر و رئيس دانشکده حقوق قاهره ـ در اين باره ميگويد:‏
«در نتيجه تعصبات مذهبي و قومي افتراق و اختلاف موجود ميان مسلمين در فکر و احساس و انگيزه ‏و شعور آنان رخنه کرده به حدي که يک مسلمان به مسلمان ديگري که با او در انگيزه فکري اختلاف دارد ‏به ديده دشمني که در کمين او نشسته است مي نگرد نه مخالفي که هر دو در جستجوي حقايق شريعت الهي ‏اند. تعصب، افکار مذهبي او را طوري گمراه کرده که آنچه براي او اهميت دارد دفاع از فکر و انديشه خود ‏و پيروي آن است، نه دفاع از دين و پيروزي دين.‏ ‎»
 
3- تعصبات قبیله ای باعث تقليدهاي کورکورانه از پدران و گذشتگان می شود.

از بزرگترين مشکلاتي که پيامبران الهي با آن مواجه بوده اند، اينکه هرگاه امت خويش را به عبادت ‏فرا مي خواندند، سرکشان و ناصالحان قوم، تقليد از پدران و گذشتگان خويش را از پيروي پيامبران برتر ‏دانسته و علناً به اين مطلب اقرار مي کردند.به آنها گفته شد، از حکم کتابي که خدا فرستاد و از دستور رسول او پيروي مي کنيد، گفتند آن ديني ‏که پدران خود را بر آن يافتيم، ما را کفايت است. قرآن مي فرمايد: «آيا بايد از پدران خود در صورتي که ‏آنها مردمي جاهل بوده و به حق راه نيافته باشند، باز پيروي کنند ؟»‏ ‎

4- ارزشهای قبیله گرایی باعث تقليد کورکورانه از بزرگان می شود.

اسلام با تقلید از بزرگان هدايتگر و راه يافته هاي راهنما  مخالف نيست که تقليد و پيروي از آنان را لازم و واجب مي داند. بلکه تقلید از اشخاصی را جایز نمی داند که به خاطر زور و قدرت و يا ‏زر و تزوير یا بدون داشتن صلاحیت و شایستگی بر قومي تسلط يافته و راه هدايت حق را برآنان بسته اند چرا که هدايت يافتن قوم مساوي با ‏سقط منزلت و سلطنت آنان خواهد بود. آنها نه تنها خود ايمان نمي آورند، که مردم را نيز از اين کار باز مي ‏داشتند و از طرفي عدم رشد فکري توده مردم آنان را به تقليد و پيروي از آنها وا مي داشت. ‏
خداوند سرگذشت عده اي از کافران را در روز جزا اين گونه ترسيم مي نمايد:‏
‏«در آن روز صورتهايشان بر آتش همي بگردد گويند: «اي کاش خدا و رسول را اطاعت مي کرديم ‏و گويند: خدايا ما اطاعت امر بزرگان و پيشوايان خود کرديم که ما را به راه ضلالت کشيدند».‏ ‎)سوره احزاب ،آیه 67)
حضرت علی (ع) در خطبه 192 نهج البلاغه ضمن نکوهش تعصب ، شیطان را منشاء تعصب و پیشوای متعصبان می داند و می فرماید: « زنهار! زنهار! از پیروی و اطاعت بزرگترها و روسایتان برحذر باشید همانها که به واسطه موقعیت خود تکبر می فروشند. همانها که خویشتن را بالاتر از نسب خود می شمارند و کارهای نادرست را به خدا نسبت می دهند و به انکار نعمتهای خدا برخاستند تا با قضایش ستیز کنند و نعمتهایش را نادیده گیرند آنها پی و بنیان تعصب و ستون و ارکان فتنه و فساد و شمشیرهای تفاخر جاهلیتند!»
اسلام، پيروان خود را به تفکر و تعقل توصيه مي کند و از تقليد کورکورانه از ابا و ‏اجدادشان، و نيز دنباله روي از کاهنان، جادوگران و مدّعيان اديان غير توحيدي و مکتبهايي که مروّج اوهام ‏و خرافه پرستي هستند پرهيز مي دهد.داستان زندگي ابراهيم خليل (عليه السلام) و شيوۀ خرد پذيري که اين بت شکن بزرگ تاريخ به ‏منظور مبارزه با خرافه پرستي در پيش گرفت نمونه اي بارز از شيوۀ عملي است که اسلام براي مبارزه با ‏خرافه پرستي ارائه کرده است. بنا بر آنچه از نحوۀ عملکرد او در قرآن کريم ارائه شده است، آن حضرت ‏ابتدا مردم را به انديشيدن در مظاهرِ طبيعت، شب و روز، ماه و خورشيد وا مي دارد و سرانجام مبتني بر ‏براهين محکم عقل پسند نتيجه مي گيرد که اشيائي مخلوق فناپذيري که از خود اراده و توانايي ندارند، يا ‏اصنامي که به دست خود بشر ساخته مي شوند در خور پرستش نيستند.‏ از نظر اسلام خداوندي سزاوار پرستش است که ازلي و ابدي است و از همه چيز آگاهي دارد و بر ‏انجام هرکاري تواناست. «هُوَ الاَوَّلُ وَ الاَخِرُ وَ الظهِرُ وَ الْبَاطِنُ وَ هُوَ بِكلِّ شىْءٍ عَلِيمٌ».‏ ‎‏(سوره حدید، آیه 3)
وجودي که زاييده نشده و فرزندي از او به وجود نيامده است و برايش نظيري نيست. ‏ ‎
اصولاً از نظر ديانت اسلام، دينداري عاري از علم و آگاهي، و عقايدي که مبتني بر براهين محکم، ‏استوار نباشد، ارزش ندارد. آيات ذيل اشاره دارد به اين که خداوند پيامبر خويش را از تقليد کورکورانه حتي ‏از اکثريت مردم پرهيز مي دهد و انسانهاي مقلد نادان را که دربارۀ امور اعتقادي، تعقل نمي کنند به جانوري ‏کر و کور تشبيه مي فرمايد.
«وَ لا تَقْف مَا لَيْس لَك بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السمْعَ وَ‎ ‎الْبَصرَ وَ الْفُؤَادَ كلُّ أُولَئك كانَ عَنْهُ مَسئُولاً»‏(سوره اسراء ، آیه 36) ‏هرگز از آنچه که بدان علم و اطمينان نداري پيروي مکن (بدون تحقيق و تعقل عقيده اي را نپذير) همانا ‏گوش و چشم و دل آدمي همگي در پيشگاه خداوند مسئولند. ‏
‏«وَ إِن تُطِعْ أَكثرَ مَن فى الاَرْضِ يُضِلُّوك عَن سبِيلِ‎ ‎اللَّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلا الظنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلا ‏يخْرُصونَ»‏ (سوره انعام ، آیه 116)‎‏ و اگر از اکثريت مردم روي زمين پيروي کني، تو را از راه حق منحرف مي کنند، ‏زيرا ايشان جز از پي گمراهي نمي روند و جز انديشه ي باطل و دروغ چيزي ندارند». ‏
‏«إِنَّ شرَّ الدَّوَاب عِندَ اللَّهِ الصمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ»‏(سوره انفال ، آیه22) ‎ همانا بدترين جانوران نزد خداوند ‏کساني هستند که از شنيدن و گفتن حرف حق، کر و لال اند و تعقل نمي کنند. ‏
و علاوه بر اين قرآن مجيد در دهها مورد با عبارات استفهامي «افلا تعقلون» انسانها را مورد خطاب ‏خويش قرار داده است، مانند «قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الاَيَتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»‏(سوره حدید ، آیه17) ‎به تحقيق که ما نشانه هاي خلقت ‏خود را آشکارا برايتان اظهار کرده ايم شايد که در آنها تعقل کنيد ؟
اين گونه رفتار (تقلید کوکورانه و پیروی نکردن از عقل) نا مشروع است و در اسلام بسيار سرزنش شده است و كساني به چنين بيماري ذهني گرفتارند خداند آنان را كران و كور و بي عقل خطاب كرده است و آنان اهل تقليد مطلق است و تعصب به سنت قبيله دارند كه حتي خرافات باشد آن را  برحق مقدم مي دارند  هر گز ازنور وداناي استقبال نمي كنند. وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلا يَهْتَدُونَ. وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لا يَسْمَعُ إِلا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ (سوره بقره، آیات 170 و 171))
 سنت پدران و جهالت چنان ذهن شان را بسته است حتي جرقه ي از روشناي به قلبشان نفوذ نمي تواند. درهاي معرفت را بر رويشان قفل نموده اند.در زندان تعصب به دست خود زنداني شده كه رهاي و نجات در آن نيست وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالإنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ (سوره بقره ، آیه١٧٩)
به يقين، گروه بسياري از جن و انس را براي دوزخ آفريديم; آنها دل، (عقلها )يي دارند كه با آن انديشه نمي‏كنند; و نمي‏فهمند. و چشمي كه با آن نمي‏بينند و گوش‌هاي كه با آن نمي‏شنوند. آنها هم‏از چهارپايانند; بلكه گمراهند انها همان غافلانند (چرا كه با داشتن هميشه امكاني هدايتي باز هم گمراهند)

5-تعصبات قومی منشا کفر و نفاق و ستم و تبعیض است.

 خدا وند رحمان در قرآن کریم تعصبات قومی را  منشأ كفر و نفاق و تبعيض و ستم و دوروي و رياكاري  و دروغ ياد مي كند و تمام بدبختيها و گرفتاري ها را محصول چنين ذهنيت  در جامعه انساني می داند تعصبات بی جا باعث می گردد تا  هيچ قومي حتي  به خوشبختي دنيا هم نرسد و دنياي شان پر از غصه و اندوه  و ناكامي خواهد بود و در  دنيا و آخرت در شمار زیان کاران خواهند بود.. الأعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلا يَعْلَمُوا حُدُودَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ  ((سوره التوبه، آیه٩٧)  

احاديث فراوانی نیز در این زمینه وجود دارد از جمله:
   امام صادق (ع) فرمود: «هركسي تعصب كند يا تعصب به نفع او ورزيده شود ريسمان ايمان از گردنش بر داشته مي شود.»  (كنايه از اينكه ايمان از قلبش خارج مي شود. )وسایل الشیعه ،ج 15 باب 57)

همچنین می فرماید: « هر کس تعصب بورزد خداوند سر او را با دستاری از آتش می بندد.»(همان منبع)

امامام صادق از پیامبر بزرگ اسلام روایت می کند که :«من كان في قلبه حبة من خردل  من عصبية بعثه الله يوم القيامه  مع اعراب الجاهليه » « هركسي در قبلش به اندازه ي دانه خردل عصبيت باشد ، خدا او را در روز قيامت با اعراب جاهلي محشور مي كند» (حر عاملي/ج 6/296/ باب 57 ابواب الجهاد).
 
نتیجه:
در دنیای امروز تکیه و تاکید بر ارزشها و روحیات قوم گرایانه و قبیله گرایانه ،  حتي برای كساني هم كه دين ندارند قابل هضم و پذیرفتنی نیست. چون اين گونه ايده ها در عصر حاضر نا كارآمد است و به درد دنيا هم نمي خورد. برتري دادن به نژاد و خون ، رفتاری عاری از واقع بینی ، انسان گرایی و نوعدوستی است و با مقوله ها و مباحث علمی و عقلی ناسازگاری دارد ، بیانگر نوعی تبعیض و تحقیر انسانها و به ذلت کشاندن آنهاست.
در منظر و منشور قرآني تنها ملاک برتری فقط تقوي آنهم در قيامت  است. در دنيا تقوي منشا حقوق اضافي بر ساير مؤمنان نمي گردد. موجب تبعيض هم نمي شود. در حقوق شهروندي  همه باهم مساويند، چه عادل باشد، چه فاسق باشد. قرآن مجید با صراحت تاکید می کند که:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ (سوره حجرات ، آیه١٣)
اي مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيرهاي و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر! را بشناسيد; (اينها) ملاك امتياز، نيست؟! گرامي‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست; خداوند دانا و آگاه است!
 در فضاي حاصل از نظام قوم گرایی و قبیله گرایی ، اخلاق سازندگي و روحيات مناسب براي توسعه  منزوي و تخريب مي شوند. نظم پويا و احساس امنيت  که  لازمه توسعه و سازندگي  است نابود می شود. قبیله گرايي و استفاده ابزاري از آن  موجبات ناامني ، بي اعتمادي  و مانع سرمايه گذاري و موجب فرار مغزها ، نخبگان و سرمايه ها  مي شود.
  براي دستيابي به توسعه ،  به اعتماد عمومي ،  همدلي ، انسجام و همبستگي عمومي  و علاقمندي به مشاركت ، بسيار نياز است . در حاليكه در نظام قبیله ای سطح اعتماد و انسجام عمومي به سطح بسيارپايين اعتماد و انسجام درون گروهي و طايفه اي تنزل مي يابدو مشاركت عمومي نيز به مشاركت افراد يك قوم و طايفه  محدود مي گردد. تضادها و ناسازگاريها تشديد مي يابد . نا امني گسترش مي يابد. هويت جمعي و همبستگي ملي و عمومي مخدوش مي شود. افول انسجام و همبستگي اجتماعي ،  گسترش اختلاف و تفرقه و تشديد تضادها و ناسازگاريها به فرو پاشي اجتماعي  و سياسي منجر مي شود . از ديدگاه صاحب نظران بستر  توسعه زماني ايجاد مي گردد و آهنگ آن وقتي شتاب مي گيرد كه اعتماد عمومي ، انسجام و همبستگي ملي ، وفاق  و نظم پويا در جامعه برقرار شود.

 

نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: