آیا سردار اسعد فراماسون بود؟

نقد عملکرد سردار اسعد بختیاری ( قسمت دوم)

فراماسونری چیست ، فراماسون کیست؟
در دوره سلطنت ناصرالدين شاه در کشور ما ایران تحت تاثیر اروپا ، انجمن های مخفی شکل گرفته و بسياری را جذب خود نمودند.  تمايل به عضويت در اين انجمن ها و تشکيلات  بيشتر در نمايندگان و سفرای  دولت در کشورهای اروپايی و برخی محصلين اعزامی به اروپا  ديده می شد .  اين گروه علاقمندی به عضويت در اين گونه مجامع را نشانه روشنفکری ، ترقی و پيشرفت می دانستند و شعار آنان به ظاهر آزادی ، برابری و برادری بود. کار تا جايی پيش رفت که ابتدا شاه نيز به اين انجمن های مخفی تمايل پيدا کرد. يکی از معروفترين اين انجمن ها ، تشکيلات فراماسونری ( free mason )  ( بناهای آزاد ) بود که ميرزا ملکم خان در رواج آن در بين دولتيان نقش بسياری داشت. سابقه تشکيلات فراماسونری به قرون وسطی و احتمالاً قرون هفتم و هشتم میلادی باز می گردد. این « بناها» که غالباً یهودی بودند ، برای غلبه بر مشکلات صنفی و دفاع از منافع گروهی خود تشکيلاتی را بوجود آوردند و از ترس دولتها اين تشکيلات را مخفی و پنهان داشته و بر حفظ اسرار شغلی خود تاکيد می ورزيدند.

 بعد از فروپاشی امپراطوری روم ، اداره شهرهای اروپا به دست فئودالها افتاد. در آن روزگار اتحادیه های صنفی مختلفی وجود داشت که امورات خود را حل و فصل می کردند. یکی از این اصناف ، اتحادیه صنف معماران و بناها بود. این گروه بیشتر در ساخت کلیساها و ساختمانهای بزرگ مشارکت داشتند. وقتی کار کلیساسازی و شهرسازی به پایان رسید و با رکود مواجه گردید ، این صنف  که بیشتر اعضای آن یهودی بودند ، با مشکلات و تنگناهای مختلفی مواجه گردید و معماران و بناها دچار انزوا شدند. اما این لژ به دلیل استفاده از علائم هندسی و ریاضی برای بسیاری جذاب بود و چون عضویت در اصناف در اروپا عرف و متداول شده بود ، بسیاری از نجیب زادگان و اشخاص بانفوذ و صاحب علم ، ثروت و قدرت به این صنف پیوستند و به تدریج آن را از ماهیت و اهداف صنفی آن دور ساختند. (برای اطلاع بیشتر به مقاله « زمینه های پیدایش فراماسونری» مراجعه کنید.)
 بعدها فراماسونرها برای نشان دادن اهمیت و قدمت تشکیلات خود ، پيشينه خود را به حضرت آدم ، موسی و سليمان و حتی مانی رساندند. اين تشکيلات صنفی که ریشه در تعالیم فرقه افراطی یهودی کابالیسم دارد ، به تدريج توانست با  قدرت های استعماری نزدیک وهمسو شود و هدف و آرمان مشترکی را برای خود ترسیم کردند. تشکیلات فراماسونری با برخورداری از ويژگی های پيچيده ، مرموز و کاملاً سری موفق گردید با اربابان قدرت درهم آمیخته و با اهرمهایی که در اختیار داشت و دارد ، صاحبان قدرت را در جهت تحقق آرمانهای خود سوق دهند.
افرادی که به عضويت اين انجمن در می آمدند به وسيله اعضاء قديمی تر دعوت می شدند و يا برای عضويت آنها ضمانت می دادند. با ورود به اين انجمن ، شخص مجبور بود سوگند وفاداری ياد کند و هيچ شانسی برای بازگشت  و خروج از انجمن نداشت. در کشور ما اين انجمن با نام   « فراموشخانه » شناخته می شود. آنچه باعث شهرت اين تشکيلات مخفی و نخبه گرا گرديد ، جنبه اسرار آميز و پنهانکارانه آن است.  بر اساس تحقیقات و مطالعات مختلف ، ریشه و خاستگاه تشکیلات فراماسونری به آموزهای باطنی گری کابالیستهای یهودی و اندیشه های مادیگرایانه مصریان قدیم باز می گردد. امروزه همه صاحب نظران و محققان قبول دارند که فراماسونری و صهیونیزم جهانی ریشه و هدف واحدی دارند. کسی  که  عضو  فراماسونری  است،  ماسون  یا  فراماسون نامیده می شود. ساختمانی که مرکز  فعالیت  ماسونهاست « لژ » نام  دارد.

آیا سردار اسعد یک فراماسون بود؟


تشکیلات نخبه گرای فراماسونری ، عمدتاً  تلاش داشته است روشنفکران ، اشخاص  با نفوذ و  صاحب منصب در دستگاههای دولتی را به عضويت خود در آورد.  همسویی فراماسونها با اهداف استعماری باعث گردید تا در دوران اخیر دولت انگليس بسيار کوشش کند تا رجال سياسی و با نفوذ ايران را به عضويت اين انجمن در آورد زيرا با عضويت آنها ، وابستگی آنها به اين قدرت استعماری دايمی و مادام العمر می شد.  علی قلی خان ، سردار اسعد از يک خانواده اشرافی و با نفوذ بود و در اداره ی بزرگترين و قدرتمند ترين ايل کشور سهيم بود از اينرو شخص مناسبی برای اين انجمن بود. به همين خاطر در اولين سفر وی به اروپا ، تشکيلات فراماسونری رسماً از وی دعوت کرد تا به این تشکیلات بپیوندد. در کتاب « تاريخ بختياری » آمده است: « به فرماسنری پاريس دعوت شد و عضويت بهم رسانيد»( سردار اسعد ، 1383 : 270)
سردار اسعد همچنین در صفحه 174 کتاب «تاریخ بختیاری » چنین می گوید: « در مدت توقف در طهران تمام خيال و حواسم در اجرای مقاصد خود بود. يعنی در ايران  هم اجرای قوانين بشود و باعث سعی من در اين باب به جهت اين بود که چون مرحوم ايلخانی [پدرم ] را کشتند و ظلمهای بی شماری نسبت به من و اسفنديار خان نمودند ، قبايح استبداد را ديدم. چنانکه کمتر کسی دچار اين بدبختها شده بود. از آن پس مصمم   شدم که مردم را به حکومت قانون دعوت نمايم و در اين مدت که در طهران بودم با جماعتی هم عهد شدم که دست استبداد را کوتاه داريم.»
دکتر ملک زاده ، این جماعت را همان گروهی می داند که  در تاريخ 22 ربيع الاول سال 1322 قمری برای اولین بار در باغ شخصی سليمان خان ميکده تشکیل جلسه داده و تشکیلات فراماسونری را پایه گذاری کردند و سردار اسعد را يکی از موسسين انجمن مخفی فراموسونری می داند. (ملک زاده ، 1383)
اسماعیل رایین نویسنده کتاب«فراموشخانه و فراماسونری در ایران» از قول«محمود عرفان»در باره تاسیس لژ بیداری ایران می نویسد:«در اواخر سلطنت مظفرالدین شاه ایرانیانی که به فرانسه و بلژیک مسافرت کرده و در آنجا وارد فراماسونری شده بودند،بایران که بازگشتند،این فرقه را در تهران تاسیس نموده و بقول ادیب الممالک فراهانی آنرا«لژ بیداری ایران» نامیدند.همین نویسنده در نطقی که در جمعیت عامیون ایراد کرد اشخاص ذیل را بعنوان افراد قدیمی و پیش کسوت فرقه فراماسونری در ایران معرفی کرد:میرزا سعید خان وزیر امور خارجه-میرزا سید محمد طباطبایی – سنگلجی- میرزا ابوتراب خان نظم الدوله- علیخان ظهیر الدوله – شیخ هادی نجم آبادی-دبیر الملک شیرازی-علیقلیخان سردار اسعد- مسعود میرزای ظل السلطان و...(رائین،1378،جلد2 :54)».
رایین همچنین تاکید می کند که اسامی،علی قلی خان سردار اسعد،خسرو خان سردار ظفر و جعفر قلیخان سردار بهادر بختیاری[سردار اسعد سوم] در چهار لیست اسامی «اعضاء لژ بیداری ایران» که تاکنون بدست آمده، درج شده است و هر سه نفر موفق به اخذ دیپلم ماسونی نیز شده بودند(رایین،1378،جلد2 :70تا79)».

سردار اسعد از طریق و با اشاره پدرخوانده سیاسی خود « علی اصغر خان – اتابک - امین السطان » که در سختی ها و دشواری ها به وی پناه می آورد و یکی از سرشناس ترین فراماسون های ایران و استاد اعظم این تشکیلات بود ، به عضویت تشکیلات فراماسونری درآمد. سردار اسعد بعد از قتل پدرش و آزادی از زندان به تهران رفت و در خانه  علی اصغر خان اتابک (امين السلطان ) اقامت گزيد و تحت حمايت وی قرار گرفت  مدتها در خانه و در کنار اتابک بوده و با وی رابطه ی نزديک و دوستانه ای داشت. وقتی سردار اسعد در اروپا بسر می برد ، امين السلطان نيز در اروپا اقامت داشت سردار اسعد در اروپا به مدت 10 روز ميهمان اتابک بود ، همین جا بود که به تشکیلات فراماسونری دعوت شد و وی با افتخار اعلام می کند که این دعوت را پذیرفت. امین السلطان کسی است که به دلیل رفتارها و عقاید مذمومش ، مرجع بلندآوزه شیعه مرحوم آخوند خراسانی و دیگر علمای نجف حکم به تکفیر و ارتدادش صادر کردند.
سردار اسعد اولين بختياری بود که به عضويت تشکیلات فراماسونری درآمد. وی بعداً با تشکيل لژ بيداری ايرانيان ، به همراه پسرش جعفرقلی خان به عضويت اين لژ درآمد  به دنبال آن بسياری از خوانين بختياری هم عضو فراماسونری شدند. برخی از فراماسونهای مشهور بختیاری که در دوره محمدرضا شاه به عضویت « روتاری» و « لاینز» نیز درآمدند ، عبارتنداز:  .......................   






                          
                   موضوع مرتبط:
                                                       اولین فراماسون های ایران و اهداف آنان

 

پاسخ به افاضات حسن دهقانی شوینی

 منابع:
 
1- آهنجيده ، اسفنديار(1374) « ايل بختياری  و انقلاب مشروطه »  چاپ اول ، اراک ، انتشارت ذره بين.
2- امیری ، مهراب  (1385 )« حکومت گران بختیاری» چاپ اول ، تهران ، پازی تیگر .
3 - اوژن بختياری ، ابوالفتح( 1345)  « تاريخ بختياری» تهران ، ضميمه مجله وحيد.
4- اولسون ، ويليام جی(1380) « روابط ايران و انگليس» ترجمه حسن زنگنه ، چاپ اول ، تهران ، نشر و
      پژوهش شيرازه.
5- بشيری ، احمد(1371) « کتاب آبی گزارش های محرمانه وزارت خارجه انگليس » جلد 1 تا 5 ، تهران ،
      نشر پرواز.   
6- - بهمنی ، جواد(1359) « فاجعه قرن يا کشتن شيخ فضل الله نوری » بروجرد ، ناشر مطبوعات اسلامی .
7- تقی زاده ، سید حسن (1368) « زندگی طوفانی ، خاطرات سید حسن تقی زاده» تهران ، انتشارات
     علمی ، چاپ اول..
8- دالوند ، حميد رضا (1379) « ماجراي قتل سرداراسعد بختياري » تهران ، مركز اسناد انقلاب اسلامي.  
9- رایین،اسماعیل«فراموشخانه و فراماسونری در ایران»تهران،نشر رایین،1378،چاپ سوم.
10 - سردار اسعد بختياری ، علی قلی خان (1383 ) « تاريخ بختياری » چاپ دوم ، تهران ، انتشارات اساطير .
11- سردار ظفر بختياری ، خسروخان « خاطرات سردار ظفر» مجله وحيد ، تهران ،   وحيد نيا ، سيف الله .
     سال 54  تا 56
12- صفایی ، ابراهیم (1363) « رهبران مشروطه »، تهران ، انتشارات جاویدان.
13-  فردوست ، حسين(1379)  « ظهور وسقوط سلطنت پهلوي» جلد2و1 ‌، تهران ، انتشارات مؤسسه
      مطالعات وپژوهش‌هاي سياسي‌.
14- کيانی ، منوچهر (1385) « پرچمدار حماسه جنوب ، صولت الدوله قشقايی » چاپ دوم ، شيراز ،
      انتشارات کيان
 15 - کيانی ، منوچهر (1385) « تاريخ مبارزات مردم ايل قشقايی از صفويه تا پهلوی » چاپ دوم ، شيراز ،
        انتشارات  کيان .
16 - گارثويت ، جن ، راف(1373) « تاريخ سياسی اجتماعی بختياری » ترجمه مهراب اميری ، تهران ،
       انتشارات  سهند.           
17 - ملکزاده ، مهدی ( 1383) « تاريخ انقلاب مشروطيت ايران » جلد 1 تا 7،  ، تهران ،  انتشارات سخن .
18- گارثويت ،جن ، راف ( 1377)  « خان های بختياری ، دولت ايران و انگليس » ترجمه گودرز اسعدی ،
19 - نامور ، رحيم ( 1357) « برخی ملاحظات پيرامون تاريخ مشروطيت » تهران ،  انتشارات چاپار.
20 - نوايی ، عبدالحسين (1356) « فتح تهران » تهران ،  انتشارات بابک .
 

جهت اطلاع حسن دهقانی شوینی


دیدگاه‌ها   

 
+4 # قشقایی 1393-04-27 19:50
سلام.زنده بادکربلایی محمد گینه کانی(جونقانی)ک در حضور رضا شاه جعفرقلی خان سردار اسعد را از خودرو پایین کشید و بر سینه اش نشست.او از ترس پیشنهاد مالکیت نیمی از زمینهای جونقان را به کل محمد داد.در پاسخ جعفرقلی خان کربلایی محمد می گوید: من ربع کشاورزی خود را به زحمت اداره می کنم و اکنون برای دفاع از حقوق یتیمان و بیوه زنان به تهرا آمده ام.
پاسخ دادن
 
 
-2 # ناشناس 1395-02-29 06:59
اون روز شما اونجا بودی؟؟
پاسخ دادن
 
 
+1 # امید تهرانی 1394-03-18 12:39
تشکر میکنم اطلاعات مفید را میدهید جای هیچ شک وشبهه ای نذاشته است من کتابهای تاریخ معاصر را هم مطالعه کردم همین طور بود موفق باشید در پناه حق
پاسخ دادن
 

نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: