آیا کتاب «حماسه زاگرس» به تحریف تاریخ پرداخته است؟! + اسناد

به بهانه چاپ چهارم کتاب حماسه زاگرس
در حالی که هنوز یک سال از انتشار کتاب «حماسه زاگرس» نگذشته است، به دلیل استقبال گسترده از این کتاب، چاپ چهارم در حال آماده سازی است و در اوضاع و احوالی که حتی بهترین و محبوب‌ترین نشریات با کم اقبالی خوانندگان مواجه هستند، اخیراً یک نشریه زرد که به لحاظ مشی سیاسی حاکم برآن باید آن را در شمار و در امتداد نشریات غوغاسالار دانست، برای غلبه بر این نگرانی، فروش نسخه‌های خود و جذب مخاطب و جلب نظر آنان درآغازین روزهای فعالیتش، ناشیانه اقدام به چاپ مطلبی کرده که نویسنده تاریخ نخوانده آن ادعا کرده است، نویسنده کتاب «حماسه زاگرس» «ضمن تحریف تاریخ درصدد تحمیل قرائتی خاص از تاریخ معاصر بختیاری به خوانندگان است». اگر چه هیچ کتابی خالی از اشکال و ایراد نیست و حتی معتبرترین کتاب‌های علمی نیز قابل نقد و وارسی هستند؛ اما قبل از هر چیز منتقد باید از تخصص و صلاحیت لازم و همچنین انصاف و بی‌طرفی برخوردار بوده و فارغ از هرگونه پیش‌داوری و تعصب باشد.

غیر از این باشد، تضارب آراء و اندیشه‌ها را به سمت ستیز و کینه جویی سوق داده، فضای نقد را آلوده می‌کند و هیچ کمکی به رشد و بالندگی افکار و بهبود و تعالی نقد و نظر نمی‌کند.

انگیزه نویسنده

به دلیل انتشار کتاب‌هایی که سراسر مبالغه، اغراق، شخصیت‌سازی کاذب و وارونه‌سازی رخدادهای تاریخی بوده است قلیل افرادی خواسته یا ناخواسته تحت تاثیر القائات این آثار نامعتبر و غیرعلمی باور کرده‌اند که برخی حوادث تاریخی و بعضی شخصیت‌های در گذشته چنان بوده‌اند که در این کتاب‌ها روایت شده است و البته مدیریت هدفمند این روایت‌های مجعول در کنار انواع مشوق‌ها، تحسین‌ها و سبیل چرب‌سازی‌ها بی‌تاثیر نبوده است.
همچنین ریشه بغض و کینه این شخص ناخوانده تاریخ را باید در نگاه او به تاریخ و تاریخ‌نگاری جستجو کرد که می‌گوید: «...تاریخ نگاری برای رفع نقایص است نه ثبت نقایص..» امثال او که تاریخ را وارونه به حافظه خود سپرده‌اند، رخدادها و شخصیت‌های تاریخی باهر ویژگی و کم و کیفی، صرف‌نظر از سفیدی یا سیاهی و بدون توجه به نقایص آن‌ها، مقدس و تابو بشمار می‌آورند که نباید آن‌ها را نقد و وارسی کرد. به همین دلیل هر نوشته‌ای که برخلاف ذهنیات و تفکرات قالبی آنان عرضه گردد، برنتابیده آن را به باد ناسزا می‌گیرند. دلیل او از ارائه این تعریف نسنجیده از تاریخ‌نگاری این است تا حاشیه امنی برای توهمات و تخیلات ذهنی خود که به دور از حقیقت است، پدید آورد.
 درحالی‌که از نگاه دانشمندان، علم تاریخ «دانش بررسی و بیان وقایع تاریخی و تبیین چرایی و چگونگی وقوع آن‌ها است»؛ این شخص که دیگران را به دلیل «بی اطلاعی از تاریخ» و «نقض اصل بیطرفی» سرزنش می‌کند، نمی‌گوید کجا و کی تاریخ نگاران و مورخان به دنبال رفع نقایص رخدادهای تاریخی بوده‌اند و چگونه و با کدام شیوه علمی می‌خواهد در پدیده‌های تاریخی- که در گذشته‌های دور و نزدیک به وقوع پیوسته و به آن‌ها دسترسی نیست- دخل و تصرف کرده و نقایص تاریخ و سیاهی‌های آن را رفع نماید.

کدام تحریف و تحمیل؟! اگر تحریف صورت گرفته چرا مصداق و نمونه عینی آن را مستند ارائه نکردید؟!

تمامیت این مطلب ناپخته و غرض‌آلوده که گویی نویسنده خواسته بغضش را یکجا (بترکاند)، این است که کتاب حماسه زاگرس «تحریف تاریخ است» اما نویسنده به شیوه‌ای مستند و علمی حتی یک نمونه و مصداق عینی برای اثبات پیش‌داوری خود ارائه نکرده است.
نویسنده مطلب اگر چه با ادبیاتی به ظاهر منطقی و علمی نیش تند خود را آغاز می‌کند تا به خواننده القاء نماید که اهل علم و منطق است اما چنان رویکردی خشم‌آلود و با عتاب درپیش گرفته که فراموش کرده است که مشی و رویه‌ای که ایشان اتخاذ کرده، نزد هیچ نقَاد منصفی مقبولیت ندارد و اصولاً نمی‌توان نام آن را نقد و آسیب شناسی گذاشت.
وی که اسناد ارائه‌شده در متن کتاب را یعنی خط و امضای طرفین درگیر را «درجه چندم» معرفی کرده است، نگفته است در کدام کلاس درس تاریخ و روش تحقیق به تحصیل پرداخته است که «منابع دست اول» را کتمان کرده و غیرقابل استناد دانسته است. ارزش علمی کتاب و آن چیزی که خواننده را قانع می‌کند تا روایت این کتاب را بپذیرد (همان چیزی که همفکران وی را عصبانی می‌کند)، همان اسناد ارائه شده‌ای هستند که ایشان در باره اصالت آن‌ها تردید می‌نماید. منطقی که در ادبیات این اسناد نهفته است، برای امثال نویسنده به اصطلاح منتقد غیرقابل‌تحمل است و شاید نگران است اگر این اسناد را بپذیرد باید سندی را که 32 نفر از کلانتران هفت لنگ در ضدیت و مخالفت با اتفاقاً جعفرقلی خان سردار اسعد امضاء کرده‌اند و 5 نفر از امضاء کنندگان نیز اقوام و بستگان او هستند، بپذیرد. پس برای اینکه احساسات قوم‌مدارانه‌اش جریحه‌دار نشود باید این اسناد را انکار نماید.
حال این پرسش مطرح می‌شود, اگر نوشته، مهر و امضای «علی مردان خان، آ اسکندر و آبندر بابااحمدی و...» را فاقد سندیت دانسته و به عنوان سند و منبع دست اول نمی‌پذیرید باید به گفته و نوشته کدام ننه کلثوم استناد کرد؟
 در کتاب حماسه زاگرس به تک‌تک سوالت مطرح‌شده از سوی نویسنده، با استناد به منابع معتبر و اسناد دست اول و بدون توجه به برخی روایت‌های شفاهی که در یک قیاس عقلی نااعتباری آن‌ها آشکارا معلوم شده است، پاسخ داده شده است. اما شگفت آن که یا این شخص کتاب «حماسه زاگرس» را نخوانده یا به دلیل وحشتی که از منطق علمی حاکم بر کتاب دارد، عمداً راه تغافل در پیش گرفته، شاید در این شلوغی بازار، تیرش در تاریکی به هدف خورده و کسی خریدار عتاب و تشرهایش گردد.

نقش جعفرقلی خان سردار اسعد در سرکوبی قیام علی مردان خان

یکی از موضوعاتی که باعث بغض و خشم نویسنده مطلب مورد نظر شده است، این بوده که چرا در کتاب حماسه زاگرس این اتهام را متوجه جعفرقلی خان سردار اسعد و عده‌ای دیگر از خوانین دانسته که آنان در سرکوب قیام عمومی بختیاری‌ها در سال 1308 شمسی نقش فعالی داشتند.
بد نیست گفته شود در ایامی که عموم بختیاری‌ها درگیر یک خیزش و قیام اصیل و عمومی بودند، جعفرقلی خان سردار اسعد «وزیر جنگ»، دست راست رضاشاه،فرمانده جنگ و اول سرکوبگر بود و در آن اوضاع و احوال وظیفه اصلی او سرکوب شورش‌های مختلف در گوشه و کنار کشور بود.
حال این پرسش مطرح می‌شود آیا واقعاً تصورتان این است که وزیر جنگ رضاشاه هیچ نقشی در سرکوب بختیاری‌ها نداشت؟
ایکاش قبل از اینکه این نوشته را تنظیم می‌کردید، حتی برای یک بار هم که شده گذرا و سطحی کتاب «خاطرات جعفرقلی خان سردار اسعد» را مرور می‌کردید تا کاسه داغ‌تر از آش نمی شدید و درمی‌یافتید که چگونه او از نقش خویش در سرکوبی عشایر و ایلات پرده برداشته است.
جعفرقلی خان سردار اسعد آشکارا در باره علی مردان و قیامش در کتاب «خاطرات..» در صفحه 232 و 233 خود چنین می‌نویسد: «...در این موقع یاغیگری بختیاری‌ها علنی شد.... زود من طهران حضور شاه رفتم و اطلاعات خود را عرض نمودم... در حقیقت رییس کل یاغی علی مردان خان چهارلنگ بود... ایل آزادی‌خواه تاج‌بخش، به واسطۀ نالایقی رؤساء، مبدل شد به ایل دزد و مشتی نالایق یاغی نوکر اجنبی!».
آیا شما نوشته جعفرقلی خان را انکار می‌کنید که می‌نویسد: «... صمصام السلطنه و امیر مفخّم به امر شاه طرف بختیاری حرکت کردند...» تا اسباب شکست قیام را فراهم سازند. آیا نقش محمدتقی خان شجاع الممالک و پسرش را به رغم دست‌نوشته‌هایشان انکار می‌کنید؟
نویسنده مطلب بغض آلود در ادعای حمایت از قومیت و آرمان‌های هم تبارانش صادق نیست؛ زیرا جعفرقلی خان سردار اسعد در «خاطراتش...» آشکارا به ایل بختیاری توهین می‌کند و آن‌ها را «... دزد و یاغی و راهزن و نالایق...» معرفی می‌کند اما او غضبناک شده است که چرا از جعفرقلی خان انتقاد می‌شود.
حقیر با استناد به نامه‌ای با امضاء و مهر 32 نفر از کلانتران محترم هفت لنگ- که 5 نفر از آنان از بستگان مادری نویسنده مطلب مورد نظر هستند- نوشتم که قیام عمومی بختیاری‌ها هم علیه رضاشاه بود و هم بر ضد خوانین وابسته به دربار. مشکل اینجاست که نویسنده نمی‌خواهد قبول کند بستگانش مخالف خوانین بودند چون برای او قابل هضم نبوده، احساساتش جریحه‌دار می‌شود و نمی‌تواند خان شیفتگی خود را توجیه نماید. عده‌ای تاریخ را وارونه به حافظه خود سپرده‌اند و لجوجانه نمی‌خواهند به غیر آنچه در ذهن جا انداخته‌اند، بازگو گردد.
محض اطلاع شما تصویر این نامه ارائه می‌شود. در میان امضاء کنندگان اسامی: آبندر و آسکندر بابااحمدی، حاجت مراد بختیاروند، آعزیزالله ، آنصرالله، آاکبر و آطهماس شهنی، ملا محمد و ملا بازفتی موری و آفرهاد منجزی چلویی دیده می‌شود. آنان به صراحت در باره خوانین بختیاری که جعفرقلی خان در راس آنان بوده خطاب به خوانین بابادی ساکن در خانمیرزا چنین نوشته اند: «...کار را به جایی رسانیده‌اند که نوامیس بختیاری دارد از میان می‌رود. خوانین عظام از این مرحله نهایت بشاشت را هم دارند، ناموس بختیاری مستملکاتی بوده که تمام را برده و غصباً به هر وسیله بوده تصرّف نمودند. چه اتفاقاتی بوده که به سر ماها رفته و خودتان اطلاع دارید. لذا بنابر این، بیش از این‌ها نتوانستند زیر این بار طاقت‌فرسا تحمل نمایند. این است که بغتتاً، لاجرم به هیجان آمده، عموم ایلات بختیاری از قبیل: چهارلنگ و بختیاروند و بابادی و راکی و گله و بابا احمدی و حسیوند و خواجه‌های موگوئی و زلقی و غیره و غیره و تمامت طوایف بختیاری بلااستثناء به هیجان آمده، اردوئی فوق تصوّر در تنگ‌گزی تمرکز داده. حرفشان این است که بیش از این، تحمّل جور و ظلم و ستم و تعدّیات طاقت‌فرسا را نتوانیم نموده...»
این مطلب در کتاب «لردگان در مسیر تاریخ» نوشته «ساسان طهماسبی کهیانی» نیز آمده است.


به راستی این سند دست اول را چگونه می‌توانید توجیه و انکار نمایید؟ اگر مستندات بالا سند دست اول نیستند، شما اسناد و منابع دست اول را چگونه معرفی می‌نمایید؟

چرا دروغی آشکار؟ لطفاً آدرس دقیق بدهید.

کجا و کی، در کدام صفحه، نویسنده کتاب حماسه زاگرس خواسته است قیام بختیاری‌ها را یک «قیام درون قومی» معرفی کرده و خدمات علی مردان خان را به زعم شما به نام «رقیبش» ثبت کند.
اتفاقاً یکی از شبهاتی که در این کتاب به درستی پاسخ داده شده است همین شبهه بوده که عده‌ای خواسته‌اند قیام علی مردان خان را طغیانی علیه هفت لنگ‌ها قلمداد کنند. خوب است به صفحه 111 کتاب مراجعه نمایید.
به جرات می‌توان گفت در کمتر کتابی به اندازه کتاب «حماسه زاگرس» به نقد سیاست‌ها و برنامه‌های پهلوی اول در قبال عشایر و ایلات ایران پرداخته شده است و انگیزه اصلی شیر بختیاری‌ها از قیام مقابله با رضاشاه معرفی شده است. حال چرا این مطلب مهم از نگاه به ظاهر تیزبین منتقد پنهان مانده است جای بسی تعجب دارد و حتماً بدان علت است که ایشان کتاب را نخوانده است.

ایراد به طرح جلد

طرح جلد کتاب، ترکیبی از عکسی منتشر نشده از شیرعلی مردان و نقشه سرزمینی که محدوده قیام، مسیر حرکت و محل درگیری را نشان می‌دهد،می‌باشد و مقصود کوچک سازی سرزمین بختیاری نبوده است. با اینکه طی یک مکالمه تلفنی به نویسنده مورد نظر توضیح لازم داده شد. لیکن گویی عده‌ای شهید علی مردان خان را در قامت یک صاحب اندیشه نمی‌پسندند بلکه وی را فقط در حد و اندازه یک تفنگ به دست بله قربان‌گویی و دنباله رو خوانین و دست پرورده امثال سردار ظفر می‌خواهند. به زعم آنان حماسه فقط با تفنگ و خشونت خلق می‌شود فکر و تفکر نمی‌تواند حماسه‌ساز باشد. از عکس علی مردان خان ایراد گرفتند و عصای او را به چوب‌دستی تعبیر کردند. آیا این تصویر واقعی از علی مردان که خودش با همین هیبت گرفته است توهین است یا عصا را چوب‌دستی معرفی کنیم؟
علی مردان به عنوان یک جوانمرد متعهد و وطن دوست از اساس مخالف استعمار، استبداد و دیکتاتوری بود، خواه این دیکتاتور رضاشاه باشد یا شاهک‌هایی در قد و قامت یک خان. شخص به اصطلاح منتقد هرگز علی مردان را نشناخته و هیچ نوشته‌ای از او نخوانده است فقط نمی‌خواهد او را در مقابل ذهنیات و توهمات ناموزون تنیده در ذهن خود ببیند. هر کوره سوادداری وقتی نامه علی مردان را به رییس مجلس شورای ملی بخواند به نگاه و نگرش او با دیکتاتور و دیکتاتورمآبان پی می‌برد؛ اما شگفت‌آور است که نویسنده با این همه ادعا این نامه تاریخی را نخوانده است.

لازم است گفته شود در فرهنگ ما عصا تنها نشان پیری و سالخوردگی نیست بلکه در گذشته مرسوم بوده است که بسیاری از بزرگان عصا به دست می گرفتند و آن را نشان بزرگی و مرتبه بالا می دانستند چنانچه در تصاویر برجای مانده از بزرگان بختیاری این مطلب کاملاً مشخص است.

چرا نادانسته تاریخ را تحریف می‌کنید؟

چه اصراری دارید که جعفرقلی خان سردار اسعد را که یکی از ارکان شکل گیری قدرت رضاشاه بوده و در سرکوبی مخالفان رضاشاه حتی بختیاری‌ها و تحکیم پایه‌های قدرت وی نقش ویژه‌ای داشت، مبرا و موجه سازید؟
چرا می‌خواهید اشخاصی که به دلایل شخصی و برای انتقام گیری و به تلافی اموال و املاک از دست رفته در واپسین لحظات به عموم بختیاری پیوستند، عنوان روشنفکری بدهید. اینها تا لحظات آخر در صف مخالفان بودند قبول ندارید به صفحه 232 و 233 کتاب خاطرات سردار اسعد مراجعه نمایید.
بروید در باره علل و اهداف تشکیل «اتحادیه چهارمحال و پشتکوه» و مبارزات آنان تحقیق نمایید، ببینید چه کسانی در مقابل مردم بودند. کجای دنیا به زورگویان، سرکوبگران و ستمگران عنوان روشنفکری می‌دهند؟! آیا در قاموس شما تعریف روشنفکری متفاوت است؟
محض اطلاع شما باید گفته شود که بختیاری‌ها در آن زمان هیچ حزبی تشکیل ندادند بلکه برای سازماندهی نیروها و رهبری عملیات شورایی متشکل از کلانتران بختیاری تشکیل دادند که نام آن را «هیات اجتماعیه بختیاری» نام نهادند که بیش از دو ماه نیز دوام نیاورد.

لطفاً برای اثبات توهمات خود حداقل یک مدرک شبهه دار ارائه دهید.

سخن آخر با منتقد نگران فرهنگ

نویسنده این مطلب بی‌اساس نه تنها نگران تحریف تاریخ نیست! بلکه ابزاری برای تثبیت و مشروعیت دادن تحریف‌هایی است که در تاریخ بختیاری صورت گرفته است زیرا اگر واقعاً دغدغه فرهنگی و دلسوزانه‌ای در این زمینه داشت:
 1-اگر نگران تحریف تاریخ هستید چه نشسته‌اید ماهی نیست در باره تاریخ و فرهنگ بختیاری «شبه کتابی» نوشته نشود که پر از اغراق و مبالغه و تحریف و دروغ است شما که درد و دغدغه قومیت دارید چرا سکوت اختیار کرده‌اید؟
وارونه‌سازی تاریخ تا آن اندازه پیش رفته است که حتی هرزگی به حماسه تبدیل‌شده و اباحه‌گری به سنت پسندیده ایلی!
2- پیرامون شیرعلی مردان بختیاری روایت‌های مختلفی در قالب کتاب و مقاله عرضه شده است. کدام یک از این آثار مستند است و به حقیقت نزدیک. اگر کمی انصاف داشته باشید، روایت حماسه زاگرس را با آن‌ها مقایسه نمایید خواهید دید این کتاب چنانکه بسیاری اذعان کرده‌اند، یک اثر فاخر است.حال جای بسی تعجب دارد از این موضع گیری ناپخته و نسنجیده!
3- آیا کتاب حماسه زاگرس که حداقل ده‌ها استاد دانشگاه و پژوهشگر در محافل مختلف به آن نمره قبولی داده‌اند و در یک سال چهار بار تجدید چاپ شد، تاریخ را تحریف می‌کند یا «آن‌هایی که با اقتباس و گرته برداری ناشیانه از نمایشنامه‌ها و رمان‌های تاریخی، بیگانه با تاریخ و فرهنگ ما و اداهای روشنفکرمابانه و فمینیستی در صدد تحریف و مخدوش سازی چهره زن و مرد مسلمان ایرانی هستند»؟
4-به راستی نوشته‌ها و عبارت‌های ابهام‌آلود، مشمئزکننده، فانتزی و بیگانه بافرهنگ ملی و خرده‌فرهنگ‌های ایرانی کی و کجا به فرهنگ ایرانی و اقوام، خدمت یا خدماتی ارائه کرده است. لطفاً آدرس بدهید. تنها ثمره آن بدبینی بیشتر جامعه به تحصیل‌کردگان و دور شدن مدعیان روشنفکری از جامعه و انزوای بیش از پیش آنان بوده است. به راستی تفکرات روشنفکرمابانه و فمینیستی در بین بختیاری‌ها چه میزان قابل‌تحمل است و خریدار دارد؟
5-اگر واقعاً دلتان برای هم تبارانتان می‌سوزد بهتر این است که کاری با آن‌ها نداشته باشید بروید دنبال کار خودتان و ادعاهای روشنفکرمابانه را محدود به نشریات زردی بکنید که برای جذب مخاطبان نداشته، دست و پا می‌زنند و هر حیلتی به کار می‌بندند.
6- گفته‌اید «...از لحاظ قانونی جعل تاریخ قابل پی‌گیری است،کسانی که تاریخ قومی را زیر سوال می‌برند،طبق قانونی عرفی و شرعی باید پاسخگو باشند...» لطفاً ابتدا مدارک خود را مستند ارائه دهید، جرم افراد را اثبات و اذهان مردم را روشن نمایید بعد قیافه حق‌به‌جانب به خود بگیرید و سخن از قانون و شرع بزنید.
اما کتاب «حماسه زاگرس» این افتخار را داشته است که با ارائه تصویری روشن و ارزشمند، اذهان بسیاری را به تاریخ بختیاری جلب کرده و شخصیت ارزشمند شهید راه آزادی را نه آن گونه که شما می‌خواهید بلکه آن چنان که بوده معرفی و تصویری جامع و صحیح از او ارائه کرده است. تا نسل‌های جوان و آینده بدان افتخار کنند و بدانند که در کهن ایل پرافتخار آنان مردانی بودند که نه روی خوش به استعمارگران نشان دادند و نه اهل سازش با دیکتاتورها و دیکتاتورمآب‌ها بودند و نه خود را تافته‌ای جدا بافته از مردم می‌دانستند. بلکه به ارزش‌ها و اصالت‌های دینی و ملی خود افتخار می‌کردند، رویای سربلندی ایران را در سر می‌پروراندند و همیشه در کنار و همراه مردم بودند.  
 امروزه اگر تمایل شدیدی برای برپایی همایش در تجلیل از نام بلندآوازه شهید شیرعلی مردان به وجود آمده است و راه برای نام‌گذاری اماکن عمومی به نام این اسطوره هموار شده است، تردید نداشته باشید کتاب حماسه زاگرس بی‌تأثیر نبوده است.

برای روشن شدن ذهن این به اصطلاح منتقد ناشی، نامه شهید علی مردان خان و نامه 32 نفر از کلانتران هفت لنگ بختیاری آورده می‌شود. متن نامه ها به وضوح قابل خواندن است و نیازی به بازنویسی نیست.

قضاوت را به خوانندگان و مردم که بهترین داوران هستند می‌سپاریم

 

1- نامه شهید علی مردان بختیاری

 

2- نامه 32 نفر از کلانتران هفت لنگ بختیاری

 

 

 

موضوع مرتبط:                   نشست نقد و بررسی کتاب حماسه زاگرس 

                             نامه 32 نفر از کلانتران هفت لنگ بختیاری در اعلام نارضایتی از خوانین

                            علل و زمینه‌های قیام مردمی بختیاری‌ها در سال1308شمسی

                             تحلیل ویژگی‌های قیام مردمی بختیاری‌ها و علل شکست آن

                             علی مردان خان بختیاری و انگلیسی ها

                           شکایت شهید علی مردان خان بختیاری از برخی خوانین

 

 

دیدگاه‌ها   

 
+5 # محمود 1392-07-28 05:01
کتاب حماسه زاگرس کتاب ارزشمندی و مستندی است دلیل نقد این کتاب ترس از فروش بالا و ارزش علمی ان است می ترسند اگر این کتاب را بپذیرند ....
پاسخ دادن
 
 
+5 # جاوید 1392-07-28 05:04
یاد و نام علی مردان خان با کتاب حماسه زاگرس جاودانه شده است
کسی که کتاب را نقد کرده است شخص بیسوادی بوده است که فقط ادعای باسواد بودن را دارد
پاسخ دادن
 
 
+7 # بختیاری 1392-07-28 05:20
نقد کتاب کار خوبی است اما باید شخص از سواد لازم برخوردار باشد یک لیسانس ادبیات صلاحیت لازم برای نقد یک اثر تاریخی را ندارد بهتر است ایشان با اشعار خیالی و دور از فرهنگ ما در توهمات خود مشغول باشند
پاسخ دادن
 
 
+6 # اهوازی 1392-07-28 05:27
چرا وقتی علیزاده قرار است یک کار خوب ارائه دهد چنین برخورد میشود.
حتم دارم شما با کتاب مشکلی ندارید با فکر و تفکر امثال علیزاده مشکل دارید
پاسخ دادن
 
 
+6 # حمید 1392-07-29 05:02
به این منتقد ناآشنا با فرهنگ بگویید که عصا تنها نشانه پیری نیست بلکه در گذشته بسیاری از بزرگان عصا به دست می گرفتند و آن را نشانه بزرگی میدانستند در عکس خوانین و کلانتران بختیاری ، بیشتر انان عصا به دست هستند
پاسخ دادن
 
 
+8 # تیزبین 1392-07-29 05:45
بهتر است به جای کوبیدن و سرزنش کردن هم فکری و هم اندیشی صورت گیرد تا اگر اشکالی هم هست برطرف شود. نقد نویسنده هیچ مبنای علمی ندارد و فقط کلی گویی کرده و هیچ دلیلی در نقد ارائه نمی دهد
کتابی که در یک سال چهار بار چاپ شده است و مردم از آن استقبال کرده اند حتما مورد پسند مردم بوده است
ترس منتقد از فروش بالا و همه گیر شدن نظرات نویسنده کتاب بوده است
پاسخ دادن
 
 
-8 # گل..... 1392-07-29 12:32
این یکی را ول کن علیزادهکاری باهاش نداشته باش
پاسخ دادن
 
 
+10 # م....- مسجد س 1392-07-29 19:50
تاریخ با کسی شوخی ندارد. آقای جعفرقلی خان بهادر دائی[پسر دایی] علیمردان خان است و در کار نامه خود نکات مثبت و منفی فراوانی دارد و سرکاخانم منتقد که خودنیز حموله چهار لنگ است نباید منکر واقعیات تاریخی شود. تاریخ که متل گفتن نیست.! تاریخ تاریخ است.ونصیحت بنده به ایشان این است که کور کورانه از القاعات دیگران پیروی نکند و هیزم بیار معرکه افراد معلوم الحال نگردد و بهتر است در همان حدزه شعر به فعالیت بپددازد.
پاسخ دادن
 
 
+5 # محمودی 1392-07-30 14:48
این نقدها همه نشان داد که علیزاده یک سروگردن از منتقدینش بالاتر است و در تعجب هستم چرا بعضیها میدانند که زمین میخورند و لی باز مدعی هستند. بعضی از مخالفان علیزاده نشان دادند که چیزی در چنته ندارند فقط طبل توخالی هستند و پر ازادعا
پاسخ دادن
 
 
+8 # ناصر 1392-07-30 15:14
باسلام
ای کاش این.... که نقد نوشته دلایل و مدارک خودش را هم ارائه میکرد و منطقی بحث می نمود بحث این .... بیشتر غرض ورزی است تا نقد و من نوشته ایشان..... را با دقت خواندم هیچ شباهتی به نقد ندارد....
پاسخ دادن
 
 
+2 # حسین عبدالهی پبدنی 1392-07-30 22:55
با درود به آقای علیزاده!
کتاب به دور از اشکالات و نقایص نیست اما نه چنانکه بانو داوودی نوشته اند. تاریخ را باید راستین و درست بررسی کرد و به مردم شناساند؛ چیزی که بانو داوودی و برخی دیگر منقدان را نگران کرده، داشته ها و ذهنیات و آمخته های شرطی است که بر آن پافشار ی می کنند. پیشتر حضوری با آقای علیزاده در این مورد صحبت کردم و اشاره نقد من به اسناد نبود که بیشتر بر روی جبهه گیری و سوق و سمت و سو دادن همه تقصیرات به طرف سردار اسعد است که در گفتار شفایی نیز آن را آشکار می کرد. به هر روی، اشکالات اگرچه قابل اغماض نیست اما قابل اصلاح و ویرایش هست و آنچنان که نقد کرده اند، نیست حال آنکه در نقد بایستی نوشته را نقد و بررسی کرد نه نویسنده را و آرزو دارم که زمانی برسد که این احساس و احساسی شدن و بودن را از خودمان دور کنیم و منطق را جانشین آن نماییم ؛ چه من، چه بانو داوودی و چه آقای علیزاده تا به نتیجه منطقی و کارسازی دست یابیم. انشا اله
پاسخ دادن
 
 
+6 # لربختیاری 1392-08-01 06:36
امثال این اشخاصی که جنجال میکنند خوب است علمی و با دلیل صحبت کنند با جنجال کاری درست نمی شود خانم داوودی شاید شاعر خوبی باشد اما از تاریخ اطلاعات و سررشته ای ندارد بهتر است وارد این حوزه نشوذ
پاسخ دادن
 
 
+5 # غم نان 1392-08-01 06:51
اصولا خانم داودی شاید شاعر خوبی باشد ولی باید به علم حرمت نهاده و قبول کند که هر کسی نمی تواند در هر حوزه ای متخصص باشد. من کتاب حماسه زاگرس را خواندم کتابی مستند است و برخلاف نظر داودی اصلاً به تاریخ شفاهی استناد نکرده است نویسنده کتاب عمدتا به اسناد و منابع مکتوب توسل جسته و اولین بار است که در بین نویسندگان بختیاری کتابی با این ویِِگی نوشته میشود. لطفا انصاف داشته باشید
پاسخ دادن
 
 
0 # موحدی از تهران 1392-08-01 08:31
آقای گل سفیدی شما انتقادپذیر نیستی واین خانوم هم حرف بدی نزده اشکال به کارشما گرفته وخداییش هم درست گفته بی انصاف نباش
پاسخ دادن
 
 
+4 # از فارسان 1392-08-01 13:57
با سلام به همگی من متن خانم حموله و آقای علیزاده رو خوندم به نظرم حق با آقای علیزاده باشد البته من مشتاق شدم کتاب رو بخونم و بعد که مطمئن شدم نظر قطعی خودم رو میذارم.
در ضمن از وب آقای علیزاده نیز خیلی خوشم اومد چرا که مطالب آموزنده زیاد داره و حرف هایش رو میزنه.
به امید سربلندی ابران
پاسخ دادن
 
 
+5 # فریاد ایل 1392-08-03 16:44
به این خانم بگوییذ در منطق علم و تاریخ نگاری جایی برای احساسات زنانه نیست. این گوی و این میدان به دیکته نانوشته نمره نمی دهند راست میگویید شما هم دست به قلم شوید و به قول خودتان روایت درست را بنویسید. قول میدهم هرگز نخواهید توانست کتابی مستند و علمی بنویسید.
امثال شما با نوع قلم و فکر علیزاده مشکل دارید اگر نه خوب میدانید که نوشته های علیزاده کاملاً مستند میباشند فقط میخواهید بافته هایتان رشته نشود.
پاسخ دادن
 
 
+5 # بلیطی 1392-08-03 16:50
خانم اگه واقعا در ادعایتان صادق هستید حداقل یک مدرک ارائه دهید ما کنجکاو شدیم و هرچه کتاب را گشتیم چیزی که نشان دهد تحریف تاریخ است ندیدیم.
باعث تاسف است که جنجال ۀفرینی میکنید اما هرچ مدرکی به خواننده نمی دهید حکایت شما مثل حکایت کسی است که شبی به .....
پاسخ دادن
 
 
+3 # سینا 1392-08-05 15:44
این نامه کجا بوده که شما بهش استناد می کنید؟
ما از کجا بفهمیم این اسناد معتبر هستن؟
پاسخ دادن
 
 
+1 # مدیر سایت 1392-08-06 05:03
با سلام و درود
اصل نامه مرحوم علی مردان خان در مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی نگهداری میشود
اصل نامه کلانتران هفت لنگ نیز نزد آقای امیرحسین عکاشه یا برادران و فرزندانش از خوانین بابادی عکاشه نهگداری میشود
بدرود
پاسخ دادن
 
 
+5 # شوخین 1392-08-06 05:06
کتاب حماسه زاگرس برگ زرینی در تاریخ بختیاری است. آنچه باعث بغض عده ای شده است قلم عالمانه و مستند نویسنده و حسادت بوده است.
اگر شما راست میگویید شما هم تاریخ بنویسید و بعد بگویید تاریخی که ما نوشتیم درست است
به املای نانوشته نمره نمی دهند.
پاسخ دادن
 
 
0 # اولاد حاجعلی 1392-08-06 19:00
من نقد خانم داودی رو خوندم به نظرم خیلی کلی نقد کرده بودند که این درست نیست.
اما در مورد جواب آقای علیزاده به ایشون
به نظرم آقای علیزاده میتونستن با متانت بیشتری پاسخ بدن و به اون شکل به منتقد.....
پاسخ دادن
 
 
+3 # پاپتی 1392-08-08 08:04
با سلام آقای علیزاده خیلی درداور است که آقای یوسفی نژاد کارمند شهرداری که حتی مدرک دپیلم هم نداردبرای بزرگ شدن و مطرح کردن خود چنین جولان دهد
حق دارید شما ناراحت باشید و از این قماش بیسواد پرمدعا عصبانی و ناراحت باشید
پاسخ دادن
 
 
+5 # مدیرسایت 1392-08-08 08:56
متاسفانه مشکل حاد در بختیاری اینست که هرکسی خود را محقق و پزوهشگر و نویسنده میداند و راحت به خود اجازه میدهد در خصوص هر موضوعی اظهار نظر کند
ای کاش هرمنتقدی در ابتدای کار سوابق پزوهش و نقد و مدرک تحصیلی خود را معرفی میکرد تا خوانندگان بدانند چه کسی با چه پشتوانه علمی اظهار نظر میکند
پاسخ دادن
 
 
+3 # کلو کوسه 1392-08-08 08:08
برای ایبنانیوز متاسف هستم که به .... افتاده و چنان محقق و پزوهش گر برایش قحط است که اشخاص بیسواد و فاقد مدرک دانشگاهی که حتی دیپلم هم ندارند میآورد و برای اینکه سایتش را بروز کند هر خزبلاتی را منتشر میکند
واقعا ...بر شما که چنین شعر و پژوهش را به سخره گرفتید
پاسخ دادن
 
 
0 # مدیرسایت1 1392-08-08 08:58
متاسفانه در بسیاری از مواقع اینانیوز عملکرد درستی ندارد به وقتش پاسخ او را خواهیم داد
و جای تاسف دارد که ایبنانیوز جایگاه و شان پژوهش و نقد را بسیار پایین آورده است
پاسخ دادن
 
 
+3 # ستاره بختیاری 1392-08-08 14:41
من در تعجب هستم کسی به نام یوسفی نژاد کتاب را نخوانده است دیپلم هم ندارد اما این ... کتاب را نقد میکند راستی این افتضاح را باید چه نام گذاشت
عکسش نشان میدهد که از ... بلند شده و کاملاً .... است
زنده باد علیزاده
و مرگ بر ....زک کرده هایی که درصدد نمایش چهره ای بد از بختیاریها هستند
پاسخ دادن
 
 
0 # ع .صادقی 1392-08-14 11:56
کتب پرمحتوا وارزشمند تاریخی که وقایع رابیان می کنند همیشه درمعرض نقد وبررسی افکار قرار می گیرند واین نقد ارزش اثر رابیشتر جلوه گر می سازد.از انتقادات استقبال شود اما بادلایل ومستندات باید نقد کرد نه با قصدی دیگر.
پاسخ دادن
 
 
0 # Esmaeil Farhadian 1392-09-04 13:57
دیدگاه از حد معمول طولانی‌تر است!
دوستدار شما : اسمعیل فرهادیان کارشناس مخازن زیرزمینی نفت و گاز و دبیر انجمن دوستداران مسجدسلیمان، لالی، اندیکا، هفتکل و گلگیر.
پاسخ دادن
 
 
+2 # خواجه وند 1392-09-06 15:59
فقان از دست ثر....های ایل

چه ملکه خوش باور ساده لوه چه.............
پاسخ دادن
 
 
+3 # خواجه وند 1392-09-07 09:31
افرادی که امروز وارد بازار گرم نقد آبکی علیه علیزاده شده ایداین روزها خواهد گذشت اندوخته های علمی تان که فزونی یافت آنزمان
تصمصیم خواهید گرفت که نگاهی به قلم فرسایی های امروزتان بیندازید متاسف که شدید جویبار عرق ریزان که جاری شد باز هم نگران نباشیداو همیشه فرزندان ایل را دوست دارد
پاسخ دادن
 
 
0 # ایلیاتی 1392-09-29 12:54
پس هرچه جوک و متلک توهین در مورد قوم درست میشه درسته.
ما هنوز خودمون به خودمون شک داریم فقط کارمون شده مرز گذاشتن بین طوایف.
پاسخ دادن
 
 
+2 # دختر بختیاری 1392-11-24 14:30
تو این مملکت همیشه از به قدرت رسیدن بختیاری ها میترسیدن.به همین دلیل هرکاری برای اینکه کمتر دیده بشن انجام میدن چه بسا که دست به تخریب چهره بختیاری ها بزنن مثل همین الان که با پخش فیلم موهن سرزمین کهن قصد تخریب شخصیت بزرگان بختیاری ما رو دارن.
پاسخ دادن
 
 
+2 # مسعود 1394-02-11 12:37
باسلام نقد و انتقاد خوب است ولی همگی باید مواظب بد خواهان بختیاری باشید تا باز بین عموم بختیاری اختلاف ایجاد نگردد
پاسخ دادن
 

نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: