اتابكان لر بزرگ در منطقه بختياري

 حكومت محلي اتابكان لر بزرگ از نيمه دوم قرن ششم هجري (550 ق) آغاز و تا سال (827 ق) تداوم يافت، اين حكومت بر بخش بزرگي از سرزمين هاي غربي وجنوب غربي ايران كه شامل بخشي از استان هاي خوزستان، چهارمحال وبختياري ، اصفهان ، لرستان ، كهگيليويه وبوير احمد و بخشي از استان فارس كنوني بود، فرمانروايي مي كردند.

موقعيت ويژه ي جغرافيايي سرزمين لر بزرگ در حيات سياسي واقتصادي آنان نقش مؤثري داشته است، اين سرزمين مسير هجوم و لشكركشي دولت هاي قدرتمند نظير مغول و تيموري به مناطق ديگر بود.حاكمان محلي و اتابكان در صورتي كه توان مقابله با نيروهاي مغولان، تيموريان يا آل مظفر را نداشتند به دژهاي طبيعي و تسخير ناپذير آن پناه مي بردند. اتابكان لر بزرگ، مال امير(ايذه كنوني) را كه شهري باستاني بود به عنوان پايتخت انتخاب كردند، اين شهر تا پايان دوره ي زمامداريشان مركز حكومت اتابكان باقي ماند.

 اتابكان در عمران و آباداني مال امير تلاش فروان نمودند تا جائي كه يكي از شهرهاي آباد آن دوران گرديد.همين موقعيت باعث گرديد تا ساكنان اين قسمت از ايران از نظر اجتماعي به كوچ نشيني و از نظر اقتصادي به دامپروري روي آروند.

در خصوص منشأ نژادي ساكنان قلمرو اتابكان- لربزرگ – نظريات متفاوتي وجود دارد،اما با كمك اسناد و مدارك تاريخي به اين نتيجه مي رسيم كه آنان قوم  ايراني الاصل  ، آريايي وپارسي زبان هستند ، كه از نظر عادات، آداب و رسوم ، خصوصيات زباني و فرهنگي و مشخصات فيزيكي با اقوام مختلفي چون عيلاميان ، كاسي ها، اعراب و تركان آميخته اند اما توانسته اند اصالت خود را بيش از گروه هاي ديگر حفظ نمايند.

برخي از محققان مقام اتابكي ، اتابكان لر بزرگ را جعلي مي دانند، از آن جا كه مقام اتابكي را از سُلغريان فارس كه شاخه اي از سلجوقيان بودند، اخذ نموده اند وبيشتر براي سُلغريان و ديگر حكومت ها نقش وكاركرد نظامي داشته اند    مي توان گفت كه پيدايي مقام اتابكي آنان ريشه در نهاد اتابكي دوره ي سلجوقيان دارد.

 در پاسخ به اين سئوال كه حاكميت اتابكان بر چه مباني و محورهايي استوار بوده است ؟بايد گفت كه مباني حاكميت اتابكان طي دوره ي طولاني حكومت آنان متفاوت بوده است ، از آغاز فرمانروايي آنان تا هجوم مغولان ، تكيه بر سنت هاي ايلي ، انديشه هاي فره ايزدي شاهان ايراني ، تكيه بر خلافت يا سلطنت متكي بر خلافت از عمده محورهاي حاكميت آنان محسوب مي شد اما به تدريج اين محورها تضعيف شد و مناسبات اتابكان با بازماندگان خوارزمشاهي دچار تغيير گرديد. ادامه حيات سياسي و حفظ موجوديت ،اتابكان را وادار كرد تا در دوره ي ايلخانان به دنبال مباني ديگري به عنوان  محور حاكميت خود باشند در راستاي همين موضوع مطيع و منقاد ايلخانان شدند و در كنف حمايت آنان به حكومت خود ادامه دادند كه اين موضوع در دوره ي تيموريان تا سقوط اتابكان تداوم داشت .

در خصوص روابط و مناسبات آنان با دولت هاي ديگر و تاثيرات آن در حيات سياسي آنان مي توان چنين نتيجه گرفت، كه اتابكان لر بزرگ با اضمحلال و سقوط دولت سلجوقي ، خوارزمشاهيان را در مقام سلطنت يافتند و با توجه به اقتدار خوارزمشاهيان با‌آنان روابط حسنه اي داشتند واز طريق تنظيم مناسبات با دولت خوارزمشاه در جهت تحكيم مباني مشروعيت حكومتشان كه مي بايست به تأييد نهاد سلطنت برسد گام برداشتند.

در تنظيم مناسبات اتابكان با خلفا ، كسب مشروعيت مذهبي و سياسي ، همسويي و اشتراك مذهبي با خلفاي عباسي ، تلاش خلفا براي بازيابي قدرت سياسي از طريق تضعيف رقبا و تحريك و تحريض امراء و حكمرانان عليه يكديگر وعامل ژئوپوليتيكي (نزديكي و مجاورت قلمرو) دخالت داشت .

اتابكان لر بزرگ با سقوط خلافت عباسي، براي تداوم موجوديت سياسي درحفظ قلمرو خود ناچار سلطه ي مغولان را پذيرفتند و مطيع و منقاد آنان گشتند. اين انقياد وفرمانبرداري نه از روي طبع وميل بلكه از سر اجبار و زور بود. اتخاذ سياست تسامح ومدارا با مغولان پيامدهاي مثبتي براي اتابكان درپي داشت وباعث شد قلمرو خود را از آسيب و ويراني تهاجم مغولان حفظ نمايند.

 از نظر وضعيت اجتماعي ،ساختار اجتماعي جامعه اتابكان بر نظام ايلي وانسجام وهمبستگي طوايف درون ايل استوار بود وحمايت افراد ايل از اتابك از جمله منشأ قدرت حاكم به حساب مي آمد .

اتخاذ روش حكومتي مناسب همراه با تسامح با دولت هاي قدرتمند نظير ايلخانان وتيموريان، عدالت ورزي، احياي سنت  وقف و موقوفات ، بخشش ماليات رعايا،رسم كوچ نشيني ييلاق و قشلاق ، احداث بناها، مدارس و تثبيت مالكيت زمين باعث رونق  و شكوفايي منطقه لربزرگ از نظر اجتماعي و اقتصادي در دوره ي آنان شد.

تشكيلات اداري وديواني اتابكان در بدو پيدايش بسيار ساده و ابتدايي بود ولي به تدريج و خصوصاً در دوره ايلخانان و به تقليد از آنان دربار كوچكي ترتيب دادند كه ويژگي ها وخصوصيات ديوانسالاري سلاطين وشاهان ايران در مقياسي كوچكتر را داشت ، كه در رأس آن اتابك قرار داشت ودركنار او مقام هايي نظير وزارت ، نيابت السلطنه ، اميرالامراء و شيخ الشيوخ ، حاجب ونديم و ... قرار داشتند.

 از نظر فرهنگي ،فرهنگ وادبيات در دوره ي اتابكان و در قلمرو تحت سيطره ي آنان رونق خوبي داشته است كه يكي از علت هاي شكوفايي ورونق ادبي را بايد در سياست مسالمت آميزي دانست كه اتابكان لر بزرگ با مغولان و ايلخانان درپيش گرفته بودند .حاكمان اتابك پناهگاهي براي اديبان و دانش دوستان بودند، و دوره ي آنان سرشار از معنويت و فرهنگ براي ديار لر بزرگ بود . مدارس و اتابكيه هاي لرستان و مال امير مركز حكومت آنان ، همچون دانشگاه هاي امروزي پر رونق و دانشمندان زيادي مقيم يا فارغ التحصيل آن ها بودند گواه اين موضوع ده ها كتابي است كه در ديباچه شان، مولفان با ذكر اوصاف جميل حاكمان اتابكي را ستوده اند وكتاب خويش را به پيشگاه آنان تقديم داشته اند.

 از نظر مذهبي،اتابكان لر بزرگ در  زمينه مذهبي با اتخاذ سياست تسامح كه از ويژگي هاي دوره ي ايلخاني بود باعث رواج و گسترش انديشه هاي مختلف مذهبي در قلمرو خود گرديدند، به طوري كه در كنار مذهب تسنن كه عقيده حاكم وآيين رسمي بود، تمايل به تصوف رونق بسياري يافت، وجود دراويش وشيوخ وبه پا داشتن خانقاه هاي فراوان در لرستان حكايت از اين موج صوفي گري با صبغه شيعه دارد. همراه با تمايلات صوفيانه، حاكميت مذهب تسنن، گرايش به شيعه وارد مرحله جديدي شد وساكنان لرستان به تدريج به آيين تشيع گرويدند وبر پيروان مذهب تشيع افزوده شد .

نهايتاً پس از سه سده زمامداري ، مجموعه اي از عوامل جغرافيايي، اقتصادي، سياسي، مذهبي و اجتماعي با كمك هجوم خارجي به حيات سياسي آنان پايان داد.

 

برگرفته از کتاب: تاریخ تحول اتابکان لربزرگ در منطقه بختیاری تالیف دکتر عزت اله نوروزی(عبدالهی)- مدرس دانشگاه ازاد اسلامي ايذه

 

دیدگاه‌ها   

 
-5 # محمود لقمان پور 1393-01-11 08:02
شما لرها چرا هرکدومتون یه تاریخی ذکر می کنید مثلا اقای حمیدلطفی در وبلاگ لرها شگفت انگیزند کاملا خلاف شما میگه :لرها چگونه مسلمان شدند!!؟؟
لرها هرگز سنی نشدند انها از همان ابتدا بلافاصله از کیش زرتشی به لباس تشیع درآمدند واین تفاوت لرها با سایر اقوام است. سپاه خلیفه هرگز نتوانست لرستان را به سبب موقعیت اقلیمی وجغرافیایی تسخیر کند واین مهمترین دلیل در نگرویدن ایشان به اهل سنت بوده است.

اما اسلام آوردن ایشان به سبب حضور سادات علوی بوده است که از حکومت مرکزی متواری بوده اند این سادات با نشان دادن کرامات فراوان از خود لرها را مرید خود کرده و به آیین تشیع درآوردند!

اعتقادات شیعی انها را بیشتر دربرابر سپاه خلیفه جسورتر می کرد و جالب اینکه ایشان تنها از یک حکومت شیعی شکست خوردند ،حکومت صفوی,...

http://lora66.blogfa.com/post/53
پاسخ دادن
 
 
0 # احمد بختیار 1395-08-18 22:12
سلام . بعضیا از رو ناگاهی یا علم کم چیزایی میگن . عادی هست و همه جای دنیا این روند در پیش هست . اما راج لرها چون سرزمین لرها از اصفهان و همدان و چهارمحال و خوزستان و لرستان و کرمانشاه و ایلام تا عراق و شام امتداد داشته در جای جای سرزمین پهناور لرها اتفاقاتی افتاده و به قلم اوردند . علت این ناهماهنگی و اختلاف بخاطر این بوده
پاسخ دادن
 
 
-8 # رضا/دهلران 1393-07-04 08:47
باسلام. اسناد تاریخی مشخص کرده اند که قوم لربزرگ، زیرمجموعه ی کردان مهاجر شام(سوریه)هستند . بحث اصالت و آریایی بودن بختیاری زمانی مشخصا درست است که آن ها راکرد بدانیم چرا که هویت کردان ایرانی بوده است. این که امروزه بیاییم وبگوییم آریوبرزن و کوروش و... بختیاری بودند یک طنز تاریخی وبسیار خنده دار است. امروزه کتاب ونوشته ومستندات تاریخ اند که قضا وت می کنند، نه تعصب وتخیل وتوهم.
پاسخ دادن
 
 
+5 # لر 1393-07-10 21:28
اقا رضا شما دروبلاگ بهمیی .کام هم چنین نظراتی داده اید.ایا سرزمین لربزرگ خوزستان چهارمحال کهگیلویه اصفهان بوشهر فارس خالی از سکنه بوده اند.فقط تعدادخانوارهایی ازلوران به ان منطقه کوچ کردندکه حمدا...مصتوفی میگه لرها به سرزمین مادریشان برگشتند تاریخ را که نمیشه انکار کرد موفق باشی.
پاسخ دادن
 
 
0 # کرد؟ 1394-05-08 12:44
عجب این هم از اون حرفا بود
در این صورت کی قوم اصیل هست خوبه که می گین مهاجر سوریه. نه تعصب بذاریم کنار آریوبرزن لر بود ادعایی به بختیاری بودنش نیست.
پاسخ دادن
 
 
+3 # Amin M.i.R 1394-02-20 07:22
با درود،آقا رضا بجای استفاده از تعصب کورکورانه،یکم تحقیق کن و تاریخ بخون،مردم ساکن در کوهای زاگرس اوجیا نام داشتن که در فتح بابل از رشادتهای آنان سخن گفته شده و مردم اوجیا(معرب آن خوزیا است خوزستان)ایرانی الاصلند ک هیچ بیگانه ای وارد خاک آنها نشده است و مرکز آنان آنزان(ایذه کنونی)بود،اوجیا ها در زمانهای بعد لر بزرگ و در زمان صفویه بختیاری نامیده شدند،این که شما گفتین بختیاریها از سوریه اومدن،یک نظریه دروغیه که بعضیها مثل شما که حقیقت را بر تعصبتون مقدم کردین در آوردن و این حرف کاملا از روی حسادت به خالص ترین نژاد ایران یعنی ایل بختیاری است.خودتونو اصلاح کنید و مطالعتون رو زیاد.بدرود
پاسخ دادن
 
 
0 # ساتیار 1395-03-11 11:09
رضا جان اولاً شما براساس چه اسنادی قوم بختیاری را مهاجر می دانید و دوم چه کسی از روی تعصب کوروش و آریوبرزن را بختیاری خوانده،،تاریخ گواه است که بختیاری قوم اصیل و متمدن ایران زمین بوده و سردارانش در تاریخ ماندگارند.
پاسخ دادن
 
 
0 # bonwar jmbonwar 1396-08-03 19:13
العمری میگه لر ها در شام بودن که با ظلم صلاح الدین به وطن خود باز گشتن
پاسخ دادن
 
 
0 # مسعود 1396-08-03 19:20
سلام
پاسخ دادن
 

نوشتن دیدگاه

* نمایش نظرات به منزله تائید آنها نمی‌باشد.
* مسئولیت نظر با کاربر می‌باشد.
* ایمیل فعال خود را وارد نمایید.
* در صورت امکان نام و شهرت خود را کامل وارد کنید.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره ما

تازه‌های کتاب

 کتاب «نخستین جرعه از این جام» میزبانی و قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در جام ملت های آسیا (۱۳۴۷-۱۹۶۸) را از زوایای سیاسی-اجتماعی و ورزشی با نگاهی تازه مورد کنکاش قرار داده است.
 شیمبار (شیم بار) جلگه گرمسیری شیمبار در شمال خوزستان واقع گردیده و تقریباً نزدیک به نقطه صفر مرزی بین استان خوزستان و چهار محال بختیاری قرار دارد. این منطقه گردشگری از توابع بخش چلو شهرستان اندیکا می باشد که در 45 کیلومتری شهر قلعه خواجه  و یکصد کیلومتری مسجدسلیمان و220 کیلومتری اهواز است.  
 «فراز و فرود ایل کیان ارثی با تاکید بر ظهور و سقوط محمدتقی خان بختیاری» عنوان کتابی است که توسط مصطفی علیزاده گل سفیدی به نگارش درآمده و آماده چاپ شده است. در این کتاب با استناد به منابع مختلف تاریخی به بررسی ایل کیان ارثی و روسای آن از دوره صفویه تا 50 سال پیش پرداخته و شامل 5 فصل به شرح ذیل است: